30 كشته و يك سوال از مدعي العموم
ساعت ٤:٢٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ فروردین ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

بترسيد از مردمي كه براي شكايت، جز نيمه هاي شب و شكوائيه اي جز ناله و محكمه اي جز عدالتكده منتقم قهار نمي شناسند. بترسيد! اين را به همه مسئولان و دست اندركاراني مي گويم كه به قصور و تقصير در حادثه مرگبار «اتوبوس مرگ» دست داشته اند.
بترسيد كه اگر امروز به هر حيلتي از محكمه و محاكمه بگريزيد، از آن محكمه هرگز گريزي نخواهيد داشت.
نمي توانيد امور را اداره كنيد، بگذاريد و برويد آقايان! برويد به دنبال كاري كه مي توانيد. «جان» چنين ارزان نيست كه چنين مفت هدر مي شود.
هركس انساني را بكشد انگار همه انسانيت را كشته است. اين روح فرهنگ ديني است.
حالا لازم نيست قمه برداريد و شقه شقه كنيد. در فرآيند قصور و تقصير هم مرگ شكل مي گيرد و قتل. و حالا 30 جان پاك هدر شده است و 30 طايفه عزادار و چندين خانواده بي فرزند، بي سرپرست، بي تكيه گاه. آيا كسي براي عوارض تلخ و هولناك پيامد اين قبيل حوادث فكري كرده است؟ كودكان به جامانده از قربانيان چه فردايي خواهند داشت؟ كسي پاسخ بدهد! سال پاسخگويي است حضرات! شانه خالي نكنيد!
خسارت مالي صرف اين ماجرا را كه نگاه كنيم بيش از يك ميليارد تومان مي شود!
آيا نمي شد و نمي شود همين هزينه ها را صرف بهينه سازي، تعريض وبهسازي جاده كرد؟ آيا حتما بايد ديه كشته ها را داد. نوشدارويي كه هيچ سهرابي را جان نمي بخشد! اين درست كه عامل انساني در شكل گيري حادثه نقش اساسي دارد. اما آيا جاده، بي تقصير است؟ وزارت فخيمه راه و جناب خرم چگونه؟ ديگر مسئولان امر چطور؟ مسخره است آقايان در دعواهاي سياسي به فكر به «صفر» رساندن مخالفان خود هستند از همه جناح ها، آن وقت هيچ كس براي كاهش جنايت جاده فكري نمي كند! در كشور ديگري اگر اين حادثه ها روي مي داد باور كنيد خيلي از بلند پايگان استعفا مي كردند و حتي مثل ژاپني ها خود را مي كشتند، اما اينجا، كسي زحمت يك عرض تسليت و عذرخواهي هم به خود نمي دهد. ظريفي مي گفت در آن كشورها، افراد بر اساس شايستگي انتخاب مي شوند. وقتي مي بينند نتوانسته اند آنگونه كه بايد حوزه مسئوليت خويش را مديريت كنند، استعفا مي دهند، اما اينجا... بگذريم.
از جاده هايي كه تردد در آن 10 بار خطرناكتر از جبهه جنگ است چه انتظار؟
خراسان هم نياز به تقسيم ندارد؟ بيشترين بودجه، بهترين مديريت، بهترين جاده، و... همه بهترين ها جمع است، چه نيازي به تقسيم كه بودجه را افزايش دهد و چه حاجت به تقسيم مديريت ها؟ حالا ختم سوم قربانيان هم بايد برگزار شود.
داغ هستند روزنامه ها و يك چيزي مي نويسند... سرد مي شوند، مثل هر داغ ديگري و همه چيز فراموش مي شود. بي خيال حوزه هاي كاري، بي خيال مديريت و جاده و... سياست را بچبيم كه در دعوا شكست نخوريم...
يك نكته! آيا نمي شود روي همين حادثه، در محكمه پرونده اي گشود و متوليان جاده را در خور سهم شان در تصادف مجازات نمود؟ سال پرسشگري است، ببخشيد اگر جسارت مي كنم؛ همين امروز چه مي شود دادگستري و دادستان در همين حادثه اعلام جرم كنند و با مقصران برابر مقررات رفتار نمايند؟
باور كنيد جان آدم ها، بي ارزشتر از گفته فلان كس نيست كه فورا عليه او اعلام جرم مي كنند.
اينجا هم مدعي العموم مي تواند وارد ماجرا شود! سواي مدعيان خصوصي و از آنجا كه بهداشت رواني جامعه صدمه ديده اذهان عمومي مشوش شده و احساس ناامني گسترده گرديده بيايد و پيگير ماجرا شود. رهبر انقلاب همه دستگاهها را به پاسخگويي خوانده اند. پاسخ بدهد كسي!...