زیبایی تحمل
ساعت ٩:٥۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢ آذر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: فرهنگ اسلامی ،دست خودم نیست ،استاد فاطمی نیا ،دست من نبود

سیاه و سفید(٧٩)

 

نخ رو به راه را می پیچانیم و در برابر علامت سوال که قرار می گیریم می گوییم دست ما نبود، نخ پیچانده شده را گره می زنیم، باز می گوییم دست ما نبود. گره نخ را کور می کنیم باز می گوییم دست ما نبود، آن وقت که نه به سرانگشت بلکه با دندان هم نمی توانیم گره را باز کنیم از عالم و آ دم طلبکار می شویم که چرا کسی گره نخ را نمی گشاید! تازه همان وقت هم حاضر نیستیم بپذیریم خطا از خود ما بود که فربه شده و همه زندگی ما را در برگرفته است و از هیچ مسئله ساخته و مسئله را پاسخ نداده به معضل تبدیل و از آن هم بحران ساخته است باز حرف ما این است که «دست من نبود» پس دست چه کسی است آن چه از آستین  ما به درمی آید؟ به راستی آیا ما نمی توانیم اختیار دست خود را داشته باشیم؟ آیا ما با این همه ادعا وقتی بر نفس خود، بر دست خود و بر رفتار خود «امیر» نیستیم چگونه داعیه دار امیری بر زمین و  آسمان می شویم؛ آیا به الزامات حرفی که می زنیم واقفیم و به قول معروف آیا معنای حرفی که بر زبان می آوریم را می فهمیم یا «زبان ما هم به اختیار نیست» و باز هم می گوییم «دست خودم نیست»؟! استاد فاطمی نیا در برنامه چهارشنبه «این شب ها» که هفته گذشته پخش شد، با نقد این گفته که «دست خودم نیست» می فرمودند، اگر اختیار شما دست خود شما نیست معنای خوبی ندارد یعنی این که افرادی به حقیقت اختیارشان دست خودشان نیست که در عقل شان خلل ایجاد شده است یا می پذیریم در عقل ما هم مشکل ایجاد شده است؟ ایشان با توصیه به تحمل و بردباری و از دست ندادن اختیار امور تحمل را به قبرستان گناه و جرم و خطا تعبیر می کردند که فرد حلیم می تواند با خویشتن داری خود جلوی بسیاری از مشکلات و وقوع بسیاری از گناهان و جرایم را بگیرد و این نه نشان ضعف و ترس او بلکه نشانگر کرامت و بزرگواری و معرفت و عقلانیت در افزایش اوست، در آموزه های دینی هم بسیار به حلم و بردباری دعوت شده ایم و صبر در برابر بلایا از ویژگی های مومن شناخته شده است. الگوهای ایمانی ما هم جملگی در خویشتن داری نمونه بوده اند، پیامبر بزرگوار اسلام، پاسخ توهین های قریش و دیگران را به کرامت و بردباری می دادند. ائمه بزرگوار ما نیز هرگز و هرگز و هرگز در برابر پرخاش و بدگویی و بدکرداری دیگران، جز به صبوری و رافت و بخشش پاسخ نمی دادند و چون خود از جنس زیبایی بودند و زیبایی را می فهمیدند، از آن ها جز روشنایی و زیبایی شکل نمی گرفت. ما هم اگر می خواهیم زندگی زیبا و جامعه سالم داشته باشیم باید زندگی خود را براساس زندگی اهل زیبایی بنا کنیم و با فهم دوباره فرهنگ اسلامی و ایرانی که سرشار از تحمل و تدبر است، نه این که جلوی تبدیل مسائل به مشکلات را بگیریم بلکه مشکلات را به مسائل تبدیل کنیم و با حل مسئله نیز به حظ و بهره ای برسیم که هم زندگی خود ما را روشنی بخشد و هم زندگی دیگران را، چه اولین کسی که از زیبایی لذت می برد، همان کسی است که آن را تولید می کند. قبل از آن که ما از گل در گل فروشی عطر استشمام کنیم و یا زیبایی آن چشم ما را بنوازد، باغبان بهترین بهره را برده است. ما هم باغبان رفتار نیک باشیم.

صفحه 09 اجتماعی ، شماره سریال 17422 ، تاریخ انتشار 880902