خشم گرگ
ساعت ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ آذر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: رتبه حیوانات ،برده غضب ،آیت ا العظمی بهاءالدینی ،طبیبان اخلاق

سیاه و سفید(٩٢)

خشم آدمی را تا رتبه حیوانات درنده تنزل می دهد و از انسان یک گرگ می سازد. راستی وقتی فرد به زدن و بستن و دریدن می اندیشد و برایش نقشه می کشد یا وقتی این نقشه را به عمل در می آورد، چه تفاوتی است میان او و گرگ؟ جز این که او بدتر است؟ گرگ اگر می درد، براساس قاعده وجودی اوست اما آدمی وقتی می درد، برخلاف ذات و قاعده زندگی خود عمل  می کند. مار اگر نیش می زند از غرض نیست، عادت زندگی اوست و از او جز این انتظار نیست. اما از آدمی آیا انتظار است که مار شود و دیگران را نیش بزند؟ آیا انتظار است، کفتار شود و بدرد؟ گرگ شود و بخورد؟ نه، انتظار نیست لذا وقتی آدم برده غضب می شود و مهار رفتار خود را از عقل می گیرد و به دست خشم می دهد از هر حیوانی درنده خوتر می شود. روشن است که زندگی او هم دیگر نه گلستان، بلکه کشت  زار زشتی ها خواهد بود. برکت از زندگی اش پر خواهد کشید تا نکبت جای آن بنشیند چه نکبت زاییده جنون است و فرموده اند «الغضب، شعبة من الجنون» و از جنون جز جنایت و ... بر نیاید، آیت ا... العظمی بهاءالدینی که در وادی سلوک و معرفت، گام های بلندی برداشته و به جایگاه رفیعی رسیده بودند می فرمودند: «بر اثر غضب، برکت می رود.» و نگاهی به زندگی افراد غضبناک و بردگان خشم، موید این حقیقت است. در زندگی افراد تندخو، آرامش گم می شود، در مزرعه خشم هم هرگز محبت نمی روید، بذر آسایش به بار نمی نشیند و گلی شکوفا نمی شود تا گلستانی شکل بگیرد. اما این بیماری هولناک، چاره دارد، طبیبان اخلاق، برایش نسخه غلبه بر خشم نوشته اند که چون شکل گیرد، از آسمان برکت می بارد و از زمین هم برکت می جوشد، این را نیز در توصیه های مرحوم بهاءالدینی روشن ضمیر می خوانیم که مقابله با غضب، برکت می آورد. مخصوصا اگر فرد بتواند در اوج اقتدار، از خشم فرو آید و از ظلم دیگری هم بگذرد. بتواند به تلافی بلای دیگری را با چند بلا پاسخ دهد اما به برکت «ولا» بگذرد. آن گونه که خیلی از اولیاءا... رسیده اند، استاد فاطمی نیا - که خدایش حفظ کند - در این باره از یک نمونه موفق سخن می گفت که با مدیریت خشم خود به مقام والا رسیده بود، ایشان نقل می کرد که حضرت آیت ا... سلطانی طباطبایی فرمود: ظلمی بر من شد و من می توانستم آبروی او (ظالم) را ببرم اما بر خشم خود غلبه کردم و هرچه دارم از همین است.آری، بزرگان، با ابزار بزرگی قامت می کشند، و هیچ کس بزرگ نمی شود مگر آن که از کوچکی رفتاری چشم بپوشد چه کارهای کوچک، آدمی را کوچک می کند. از آدم کوچک هم کار بزرگ برنیاید و این بزرگ ترین فاجعه است برای جامعه که افرادش بزرگ نباشند و راه بزرگی هم بلد نباشند یا نپیمایند. در جامعه ای که افرادش بزرگ نباشند، به جبر روزگار، کارها به دست افراد کوچک خواهد افتاد و تلخ است سرنوشت جامعه ای که مردمانش بزرگ نباشند، تلخ است، فردای جامعه ای که مردمان امروزش، در آتش خشم هر روز کوچک تر شوند و آن ها را فرصت بزرگی فردا هم نباشد...

صفحه 09 اجتماعی ، شماره سریال 17436 ، تاریخ انتشار 880921