معجزه اي به نام حسين
ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۳ فروردین ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:


فردا، اربعين عاشوراي حسيني است. چله، چله نشينان عارفي كه در سماعي سرخ در پي امام خويش پر كشيدند و پرده از راز خلقت انسان برداشتند و بدايت و نهايت آدمي را مفسر شدند. آنها با حماسه و شهادت خود روزي را خلق كردند كه هرگز پايان نمي پذيرد و هيچ زميني نمي تواند شانه از زير بار تكليف ابتلا به كربلا خالي كند. حسين و قافله اش، معجزه الهي بودند، اما نه از آن جنس كه پيامبران براي غلبه بر دشمن به تماشا مي گذارند بلكه از جنس حقيقتي كه دلها را به خويش دچار مي كند تا در عرصه «واقعيت» هم عينيت يابد.
معجزه حسين، از جنس اعجازي است كه با وجود «سنخيت» مي توان بدان وقوف يافت. عين «پيراهن يوسف» كه از مصر تا كنعان از مقابل چشم بسيار نابينايان گذشت و چشمشان نگشود اما چشم يعقوب را شفا بخشيد. اصلا حسين، پيراهن يوسف «حقيقت» است كه خداوند براي همه يعقوب هاي آفرينش فرستاده است. حسين و عاشورايش خود معجزه حقند براي اهل حق «در دل هر امتي كز حق مزه است/ روي و آواز پيامبر معجزه است» و روي حسين، بوي حسين معجزه است. چه اعجازي از اين بالاتر كه او و عاشورايش هميشگي است در هميشه زمان .... و بسيارمان در پي فهم اين حقيقت همواره از خود مي پرسيم ما در كجاي عاشورائيم در كدامين صف؟ خيلي هامان كوفيان را ملامت مي كنيم اما همه وجودمان كوفه است. جاي دوري نرويم به خود نگاه كنيم چقدر بني اسرائيل وار پيامبر عقل و حسين عشقمان را هر روز سر مي بريم؟ هر گناهي كه مي كنيم، هر دروغي كه مي گوئيم، هر قصوري كه مي كنيم، هر بي عدالتي كه روا مي داريم، هر ناصوابي را كه صواب جا مي زنيم، هر خطايي كه مي كنيم، سپاه كوفه را فربه مي كنيم. به هر كلام ناحق تيري به قلب حسين مي اندازيم و واي، واي، واي كه چقدر قلب هامان كوفه است.
واي... واي... واي كه چقدرحسين ايمانمان را مي كشيم... واي... واي... واي... كربلا، جاي دوري نيست، درون ماست. با خود صادق باشيم، ما در كدامين صف ايستاده ايم؟ چقدر در جانمان صداي خطبه خواني سجاد و زينب و ام كلثوم، طنين انداز است؟ چقدر؟... مي گويند تاريخ در كليت خويش تكرار مي شود اما در جزئيت شايد تكرار نشود. كليت عاشورا و كربلا و حسين، آنقدر تكرار شده است كه هيچ كس نمي تواند بدان شهادت ندهد. شايد در نينوا نباشد اما در ناي جان ما كه هست. واي كه در عاشوراي جان چه مي كنيم... بياييم صادقانه، حسين را ياري كنيم، باور كنيد هيچ وقت براي اين مهم دير نيست. نفسمان را لباس «حر» بپوشانيم، همين امروز و به سپاه حسين بپيونديم. فهرست عاشورا هنوز باز است، اين جاي هفتاد و سومين نفر به اندازه همه آدم ها گسترده است. بياييم و در «باطن» حسيني شويم تا «ظاهر»مان هم حسيني شود. حقيقت را باور كنيم تا واقعيت هاي باورمان هم حقيقي شود. حقيقي در پي حقيقتي به نام حسين ...