ارزش وقت
ساعت ٢:٢٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ بهمن ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

سیاه و سفید(١٢٣)

 


برای وقت خود چقدر ارزش قائل هستیم؟ این که می گویند وقت طلاست در زندگی ما چقدر معنا دارد؛ طلای زمان را حاضریم به چه قیمتی بخریم و بر زمان ما چه قیمتی می شود، گذاشت؛ به هر حال عیار طلای زمان همه یکسان نیست، برخی ۲۴عیار است و طلای زمان برخی از ماها ...

بگذریم! فقط یادمان باشد، زمان، تجدیدناپذیرترین گوهری است که در اختیار داریم و همچون ابر در گذر است. اگر اهل باران باشیم می باریم و لب هایی را از عطش می رهانیم واگر اهل باریدن نباشیم فقط می گذریم اما ...

باز هم بگذریم چه متاسفانه اهل کرامت و باران فراوان نیستند که اگر بودند این همه خشکسالی جان و جهانمان را نمی آزرد.

اگر اهل استفاده از فرصت زمان بودیم داراترین مردمان می شدیم اما این که صندوق ذخیره دارایی هامان این قدر خالی است، نشان این است که چندان اهل بهره گیری از زمان نیستیم. لذا به فرموده امام کاظم علیه السلام ورشکسته می شویم. چه ورشکسته تنها آن کس نیست که مالش در رهگذار بادهای مخالف قرار می گیرد.

آن که فرصت و عمر و سرمایه زمان خویش را از دست می دهد، ورشکسته تر است، چه آن که مال را می بازد احتمال بازیافتن آن را دارد اما آن که عمر را می بازد هرگز این امکان و حتی این احتمال را هم ندارد.

در فرمایشی از امام کاظم علیه السلام می خوانیم؛ «خسارت دیده و ورشکسته کسی است که عمر خود را هرچند به اندازه یک ساعت هم که شده بیهوده تلف کرده باشد.» به راستی هم چنین کسی بدترین خسارت ها را دیده است.

باید بدانیم ما نسبت به عمر و استعداد خود مسئولیم، نسبت به فرصت های اجتماعی مسئولیم و «بای ذنب قتلت» تنها اشاره به جان های قربانی ندارد، به جامعه و جهان انسان هم مربوط می شود. مطمئن باشیم،فردای قیامت باید نسبت به فرصت هایی که سوخته ایم و زمانی که به باطل سپری کرده ایم و عمری که کشته ایم از خویش و جامعه خود، پاسخ بدهیم. نسبت به فرصت هایی که از دیگران هم سوخته ایم باید پاسخ بدهیم، هرکه بام فرصت سوزی اش بیش، برف خسارت و زیانش در هر دو دنیا هم بیش ترخواهد بود. چه مدیر فرصت سوز را در همین دنیا هم باید به محکمه بکشانند و در قیامت خود محکمه برپاست و باید پاسخ بگوید که در برابر فرصت زمان چه کرده است.

دنیا با استفاده از اکسیر زمان، رنج ها را از جان و جامه جامعه اش فروشسته و دردهایش را به درمان نزدیک کرده است، ما اما گاه در گرو هشت و چهار خویش دست و پا می زنیم و از رنجی که می کشیم هم بهره ای که باید نمی گیریم، اگر اهل تاریخ خوانی باشیم، این مسئله برایمان نمود بیشتر دارد و تلخ درمی یابیم که چه فرصت های بزرگی سر راه ما بوده است که از آن بهره نگرفته ایم که اگر آن را درمی یافتیم، از «در» قیمتی تر می شد و درهای بزرگی به روی ما باز می شد، اما ... بگذریم، خواندن تاریخ تلخ است!

صفحه 09 اجتماعی ، شماره سریال 17470 ، تاریخ انتشار 881103