جامعه نو

ضرورت تعادل دخل و خرج
نویسنده : gholamreza baniasadi - ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸۸
 

سیاه و سفید(٩۶)


یا به اندازه توقعت تلاش کن یا به اندازه تلاشت توقع داشته باش این یک رهنمود منطقی برای زندگی است و می تواند ترازوی زیست فردی و اجتماعی را میزان نگه دارد. اما آیا ترازوی زندگی ما میزان است؟ آیا توانسته ایم توقع و تلاش را همان کنیم تا بتوانیم زندگی متعادلی داشته باشیم؟ آیا رسانه ها و متولیان فرهنگی ما را در این راستا کمک کرده اند یا...؟... اگر نگاهی به زندگی خود و دیگران بیندازیم متاسفانه کمتر افرادی را خواهیم دید که از این تعادل در زندگی خود بهره می برند و فراوان خواهیم یافت افرادی که توقع آنان به مراتب بیش از تلاش شان است و لذا شاهد ناهنجاری های گوناگون اقتصادی، اجتماعی، اخلاقی و... هستیم که همه از «روزگار گریه ناک» مان برمی خیزد چه گفته اند و از هزار زبان شنیده ایم و باز پند نگرفته ایم که؛ «بر آن مرد باید گریست که دخلش بود ۱۹ و خرج ۲۰» ما حتی دخل ۱۹ نداریم برای خرج ۲۰، بلکه گاه دخلمان به ۹ هم نمی رسد اما توقع مان از ۲۰ پایین تر نمی آید، آن وقت چک ها پاس نمی شود و برگشت می خورد تا یک شهروند عادی، عنوان کلاه بردار بیابد و از خانه راهی زندان شود. توقعمان از ۲۰ پایین نمی آید تا نمره اخلاق برخی ها به صفر برسد، و دراز دستی پیشه کنند. فاصله میان دخل و خرج آن قدر زیاد می شود که برای پر کردنش، افراد از جوانمردی دست می شویند و جامه ناجوانمردی می پوشند و رشوه و اختلاس و... شکل می گیرد. دخل افزایش نمی یابد اما براساس فلسفه چشم و هم چشمی خرج روز افزون می شود اصلا هم به نتیجه اش فکر نمی کنیم و یادمان می رود که پیشترها خوانده ایم و شنیده ایم این ضرب المثل را که؛

چو دخلت نیست، خرج آهسته تر کن

که می خوانند ملاحان سرودی

اگر باران به کوهستان نبارد

به سالی دجله گردد خشک رودی

اما ما، یاد نگرفته ایم، آهسته خرج کردن را، از لحاظ فرهنگی هم مقتصدانه و میانه روی را در هزینه کردن، به خسیس بودن و حتی گدایی تعبیر کرده ایم و آن قدر زشت گفته ایم و چهره زشت ساخته ایم که کسی نتواند به سوی مقتصدانه زندگی کردن میل کند. نتواند ترازوی زندگی اش را متعادل کند، نتواند زندگی اش را مدیریت کند و نتیجه این می شود که می بینیم؛ انباشت زندانیان مالی، مردمی که توفان فزون خواهی در زندگی شان وزیده و هم آب حیاتشان را برده است و هم آبرویشان را و چه کسی می تواند بی آبرو زندگی کند، باز آمدن بدهکار به زندان رفته به کوچه های جامعه نیز او را از حیث اخلاق و آبرو و... و همه زیبایی ها فقیرتر می کند و باز نتیجه خالی بودن دست از سرمایه های گوناگون مشخص است که چیست... .

صفحه 09 اجتماعی ، شماره سریال 17440 ، تاریخ انتشار 880925