نماز، کلید زندگی برتر
ساعت ٤:٠۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٦ اسفند ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:
سیاه و سفید(١۴٩)
بارها به کسانی که می گفتند هیچ پناهی نداریم و از شدائد زندگی و گرفتاری های روزگار شکایت داشتند، گفته ام، بروید نماز بخوانید. چه نماز کلیدی است که دروازه ها را به روی انسان می گشاید. من دردهای فردی و جمعی و اجتماعی را از آن علت می دانم که نماز را به دیده تکریم نمی نگریم بلکه خواندن نماز است آن چه انجام می دهیم آن هم از سر رفع تکلیف حال آن که درد جامعه را «اقامه نماز» درمان می کند و دردهای درونی انسان را نیز هم، این درسی است که در زندگی رسول مکرم اسلام(ص) نیز به خوبی خود را نشان می دهد چه می خوانیم «هنگامی که رسول خدا(ص) از چیزی محزون و غمناک می شدند، به نماز پناه می بردند» این هم دری است فراروی همه ما و راهی است فراراه همه ما تا جان از وادی بی تابی به در بریم و همه بی قراری ها را در قرار نماز به آرامش برسانیم. به باور من، نماز خواندن حتی اگر به معنای پناه بردن به قدرت مطلق، برای نجات از گرفتاری ها هم باشد خوب است هرچند اقامه عاشقانه و عارفانه نماز چیز دیگری است برای فرد همین که بتواند در دریای آرامش جان شوید خود کم چیزی نیست انسان جان شسته است که می تواند در گام بعد به فهم اقامه نماز برسد.
همان اقامه نمازی که جامعه را از فحشا و منکر پاک می کند و آحاد جامعه را نیز هم . این که انواع فساد ومنکر ریز و درشت ما را احاطه و گاه حتی تا نماز ما هم راه پیدا کرده است نشانگر این است که ما فقط به خواندن نماز بسنده کرده ایم و این نقش چشمه است و کجا نقش چشمه با همه زیبایی اش می تواند از مردم رفع عطش کند؟ اما اگر گامی فراتر بگذاریم درخواهیم یافت که با اقامه نماز، زیبایی سهم همه خواهد شد و جامعه نیز به هر نمازی که اقامه می شود به سوی رستگاری افزون تر پیش خواهد رفت و الا اگر در جامعه ای نماز اقامه نشود، منکرات و انواع فساد، چونان ویروس به جان جامعه خواهند افتاد تا آن را از درون تهی کنند چنان که سرنوشت اقوام و ملل بسیاری این ماجرا را گواهی می دهد. حال آن که نگاه به نماز، باید نگاهی بنیادین و بنیادساز باشد و هنگامی که وقت نماز فرا می رسد جان های جلایافته باید طربناک شوند و به هر واژه ای که بر زبان جاری می کنند باید چشمه ای را جریان دهند و این جریان زلال نماز را تا همه زوایای زندگی بکشانند، آن وقت زندگی ها زیبا خواهد شد و از جمع زندگی های زیبا به جهان زیبا دست خواهیم یافت. جهانی که شایسته نام حضرت رسول باشد که خود «مشتاقانه انتظار وقت نماز را می کشید و بر آن مراقبت می فرمود و هنگامی که وقت نماز فرا می رسید به موذن خود بلال می فرمود: ای بلال! با اذان گفتن ما را شادمان کن» و راستی چه شادمانی بالاتر از فرا رسیدن قرار ملاقات با آن که او را از همه بیشتر دوست داریم و او هم ما را از همه بیشتر دوست دارد، نماز یک تکلف نیست که با انجام تکلیف آن را از شانه خویش بر زمین بگذاریم و سبک شویم بلکه عشق است، که باید به آن بال گیریم و سبکبال ، پر بگشاییم. نماز مشقت نیست بلکه باغ بهجت و عید لحظات طربناک است. نماز را درک کنیم تا درک ما از زندگی زیباتر از همیشه شود.خراسان - مورخ چهارشنبه 1388/12/12 شماره انتشار 17501/صفحه٩/اجتماعی