الکی غمگین!
ساعت ۱:٠٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ دی ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

سیاه و سفید(١٢٠)

... بزرگی می گفت، الکی خوش نیستی، الکی غمگین هم مباش. این نکته ظریفی است که باید در زندگی به آن توجه داشت، چه اگر گروهی شادند و سرخوش و کمتر به دل غم راه می دهند و بی بهانه به دنبال شادی اند تا جایی که در چشم برخی افراد الکی خوش به حساب می آیند، گروه فراوانی هم هستند که با هزار دلیل متقن که شادمانی و ابتهاج هست، بر آن چشم می پوشند و پی بهانه ای برای خودخوری و غمگین بودن اند و تازه این را عین عقلانیت و فهمیدگی هم می دانند، حال آن که «الکی خوش» دانسته یا نادانسته در پرتوی مهر دوست قرار دارد اما «الکی غمگین» باز دانسته یا ندانسته، به خویشاوندی شیطان رسیده است و به فرموده حضرت مولانا؛

«تا تو تاریک و ملول و تیره ای

دان که با دیو لعین همشیره ای...»

چه خویشاوندی شیطان غم آفرین و اندوه فزاست نه خویشاوندی با حضرت حق که حقیقتا فرح آفرین است و هر جلوه اش نیز خود کلاس درس خداشناسی است و راستی کیست که جوشش چشمه و موسیقی جریان آب را ببیند و بشنود و به خداوند ایمان نیاورد؟ کیست که رقص نسیم را در تن درخت حس کند و «وحده لاالاه الا هو» نگوید؟ کیست که ترانه هزار و بلبل و قمری را به گوش گیرد، اما زبان به تسبیح و تهلیل معطر نکند؟ کیست که لبخند یک مومن را ببیند و تجلی دوست را درنیابد؟ راستی کور است چنین فردی، چنان که در دعای عرفه امام حسین علیه السلام هم به این مسئله تصریح شده است که کور باد کسی که تو را نبیند... و راستی چه پیدا کرده است، آن که تو را گم کرده است و آن که تو را پیدا کرده است، چه گم کرده است... راستی عجیب است این مسئله، انسان اگر خدا را پیدا کند، دیگر نیاز به هیچ چیز نخواهد داشت و او را کفایت خواهد کرد، یک نگاه مهربان دلدار و آن که او را گم کند، هزار نگاه او را چاره کار نخواهد بود، لذاست که در ماجرای عشق مجازی گاه شاهدیم که فردی وقتی دل به کسی می بندد، گاه او را برمی دارد و از جمع همه می گریزد. و در عشق حقیقی نیز وقتی عاشقان به پسند جانان می رسند و با حضرت حق یار می شوند حساب خود را از همه جدا می کنند و بیتی می شوند در مطلع الغزل کتاب معرفت و چنین است که دنیا را دچار خویش می کنند و قامت بلندشان از پی اعصار و قرون برای همه نسل ها تماشایی است و چه زیبا گفت شاعر بزرگوار که؛

«من از آن حسن روزافزون که یوسف داشت دانستم

که عشق از پرده عصمت برون آرد زلیخا را...»

انسان های به خدا رسیده، یوسف می شوند و در قلب ها می مانند اما آنان که تنها می مانند، فرعون هم باشند، رفتنی اند. کاش دریابیم حقیقت ایمان را به حق، چه هر که این را «دریافت» «در» یافت...

صفحه 09 اجتماعی ، شماره سریال 17467 ، تاریخ انتشار 881029