فرزند اخلاق خویش هستیم
ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ فروردین ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:
سیاه و سفید(١۶٣)

حسب ها و نسب ها هنگامی که با چالش این ضرب المثل مواجه شوند که «گیریم پدر تو بود فاضل. از فضل پدر تو را چه حاصل؟» به زلزله گرفتار می شوند درست هم است. فرزند نااهل را چه بهره ای از نسب با پدر فاضل؟ مگر پسر نوح از فرزندی پیامبر بهره ای برد که بی بهرگان از فضل، به مدد فضل پدر راه به رستگاری برند؟

به باور من، «نسب» را هم خود ما با رفتار خویش باید بسازیم آن گونه که سلمان ساخت و به مقام شامخ «منا اهل البیت» رفعت یافت، نه چون نسب خونی ابولهب که به «تبت یدا» قطع شد. پس هر کس فرزند رفتار و کردار خویش است و او را بدان نسب می شناسند و حرمت می  گذارند، صدچندان که بخواهند به نسب خونی او حرمت بگذارند. پیامبر گرامی اسلام که برای به اتمام رساندن مکارم اخلاق مبعوث شده بودند نیز در کلامی نورانی می فرمایند « هیچ حسب و نسبی چون خوی خوش نیست » و اخلاق نیکو است که نسب نیکو می آورد.

در جامعه اسلامی و ایرانی نیز این خود افرادند که با اخلاق برتر، هویت پرشکوه خود را می سازند و در جهان مدرن هم، دیگر روابط خویشاوندی و قبیله ای به چشم نمی آید بلکه شخصیت خود فرد است که معرف او در زمان حاضر است به دیگر عبارت، هر فرد خود سند دست اول است.

شجره نامه ای است که از خود او شروع می شود و به خودش ختم می شود و همان گونه که تمدن ها خیلی پرشتاب شکل می گیرند و دیگر برای یک تمدن نیاز نیست قرن ها بگذرد، برای شکل یافتن «تمدن فردی» هم نیاز به نسب نامه های طولانی نیست، هر چند نسب بردن از بزرگان وقتی با بزرگی خود ما همراه باشد، فضیلتی صدچندان خواهد یافت و « ولدالعالم» «نصف العالم» در نظر خواهد آمد چون فرد در کنار پدر عالم در پرتو انوار علم قرار می گیرد و به نسبت ظرفیت وجودی خود بهره مند می شود.

اما باز هم نقش اول را خود فرد دارد. پس شایسته است، اخلاق خویش چنان نیکو کنیم که نسب مان نیکو شود و هویت ما نیز هم، «شاو» نیز کلام نغزی دارد که اخلاق را در دایره روابط خانوادگی زیرساخت نسب افراد می داند و می  گوید « حسب و نسب زن و مرد از رفتاری که موقع پرخاش و جدال با هم می کنند معلوم می شود» حرف درستی است این چه اگر بشود در سایر مواقع با رفتار گریم شده برخورد کرد و بازیگری پیشه کرد، هنگام جدال هر کس هویت واقعی خود را بروز می دهد و آن وقت است که مومن از غیر مومن بازشناخته می شود.

زیرا مومن در جدال با این و آن و حتی در مجادله با کافران مکلف به «جادلهم بالتی هی احسن» است و هرگز نمی تواند در جنگ و جدال هم حسب نیکوترش را فرو گذارد و با فرومایگان، فرومایگی پیشه کند و با بدان مقابله به مثل کند.

در سیره پیامبر بزرگوار و پیشوایان معصوم علیهم السلام که مطالعه می کنیم نیز می بینیم هرگز و هرگز و هرگز، در برابر دشمن هم جز به احسن رفتار و نیکوترین شکل، راهی در پیش نگرفته اند ما هم اگر می خواهیم پیرو آن بزرگان باشیم و اگر می خواهیم حسب انسانی و نسب اخلاقی داشته باشیم باید خوش خلقی و خوش گفتاری و خوش رفتاری پیشه کنیم و برای این نیز اول باید خوش پندار شویم چه گفتار و رفتار هر کسی از پندارش نشأت می گیرد ...

خراسان - مورخ دوشنبه 1389/01/16 شماره انتشار 17516/صفحه۹/اجتماعی