قاصدهای حسين در اربعين ايران
ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ فروردین ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:
















اربعين، اين بهانه دوباره خواني عاشورا، امسال در شهرستانهاي مختلف ايران شهادت گونه تراز هميشه قرائت مي شد و قاريان اين شهود عاشقانه سيصد و پنجاه شاهدي بودند كه خود شهادت را به جان نوش كرده بودند و باز آمده بودند تا اين نوش را در كام همشهريان خويش تازه كنند.گزارش خبرنگاران ما از شهرهاي مختلف گواه است كه مردم با شهدا، جور ديگري اربعين را گرامي مي دارند و سندهاي افتخار همراهي با حسين(ع) را بر سر شانه هايي مي كشند كه در برابر هيچ زورمداري خم نشده است. ديروز، بر شانه هاي شهر، در كنار علم و كتلها، پيكرهاي پرشكوهي بود كه پيك حسين بودند در بازخواني هل من ناصر ينصرني شهدا آمده بودند با خبرهايي كه هنوز تازه بود، گويي هركدام پيك حسين(ع) بودند به سوي قوم خويش، آمده بودند تا بگويند حسين(ع)، هنوز آنها را انتظار مي كشد. بگويند، نه عاشورا به پايان رسيده است نه كربلا. گوش اگر مي دادي هركدام از اين پيكرها، چاووش مي خواندند. هركدام از اين تكه استخوانها، عشق حسين(ع) را تا عمق استخوان مردم مي بردند.آنها... شهرها هم كربلايي تر از هميشه بود. پرچمهاي سياه در اهتزاز، علم ها و ...به مثل نشانه هاي قومي بودند كه ايمان به حسين(ع) را شهادت مي دادند.
شهداء آمده بودند، تا مردم را با خود به كربلا ببرند، به ياري حسين(ع) كه صدايش هرگز خاموش نمي شود. به كربلايي كه به اندازه همه تاريخ بزرگ است...

حسين(ع) پيك هاي خود را با قامتي خونين فرستاده بود به سراغ مردمي كه يك عمر «ياليتنا كنا معك» خوانده بودند و پيك ها سراغ همه «زهير بن قين»هاي تاريخ آمده بودند، به هر نام و به هر نشان. فرقي نمي كرد. اسم چيست و نسب كدام است. امام همه ما را به ياري خوانده است. آيا بازهم كوفي وار او را تنها مي گذاريم؟ بازهم شانه خالي مي كنيم اززير بار ابتلا به كربلا؟ آيا شهداء را تنها و با دست خالي به سوي حسين(ع) باز مي گردانيم؟ نه... خدا كند اين بار قاصدهاي پسر فاطمه (س) شرمنده نشوند، خدا كند قاصدهاي پسر پيامبر(ص) را اين بار ما همراهي كنيم.خدا كند فرستاده هاي پسر علي، (ع) اين بار با مردان گردن فراز به ياري حسين(ع) بشتابند و با زناني عفت انديش به غمگساري زينب (س) بروند. خدا كند همه ما برويم...