شادمانی حقیقی
ساعت ۱٠:۱٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۸ دی ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

سیاه و سفید(١١٩)


شادمانی و فرح، میوه ای است که بر درخت وصل می روید. فرح و بهجت حقیقی نیز میوه درخت وصل شدن به حضرت حق است و این شادمانی را نه که پایانی نیست بلکه همواره در افزایش است، اما شادمانی های ظاهری ما، هم خیلی زود به نقطه پایان می رسد و هم گاه به ضد خود تبدیل می شود و غم و ناشادمانی تولید می کند. اما بهجت و شادمانی که هرگز پشیمانی و اندوه ندارد، آن است که بر اثر رابطه با خداوند به وجود آمده باشد. کانت نیز در بحث شادمانی، حرف در خور توجهی دارد که خداوند شادی را ایجاد کرد، اما خود ما در شاد کردن خود باید هوشیارانه عمل کنیم، والا به وادی اندوه فرو خواهیم غلتید. شادمانی، نعمت خداوند است و حق است که مومنان از این نعمت بیش از همه برخوردار شوند و به شکرانه این نعمت، در توسعه آن هم بکوشند. چه شکر نعمت باید از جنس خود نعمت باشد و این اقتضا می کند برای توسعه شادی حقیقی، به سهم خود تلاش کنیم. به باور من همان طور که خداوند زمین و آب را آفرید و آبادانی آن را از ما خواست و بر عهده ما گذاشت، در حوزه شادی و آرامش هم همین گونه است. خداوند جامعه را، شادی  را، آفرید و آرامش آن را بر عهده ما گذاشت. لذا هرچه جامعه مومنانه تر باشد، از آرامش بهره مندتر خواهد بود و از غم و اندوه تهی تر. برخلاف پندار برخی ها، غم و ناشادمانی نشان اهل ایمان نیست چه مومنان غم فراق را در دل دارند اما چهره هاشان شاد است. اصلا چهره مومن باید آینه حق نما باشد و مگر می شود حضرت حق ناشادمان باشد؟ خداوند مفرح ذات است، و نزدیکی به حضرتش فرح آفرین. غم و کدورت و ملولی، نشان از دوری دوست و نزدیکی به دشمن آشکار و قسم خورده انسان، یعنی شیطان دارد. آدمی وقتی از خداوند دور می شود، افکار تشویش آور و پراضطراب به سراغش می آید و تنها زمانی می تواند از کوچه تاریک تشویش جان به سلامت به در برد که با همه ایمانش «امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء» بخواند و با قرابت به حضرت حق، این اضطرار و اضطراب را برطرف کند. این که از ما خواسته شده است تا امن یجیب را فراوان بخوانیم، یک شعار نیست، یک شعور است که باید با مسلح شدن به آ ن راه به شهر امن و امان و ایمان و آرامش بریم، و این را خداوند آفریده است و ابتلاء برای هوشیار کردن ماست و امتحان برای سنجش معیار ایمان عملی ما، پس نگاه مومن بر ابتلاها چنان خواهد بود که شاعر می گوید؛

قفلگر گه، قفل سازد، گه کلید

دور را گه قبض سازد، گه بسیط

اما در هر دو دور، سهم مومن خداباور، ابتهاج است، حتی در اوج ابتلا...

صفحه 09 اجتماعی ، شماره سریال 17466 ، تاریخ انتشار 881028