خلط شوخی با دروغ
ساعت ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٢ مهر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: قواعد طبیعی ،شوخی ،دروغ ،دروغ کرداری

سیاه و سفید(٣٩)

 

دیروز از رفتارهایی گفتیم که برخی افراد به نام «شوخی» مرتکب دروغ می شوند و گاه فرد را تا آستانه سکته پیش می برند تا خود در حد انفجار بخندند! صدالبته همیشه این به اصطلاح شوخی ها، بی هزینه نیست که گاه به شدت هزینه بار می شود. هم برای فردی که مرتکب چنین رفتار ناشایستی می شود که در گام نخست او را از مقام شهروندی مسئول که رفتار و کردارش مسئولانه و به قاعده است تا حد یک فرد نامتوازن در رفتار که به راحتی «دروغ رفتاری» و «دروغ گفتاری» دارد تنزل می دهد. هزینه دیگر این «دروغ کرداری» را فرد بی تقصیری می دهد که در معرض شوخی پراکنی قرار گرفته است که البته باید هزینه این را هم از حساب آن کم کرد اما کمتر چنین اتفاقی می افتد که مثلا فرد بیاید به جای کسی که به سراغ خودرویش آمده، یقه فردی را بگیرد که او را به آن سو گسیل کرده است. متاسفانه ما اهل خط اول ایم به این معنی که همان اول یقه فردی را که جلوی ماست می گیریم حال آن که آن فرد خود قربانی «شوخ پنداری» یک «دروغ کار» شده است و ما و او هر دو باید یقه کسی را بگیریم که او را مضحکه و ما را عصبانی کرده است اما... و یا به مثل اگر کارمندی پس از شنیدن سخنانی چنان به خروش آید و به سراغ مسئول برود، باز نباید همه کاسه و کوزه ها را سر او شکست بلکه باید کسی را به محکمه برد که «شوخ سرانه»، دستمال بسته است به سر همکارش که بی دردسر داشتن و دردسر ساختن به کار خود مشغول بود اما رفتار این همکار هم نقش کبریت دارد، هم نقش هیزم و هم نقش بنزین، هم نقش باروت و سپس در مثل این جاها، آن قاعده فقهی و حقوقی جاری است که «سبب» را «اقوی» از مباشر می داند و مسبب هم بیش از مباشر باید پاسخ گوی اقدام اتفاق افتاده باشد. این قبیل «شوخ پنداری ها» از دیگر سو هم قابل بررسی است از جمله حقوق معنوی افرادی که مورد مضحکه قرار می گیرند و آسیب شخصیتی و روحی که می بینند هم از جمله «حق الناس» است که بر ذمه فرد مرتکب قرار می گیرد. پس در رفتار اجتماعی و نحوه تعامل خود با همکاران و دیگر آحاد جامعه، شوخی را با مردم آزاری و تحقیر افراد و تعدی به حقوق دیگران، خلط نکنیم، چه شوخی، یک استعداد و یک نعمت است که جمعی را شاد می کند، بی آن که به گناه دروغ آلوده شود یا به قیمت ناراحتی دیگران تمام شود. شوخ هم فردی شادی آفرین است که بدون تولید اندوه برای دیگران، یک جمع را به شادی میهمان می کند و از همین رو است که او را فردی خوش مشرب و مجلس آرا می دانند و دوست می دارند اما هیچ کس فردی را که به نام شوخ طبعی، قواعد طبیعی شوخی را با مردم آزاری و دروغ بر هم می زند، دوست ندارد بماند که چنین فردی در معرض نفرت عمومی هم قرار می گیرد. این را باید بدانیم که ارزش هر فرد برای مردم به اندازه نفعی است که جامعه از او می برد و این هم قاعده ای منطقی است. لذا هرکس می خواهد بداند نگاه جامعه به او چگونه است به عملکرد خود نگاه کند و ببیند چقدر برای دیگران مفید است و به همان میزان به خود امتیاز دهد. در کلاس جامعه، هزارآفرین را به کسی می دهند که بدون دروغ و مردم آزاری، لحظاتی شاد را برای دیگران فراهم کند...
صفحه 09 اجتماعی ، شماره سریال 17380 ، تاریخ انتشار 880712