انسان نو
ساعت ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ آذر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: انسان نو ،محرم بودن ،فلسفه حج ،سنگ شیطان

سیاه و سفید(٨۴)

 


حاجی این روزها از احرام بیرون می آید اما قرار نیست رابطه «محرم بودن» او با دوست قطع شود، از حریم بیرون می آید اما از حرم نباید بیرون بیاید، چه وسعت حرم یار برای اهل معرفت به وسعت زمان و زمین است و هرکس هرجا که است می تواند و باید خود را اهل حرم بداند و در محضر حضرت حق، آن وقت در رفتار خویش هم راهی در پیش خواهد گرفت که رضایت حضرت دوست را به دنبال داشته باشد. به باور من حاجی هم که سعادت دیدار خانه خدا را تجربه کرده است و در جایی که معطر به انفاس قدسی اولیاء ا... است باید «بعثت» را تجربه کند و در خویش برانگیخته شود و خود رامخاطب آیه به آیه قرآن بداند تا به «انسان نو» تبدیل شود و پاکیزه جامگی را با پاکیزه جانی توام کند و در بازگشت به شهر و دیار خود مصداق سفر چهارم معرفت شود به گونه ای که رفتار و گفتارش، سخن و سکوتش، نگاه و چشم گرفتنش و همه وجودش، دلیلی باشد برای هدایت خلق به سوی حضرت خالق اصلا فلسفه حج و حداقل یکی از فلسفه های حج همین خواهد بود و الا اگر قصه یک سفر باشد که گروهی بروند و باز آیند و باز قصه زندگی شان همان باشد که بود، باز اخلاقشان مثل قبل باشد و رفتارشان هم، پس چه حاصل از این سفر و آن همه مشقت؟ اگر قرار باشد فرد شیطان را رمی کند و باز خود به دنبال او برود، چه بهره ای دارد این رمی، این سنگ زدن بر شیطان وقتی ما خود «سنگ شیطان» می شویم؟

انسان وقتی به سفر می رود سوغاتی مناسب با سفر می آورد، سوغات حج هم باید از جنس حج، از جنس مکه و مدینه باشد، حاجی مسلمان باید خلق و خوی نبوی و رفتار علوی و عفت فاطمی به سوغات آورد نه سوغات جهل ابوجهل و رذالت ابوسفیان و باطل کرداری ابولهب را... حاجی مسلمان باید نماد تام و تمام رفتار اسلامی، اخلاق اسلامی باشد نه جور دیگر! فرد وقتی به خانه خدا می رود و حاجی می شود باید به فهم دیدار دوست رسیده باشد و جز او نبیند پس از این و جز او نگوید پس از این بلکه «انسان نو» شود و از نو خود را و زندگی خود را براساس مدل حق گفته بنا و زندگی را مزرعه رویش گل های عبودیت و رفتارش را مظهر شئون خداوندی کند که خلیفه الهی را جز این نشاید و نباید... حاجی که بیاید حاجیان که بیایند باید کشور چند گام به پیش بردارد در مسیر عدالت چه هر حاجی به چراغی روشنی بخش باید تبدیل شود و به الگویی برای درست کاری پس هر سال پس از بازآمدن حاجیان باید گام های بلندی به سوی سعادت اجتماعی برداریم و حلال خوری و حلال کاری در جامعه ما ظهور و بروز یابد نه این که قصه با قبل از آمدن حاجیان یکسان باشد، راحت عرض کنم من با کمال تاسف معتقدم نابه سامانی های اجتماعی ما براثر حرام خوری یا شبه حرام خوری در جامعه است، از زورگیری در انواع و اقسامش تا رشوه و ربا و کم کاری و کم فروشی و گران فروشی در همه صنوف و گروه های اجتماعی، چه صرفا کاسب جماعت نیستند که احتمال کم فروشی و گران فروشی دارند، کارمندی هم که کم کار می کند و افزون تر از کار حقوق می گیرد همین وضعیت را دارد، معلم و گوینده ای هم که بی مطالعه، وقت مردم را پرکند باز مصداق همین ماجراست، اهل قلم هم اگر «قلم به مزد» بگردانند و حق مطلب را ادا نکنند باز ذیل همین تعریف قرار می گیرند...

پس اگر می خواهیم رایحه بهشت را در زندگی مان حس کنیم و بهشتی باشیم اول باید ابزار جهنمی شدن را به دور ریزیم و حاجیان ما که «انسان نو» شده اند در این رهگذر الگوی زندگی ما شوند...

صفحه 09 اجتماعی ، شماره سریال 17428 ، تاریخ انتشار 880910