بينش ديني ، نياز امروز
ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

 
«احساس ديني» يك صاعقه است كه بايد ايجاد شود تا در پي آن ابرهاي «بينش ديني» بر زمين باور مردم فرو بارد و اين «ابر»بي اين «صاعقه» ممكن نيست. بر ضميرهاي تشنه ببارد. اما ممكن است صاعقه اي بجهد اما باران نبارد و اين حكايت مردمي است كه در همان گام نخست ماندند. احساس ديني آنها را به همراهي با پيامبر كشاند و تا خورشيد وجودش مستقيم نور مي افشاند، گرم بودند و داغ و با او همراه، اما وقتي مرگ ميان رسول خدا و امت فاصله انداخت. تنها آناني بر صراط پيامبر استوار ماندند و در ادامه راه پيمودند كه درگذر از «احساس ديانت» به «انديشه ديني» رسيده بودند و در ايمان خويش «بصير» و «خبير» شده بودند و بر اساس مدل نبوي، ساخت تربيتي خويش را بنا نهاده بودند. اينان در ادامه راه گام نهادند. اما خيل عظيمي كه پا ازمرحله احساس فراتر ننهاده بودند، نه تنها دين به آنها راه ننمود كه آنها با حفظ قالب و فرم دين بستر را براي باز توليد جاهليت فراهم كردند. تاريخ گواه است كه تمام آناني كه در برابر ائمه حق ايستادند يا به نحوي از انحاء ائمه باطل را ياري كردند. مسلمان بودند! شهادتين مي گفتند، نماز مي گزاردند و روزه مي گرفتند حافظ قرآن بودند و اهل تهجد، اما به مثل، آن ساده دلي را مانند بودند كه استمرار او بر نماز و عبادت جبرئيل را به تعجب واداشته بود كه اين همه «عبادت» چرا پاداش «عبوديت» نمي گيرد و هنگام كه به فرمان خداوند با او همكلام شد و «قلت» فهم او را دريافت فهميد كه تا «عبادت» با «بصيرت» همراه نشود «عبوديت» شكل نمي گيرد و تا «عبوديت» شكل نگيرد، «آزادي» ، «اختيار»،«تصميم سازي» و «تصميم گيري» و... معنا ندارد. عبادت بدون بصيرت، همچون علم بدون تهذيب است كه حجاب اكبر مي شود و فرد را در تار تنيده خويش گرفتار مي كند. امام علي «ع» به تيغ كينه يك نماز شب خوان قاري قرآن به شهادت رسيد كه در پوسته دين گرفتار مانده بود. امام مجتبي هم در هنگامه اي به شهادت رسيد كه دروغي مسلم به نام معاويه، خليفه مسلمين بود؟«حسين» معناي حقيقي اسلام، هم دقيقا به نام اسلام كشته شد و در ميان قتله او كساني بودند كه براي رسيدن به بهشت و همجواري با رسول ا... و يا ساخت مسجد و... به كربلا آمده بودند. پس از آن نيز ادامه حكومت آل اميه و آل عباس جز به نام اسلام در جامعه اي كه احساس ديني شان كال مانده و بصير و مومنانه نشده بود ممكن نبود. هم اكنون نيز ادامه آن ماجراها را شاهديم. كساني به نام اسلام و با احساس غيرت ديني كاري مي كنند كه نتيجه اش به خون افتادن مومنان بصير است. در همين عاشوراي سرخ عراق، در كاظمين يكي از تروريست هايي كه حامل كمربند انفجاري بود را قبل از عمل به نيت شومش گرفته بودند اما او در بالاي هتل محل دستگيري اش فرياد مي زد، رهايم كنيد من اراده كرده ام با شهادت به زيارت رسول ا... بروم؟! او مي خواست با عمليات انتحاري در سالروز شهادت پسر پيامبر و با كشتن زائران آل رسول در خانه واجب الحرمه دو تن ديگر از پسران پيامبر به زيارت رسول ا... نايل شود؟! آنچه هست اين است كه احساس ديني در بسياري از مسلمانان درهمان مرحله «احساس» باقي مانده است و امروز واجب ترين كار براي انديشه وران و انديشمندان مسلمان، تبديل اين احساس به بينش وفراتر بردن بينش تا بلنداي تجربه ديني است تا لب الاباب پيام رسول ا... و ثمره مجاهده ائمه حق وعالمان عامل به نتيجه برسد. به ياد داشته باشيم كه احساس مثل كف روي آب است زود از بين مي رود اما انديشه و تجربه دين زلال آب است كه جاري و ماندگار است. اين يك واقعيت است كه هر داغي، سرد مي شود و هر احساسي آرام اما هيچ «پخته اي» «خام» نمي شود و اسلام هم نه مسلماني احساسي و خام كه مومناني پخته و بصير مي خواهد كه راه را از بيراهه بازشناسند و به پيشوايان باطل و نقابدار به نام دين سواري ندهند.