محرم و اصلاح باورها
ساعت ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢ دی ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: سنت اهل ایمان ،مجالس حسینی ،ناسازها ،دین محمد(ص)

 سیاه و سفید(١٠١)

سنت اهل ایمان این بود که هرازگاهی به حضور امام می رسیدند و ایمان خویش را عرضه می کردند تا امام حقایق فکری و رفتاری شان را تایید و آنان را نسبت به خطای فکری و رفتاری شان آگاه کند تا بتوانند به قله های رفیع ایمان دست یابند، اما این سنت در عصر غیبت امام معصوم می تواند جور دیگری عملی شود. من، باز آمدن هر سال محرم را و برپایی مجالس حسینی را، این گونه برای خویش تعریف کرده ام که گویا امام حسین علیه السلام بر ما منت نهاده اند و می آیند تا ایمان ما را و ساخت رفتاری ما را اصلاح فرمایند و از «ناسازها»ی فکری و رفتاری پرهیزمان دهند. ما این سعادت را داریم که ایمان خود را بر آموزه های امامت و ولایت عرضه کنیم و درجه ایمان خویش را بسنجیم و راه اصلاح را بیابیم. باید از امام خویش درس زندگی بگیریم امامی که در زندگانی اش، همیشه زیبایی فضایل در اوج بود، حق محور رفتارشان بود و ما را نیز به حق محوری رهنمونند. امامی که در محرم و در کربلا برای اقامه قرآن و تنزیل آیه به آیه کتاب وحی بر جان آدم ها و مبعوث کردن شان به بندگی، از جان خویش گذشتند تا ما، مایی که در نسل های بعد و عصرهای بعد که می آییم. در پرتو عاشورا به احیای دین محمد(ص) برسیم و راه رستگاری بیابیم. آری محرم می آید و هر سال خود را به معرض نگاه  ما می گذارد، درس مان می دهد و به محک امتحان می کشد ما را تا عیان کنیم نمره ایمان مان چند است و چقدر حاضریم در زندگی مان حسینی باشیم. آیا حاضریم در برابر انواع ظلم بایستیم و هزینه هم بپردازیم؟ آیا حاضریم وقتی خدای عادلی داریم، ما هم عدالت بورزیم و در برابر بی عدالتی ها قامت کشیم؟ آیا حاضریم در زندگی، شخصیت خود را بر پی «ایاک نعبد و ایاک نستعین» بنا کنیم؟ آیا مانیفست زندگی خود را در سوره حمد خواهیم یافت تا زندگی موحدانه داشته باشیم و زندگی ما مظهر توحید افعالی باشد؟ آیا...؟ آری این «آیاها» هر کدام پاسخی عملی می طلبد، گویی قیامت همین محرم است که زبان از گفت باز می ماند و جوارح باید پاسخ دهند چقدر حسینی اند. باید با اعمال خود نشان دهیم قرابت و خویشاوندی ما با مولا چقدر است. ایشان هرگز و هرگز و هرگز، باطل را به رسمیت نمی شناسند. در بیان و عمل به حق، صریح و شفاف عمل می کنند. از غیر خدا یاری نمی خواهند، برای غیر خدا کاری نمی کنند حالا ما چنین رویه ای در پیش می گیریم که بخواهیم خود را حسین بدانیم؟ امام با دشمنی که راه را بر ایشان بسته است، هم جوانمردی را به نهایت می رسانند و با آب گوارا، غبار از چهره وعطش از لب شان می گیرند با این که می دانند چند روز دیگر همین سپاه، راه آب را برایشان خواهند بست. امام دغدغه هدایت اینان را مدام با خویش دارند و از هر لحظه ای برای راهنمایی آنان استفاده می کنند با این که می دانند این قوم «یزید زده و یزید شده» جز زبان تیغ برای ایشان پاسخی ندارند، اما مهم نیست، مهم نیست آنان بدسیرتند و سپاه یزیدند. مهم این است که این سو، حسین، مظهر تجلیات صفات خداوند است. ما اما آیا از این رفتار درس می گیریم؟...

صفحه 09 اجتماعی ، شماره سریال 17446 ، تاریخ انتشار 881002