پیراهنی از آتش
ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۸ آذر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: حلالیت خواهی ،جامه آتش ،ببخشید ،قائم به فرد

سیاه و سفید(٩٠)

 

دیروز گفتیم هیچ کس فرعون را دوست ندارد، چون وقتی یک سو فردی با تکبر رفتار می کند در سوی دیگر، افرادی آسیب می بینند و این اخلاق رذیله،«قائم به فرد» نیست بلکه ۳ رکن دارد؛ اول- کسی که تکبر می ورزد، دوم- آن چه به آن تکبر می ورزد اعم از پست و مقام و ثروت و مال و قدرت و زیبایی و جمال و... سومین رکن این «ضداخلاق» فردی است که به او تکبر ورزیده می شود و به اصطلاح «متکبربه» یعنی همان کسی که متکبر دل او را می شکند و شخصیتش را خرد می کند و سرمایه حیثیتی و عاطفی او را به باد می دهد. پس می توان گفت برخلاف ظاهر که برخی فکر می کنند تکبر صرفا گناهی فردی است که با توبه فردی هم جبران می شود، این یک گناه اجتماعی و فراگیر است که دایره شمول آن به وسعت حوزه عمل فرد متکبر است، هرچه این حوزه گسترده تر و افرادی که به هر دلیل با او مواجه می شوند بیشتر باشد، وسعت و فراوانی این گناه هم بیشتر خواهد بود و در نتیجه رضایت گرفتن و حلالیت طلبیدن را هم مشکل خواهد کرد تازه اگر فرد متکبر، متنبه و آگاه شود و بخواهد این جامه فرعونی را از تن خود و رفتار خویش به در آورد والا قربانیان خوی او افزون خواهد شد به شمار روزهایی که متکبرانه رفتار می کند، به وسعت حوزه مسئولیتی است که فرعون وار اداره می کند، اما... اما راه توبه برای همه باز است و حوزه عبودیت و بندگی تنها ساحتی است که «بن بست» ندارد. هرچند مسئله این است که در آوردن جامه تکبر برای برخی افراد سخت است. اما باید به یادشان آورد که «افرادی که کوه را از میان برمی دارند، کسانی هستند که شروع به برداشتن سنگ ریزه ها می کنند» پس برای برداشتن کوه غرور و تکبر از سر راه بندگی و سلامتی زندگی باید اندک اندک از بدنه کوه غرور تراشید تا آن را از میان برداشت و راه را به سوی زیبایی گشود و آغوش خود را نیز برای کسانی که به غرور او آزار دیده اند و دیگران صمیمانه باز کرد و به درک زیبایی های زندگی خالی از غرور رسید. در جامعه هم تجربه کرده ایم که مردمان هرچند آسیب دیده باشند و دل غمین باشند، باز در برابر «ببخشید» ی که می شنوند و پیغام حلالیت طلبی که به دست شان می رسد، به راحتی به ساحل رضا می رسند، همدیگر را بحل می کنند و رضایت می دهند .پس از این فرصت باید استفاده کرد مبادا که شرم حلالیت خواستن، خود دام شیطانی باشد که اجازه «بنده»شدن فرد را بگیرد و حق الناس معنوی را بر ذمه او باقی بگذارد. حلالیت خواستن هم مخصوص سفر معنوی حج نیست و قرار هم نبوده و نیست و نخواهد بود که صرفا مسافران کعبه و حریم دوست از دیگران رضایت بگیرند بلکه همه ما هرجا که هستیم باید با حلالیت گرفتن از هم، شانه از زیربار حق الناس در همه شقوق و شئون آن سبک کنیم چه جز با بال سبک نمی شود پرید و جز با سبک باری نمی شود پای به راه شد. پس بیاییم و حلالیت خواهی و بحل کردن، رضایت خواهی و رضا شدن را به سنت ماندگار اجتماعی تبدیل کنیم تا اگر خدای نکرده کسی را رنجاندیم، فرصت جبران و پوزش خواهی داشته باشیم، چه همه ما را سفری سخت در پیش است که شاید همین امروز، ما را به سفر بخوانند، آن وقت اگر جامه غرور از تن به در نکرده باشیم، جامه آتش بر تن ما خواهند پوشاند، هرچند در همین زندگی هم آن که غرور دارد و رضایت نمی گیرد و متکبرانه اهل حلالیت خواهی نیست، در جامه ای از آتش است...
صفحه 09 اجتماعی ، شماره سریال 17434 ، تاریخ انتشار 880918