ماناترين نام!
ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

فدک، هندسه معرفت بشري است 
«فدک» فاطمه(س) يک«مزرعه» نبود، نيست و نخواهد بود. جغرافياي«فدک» نه ديوارهاي باغ که کرانه‌هاي ناپيداي بشريت است. «فدک» پهنه کمال انساني است و درخت‌هايش تمثيلي از شجره‌هاي طيبه‌اي که بايد در ضمير انسان، جان در باورش ريشه بگيرد. نماد کمال‌يافته«فدک»، زندگاني خود«فاطمه» است سلام‌ا...عليها، که در ساحت‌هاي گوناگون به کمال رسيده بود. در خانه همسري را چنان معنا بخشيده بود که علي، آن کانون بي‌قراري در کنارش به آرامش مي‌رسيد و در مدرسه تربيتي‌اش، عصمت تدريس مي‌شد. در «فراست»موىمنانه‌اش همين بس که کانون«ولايت» را براي هميشه گرما بخشيد و خورشيد«حقانيت» را براي«ابد» از حصار ابرها بدر آورد. شخصيت انساني«بانوي اول خلقت» به گونه‌اي کمال يافته است که خداوند خلقت را به وجود او مشروط مي‌فرمايد و خلق محمد(ص) و علي(ع) را نيز از آن رو رقم مي‌زند که فاطمه هست.
به گاه معرفي اهل بيت نيز باز محور فاطمه است. «هم فاطمة و ابوها و بعلها و بنوها...» و همين دعايي است که خداوند بسيار دوست مي‌دارد بدان سوگند داده شود تا حوائج بندگانش را برآورد. در عرصه«اجتماع» و «سياست»، حضرت فاطمه چنان به ايفاي نقش مي‌پردازد که نقش‌بندان تاريخ نمي‌توانند در برابر عظمت ايشان سر فرود نياورند. حاصل اين حضور پرشکوه، قوام آئين محمد و دوام ولايت بر مسير نبوت است. اين را بسياري از آشنايان تاريخ و فرهنگ به تاکيد گفته‌اند«فاطمه» چنان سنگر«سترگي» بود که اسلام ناب براي هميشه ماندگاري خود را مديون اوست. با بودن فاطمه«خط‌هاي توطئه» پاک مي‌شد و «مشت‌هاي نيرنگ»، باز و همه مي‌دانستند فاطمه، ناخدايي است که کشتي حقيقت را از توفان‌هاي بلا به سلامت عبور مي‌دهد حضور مدام ايشان تفسيرگر«حقانيت» مردي است که حق با او معنا و او نيز با حق تعريف مي‌شود...
من هر چه پيرامون شخصيت حضرت فاطمه کاوش مي‌کنم در اين نظر به يقين بيشتري مي‌رسم که دايره«فدک» بسيار گسترده‌تر از يک«زمين» محدود و يک«زمان» کوتاه است.
نقشه«فدک» را اگر روي زمين بگشايند همه پهناي زمين را مي‌گيرد و گستره زمان را نيز هم.
چنانکه گفته مي‌شود وقتي هارون، به امام کاظم(ع) گفت مرز فدک را مشخص کند تا به شما برگردانم و امام فرمودند تو اين کار را نمي‌کني و در برابر اصرار او همه سرحدات کشور اسلامي را نشان دادند و فرمودند فدک يعني اين و هارون...
فهم قاصر من از فريادهاي روزانه و شبانه حضرت فاطمه، به عنوان مادر همه دين‌باوران عالم مي‌گويد، فدک يعني ايمان، يعني عشق، يعني عدالت، يعني کمال.
يعني اينکه مادر مي‌خواهد راه فلاح و رستگاري را به فرزندان خود نشان دهد اصلا" فلسفه وجودي اهل بيت عصمت، تعليم«عصمت» به همه مردم در همه زمان و زمين است. اگر بر امامت خويش نيز تاکيد مي‌کنند نه از اين روست که امامت حق آنهاست که هست، بلکه از اين جهت است که امامت آنها حق همه انسانهاست و فرياد آنها بر اين است که مردم را از چراغ محروم مي‌کردند تا خود در تاريکي بر شانه‌هاي مردم بنشينند و سواري بگيرند.
حسين(ع) سر در اين راه داد تا حق داشتن امام صالح براي مردم را به آنها برگرداند. همه پيشوايان معصوم هم بر اين بودند و«مادر» ايمان و عدالت و عصمت، فاطمه زهرا(س) نيز مي‌خواست فدک ولايت آل‌ا... را به مردم پيشکش کند تا آنها راه روشن حق را بيابند والا سخن از يک باغ و مزرعه حتي اگر به بزرگي همه دنيا باشد، در شأن زهرا نيست که همه دنيا کوچکتر از آن است که ذره‌اي از«قلب» فاطمه را به خود مشغول دارد. وقتي علي(ع) همه حکومت را مادام که حقي را احياء نکند و باطلي را به ميرايي نرساند- با عطسه بز و کهنه کفش پر وصله برابر مي‌کند، همسرش و هم‌شأن و هم‌انديشش نمي‌تواند از يک مزرعه کوچک سخن بگويد.
پس با همه ايمانم مي‌گويم، فدک يک مزرعه نيست، امامت حق آل‌ا...است و بستر کمال انسان و اکنون ما سوگوار مادري هستيم که همه ما را رستگار مي‌خواست و امروز نيز براي حضور در«فدک» مادر دير نيست بماند که هميشه رفتن به کعبه فدک بهنگام است و نمازي است که هرگز قضا نمي‌شود.»