تنهایی دردناک است
ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٦ دی ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: آرامش در زندگی ،تنها

 سیاه و سفید(١١٧)


می گفت:حاضرم، هر چه را دارم، حتی آسایشم را بدهم تا یک روز، فقط یک روز آرامش داشته باشم،اما دریغ که هر چه تلاش می کنم، امکانات آسایش را هم فراهم می آورم و گمانم این می شود که امشب را با آرامش سر بر بالین خواهم گذاشت، باز هم نمی شود. او می گفت با این که اطرافم را خویش و غریبه گرفته اند، در ظاهر هم به من احترام می گذارند و دست هاشان تا سینه بالا می رود و قامتشان تا کمر خم می شود اما... من به آرامش نمی رسم. چون در این «بامن » بودن ها صداقتی نمی بینم...

حرف هایش زیاد بود، زاویه نگاهش هم متنوع اما شاه بیت گفته هایش از ناپیدا بودن آرامش در زندگی اش حکایت داشت و عجب قصه ای است این ماجرای فقدان آرامش که بسیاری از آن رنج می برند ولو بر زبان هم نیاورند، خود رفتار آتش ناک شان می گوید ماجرا چیست اما آدم هایی هم هستند که دارایی شان گاه به اندازه همان لقمه نانی است که روی سفره ای ساده زیر یک سقف اجاره ای می گذارند اما آرامش آنان برای دریای آرام هم رشک برانگیز می شود.

وقتی به زندگی شان نگاه می کنی از شوق سرشار می شوی، لبخند رضامندانه شان تو را هم بر سر وجد می آورد مخصوصا وقتی سفره ساده شان جمع می شود و دستان خسته شان سرشار از سپاس با نگاهشان به آسمان پرواز می کند.

من در مطالعه این دو سبک زندگی به این نتیجه رسیده ام که گروه اولی در میان همه، اما تنهایند، اما گروه دوم، با این که شاید در شهر، یک آشنا و در آسمان یک ستاره نداشته باشند، «تنها» نیستند و راز آرامش اینان هم در همین است که تنها نیستند، کسی را برای خود دارند که دوستش دارند و او هم دوستی را برای آن ها به نهایت می رساند. لذاست که  آنقدر پشت شان گرم است که در زمستان سرد و زمهریر بی کسی باز احساس بهاری وطراوت آرامش می کنند و یک بار که «یا حبیب قلوب الصادقین» بگویند، به زیبایی هایی می رسند که دنیاداران هرگز به درک آن نایل نمی شوند.

این آن رازی است که گروه اول از گشایش آن بازمانده اند و یا اصلا به آن فکر نکرده آدرس عوضی رفته اند و تنها مانده اند چنان که عالمان علوم اجتماعی هم به تاکید می گویند بدترین درد انسان مدرن تنهایی است و او با این که در میان همه است، خود را تنها احساس می کند و در برابر اندک مشکل و نا به سامانی در هم می ریزد. اما انسان مومن چون همواره با خداست،هرگز احساس تنهایی نمی کند تا از مشکلات بهراسد و این هراس به ناآرامی و پیامدهای منفی آن تبدیل شود.

او سبک زندگی خود را این گونه تعریف کرده است که او را خدایی است که از همه چیز بزرگ تر است پس هیچ گاه نمی گوید« ای خدا! من چه مشکل بزرگی دارم» بلکه باور مومنانه و به کلام درآمده او این است که «ای مشکلات! بدانید من چه خدای بزرگی دارم» و چون خدا در قلب او بزرگ نشسته است، مشکلات هرچند هم «بزرگ» باشند، «خرد» به نظر می آیند و از برداشتن سنگ ریزه چه کسی می هراسد؟...

صفحه 09 اجتماعی ، شماره سریال 17464 ، تاریخ انتشار 881026