در انتظار خليفه بهار
ساعت ۳:٢۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:


آقاي من! اي حضرت ناز، پرنمازترين لحظه هايم، پيشكش يك ناز نگاهت، چشم بگردان و به تماشا ميهمانمان كن. بگذار زيارت «آل ياسين»ما، تفسيري مجسم يابد و سلام ما به قيام و قعود و قنوت و ركوع و سجودت پر از حس ناب يك نماز جماعت به امامت تو باشد.
آقاي من! وقتي تو را «آقاي من صدا» مي كنم پر از حس بزرگي مي شوم، جايم را آن بالاها مي بينم و هرجا كه مي ايستم و صدايت مي كنم آنجارا رفيع ترين جا مي دانم حتي اگر در گودالي دور از چشم اغيار باشد. اصلا رفعت، صفت همان جايي است كه شما را نام برند و رفيع كسي است كه شما را ياد كند. اجازت فرمائيد از قبله ترين گوشه قلبم زيارت آل ياسين بخوانم.
آقاي من! با نام شما غرور مستضعفي ام صد چندان مي شود و صداي خوشنواز گام هاي مبارك شما كه هر لحظه نزديك مي شود مرا و ما را و همه قبيله مستضعفان را به امامت زمين و وزش نسيم منت و رحمت الهي اميدوارتر مي كند.
آقاي من! هر روز را با ياد شما آغاز مي كنيم و هرجمعه را به ياد آن شيعه ترين جمعه انتظار مي كشيم اما.... اما هرگز مايوس نمي شويم كه ياس در حريم باورمندان ياس و منتظران «گل نرگس» كفران نعمت انتظار است.
آقاي من! هرگز به دنبال شما پي جوي «قاف» نبوده ام، كه هرگاه وضو گرفته ام به سلام شما در قلب خويش رفته ام. درست همانجايي كه خدا قرار دارد. مگرخداوند نفرمود به موسي كليم كه مرا در دل هاي شكسته مي تواني بيابي... و من دل شكسته ام كجا بروم بهتر از آنجايي كه خدا نشاني اش را داده است؟....
آقاي من! قاف براي شما كوچك است. اصلا جهان «عالم اصغر» است به فرموده امام علي «ع» و جهان اكبر در درون انسان است و مگر مي شود پي جوي حجت بالغه الهي در كوچه پس كوچه هاي اين خاك گشت؟ من به صداي بلند گفته ام و بار دگر مي گويم هركس مي خواهد مهدي ما را ببيند به قلب هاي مومنان مراجعه كند. هركس مي خواهد زائر او شود به قلب پاك خود سري بزند.
آقاي من! قيامت قامت قائم هميشه دوران. اي صاحب زمين و زمان. زمين از آن زمينيان، حرف ما از جنس ديگري است و با همه وجود دست در دل آسمان رها مي كنيم و در قنوت خواهش آه مي كشيم تو را با تمام انتظار بدان اميد كه در اين زمهرير نامهرباني و زمستاني، پر شكوفه مان كني اي خليفه بهار...