۵ وعده پرواز
ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۸ آبان ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: حضرت رضا ،امام عشق ،پرواز کبوترانه ،بلند اقبال

 

 این فقط من نیستم که انتخاب کرده ام، تو هم مرا انتخاب کرده ای آقای من. این درست که من «خاکم» اما می توانم ارزش کیمیا شدن داشته باشم. لذاست که مرا به حضور خوانده ای تا در شعاع مستقیم انوار تو باشم و در فضایی سلام بخوانم که همه به «تسمع کلامی» اعتقاد دارند و من هر روز ۵ بار از «ترد سلامی» سرشار می شوم، ۵ وعده، جام در جام عشق می نوشم و ۵ بار عشق در عشق عاشق می شوم. من «بلند اقبال» هستم، آقا که در تقدیر من تنفس در حرم و شعر سرایی در حریم شما نوشته شده است. من فرخنده فالم آقای من که در مشهد شما زندگی می کنم که هرگاه گم شوم و هر جا خود را گم کنم می توانم در حرم شما خود را پیدا کنم. من آن قدر «چشم آهوانه» دارم که هر روز ۵ وعده آن را به تماشای گنبد و گلدسته حرمتان، نه، به زیارت تماشای خودتان بفرستم و حتم دارم، این چشم ها بی اجابت عشق باز نخواهد گشت. این را که من، اصلا جز زیبایی نمی بینم نشان از آن می دانم که شمادر چشمانم نشانه گذاشته اید. این اشارت همان نشانه است که اجازه ورود غیراز زیبایی را به نگاهم نمی دهد. تازه من می توانم هر لحظه، کبوتر های دلم را به سمت حرم شما پرواز دهم، حتی می توانم گاه، دلم را آن قدر پاکیزه کنم که سعادت میزبانی شما را داشته باشد و باز این همه را از شما دارم. شمایی که مرا برای شفا انتخاب کردید، «درد ناگفته» را شنیدید، «دردنامه نانوشته» را خواندید و «خواهش های خاموش» مانده را اجابت فرمودید. من شفا یافته حضور حضرت شمایم، آن شب که چشمانم «خویش» را بر سر دستان مردم دید که شفا گرفته بود و باز من خود به دنبال آن «خود» شفا یافته خویش می دویدم لابلای آدم هایی که می خواستند پاره ای از لباسم را به نیت تبرک بر گیرند، من هم به همان لباس چنگ نگاه می زدم و خوب می دانم از آن شب، هر چه زیبایی است اثر شفای شماست و نازیبایی هایی که زندگی ام را خط می اندازد از آن «خود من» است و الا آن «خود شفا یافته» خود غزل شیدایی و «مثنوی» زیبایی است. آن خود قشنگ و شفا یافته گاه دست این «خود من» را می گیرد و تا حرم می آورد. آن خود بارها برای این خود من گفته است به حرم هم که می رویم نباید جز به آقا حتی به ضریح و پنجره و ... مشغول شویم. این آیت معرفت را هم خوانده است که:

چون که در خانه جانانه مهمانت کنند

گول نعمت را مخور، مشغول صاحب خانه باش

پس خود، ما را بپذیر ای امام عشق یا حضرت رضا(ع)! ما را بپذیر. چشم های شرمگین ما اگر چه زیبایی آهوانه نداشته باشد، خستگی یک پشیمانی را خواهد داشت دست هامان اگر به پرواز کبوترانه نیست، از زمین به سمت آسمان به حرکت در آمده است... پس می آییم و مطمئنیم برای آبی که از سقا خانه ما را سیراب خواهی کرد از نام و حتی ایمان ما نخواهی پرسید و همین کرم توست که نام و ایمان ما را به رضا می آورد، ای حضرت رضا...!

صفحه 08 خانواده و سلامت ، شماره سریال 17401 ، تاریخ انتشار 880807