رفتار عجیب برادری؟!
ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ فروردین ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:
سیاه و سفید(١۶٩)

چپ و راستش می کردند، نوجوان را، برادران بزرگ ترش بودند و این را حق خود می دانستند تا نوجوان را زیر مشت و لگد بگیرند. توجیه هم برای خود داشتند. آن ها، برادر کوچک تر را به بزهکاری متهم می کردند که دست در جیب دیگری کرده است. آن ها فقط می زدند و نوجوان خود را در هم فرو می برد و ضجه می زد، برای او اتهامی که برادرانش به او می زدند هزار بار دردناک تر از ضربات مشت و لگدی بود که بر سر و رویش می بارید.

* بنده خدایی که جیبش را سبک تر یافته بود و نوجوان را متهم کرده بود، حالا پشیمان شده بود از حرفی که به برادران نوجوان گفته بود. او انتظار رفتار منطقی داشت و فکر می کرد برادران تحصیل کرده به چاره جویی خواهند پرداخت و نوجوان را اگر واقعا دست به بزهکاری آلوده بود درمان خواهند کرد اما حالا می دید آن ها به جای چاره، به دنبال بی چارگی اند و به جای درمان، خود درد بی درمانی را به وجود می آورند. او مانع برادران شد و با تاثر گفت، من از حرفم برگشتم.

ادعایی ندارم بلکه عذرخواهم. مرد مقداری را از پولش هم به نوجوان بخشید سپس دست برادران کتک زن را گرفت و کنار خود نشاند و پرسیدشان که در ماه چقدر حقوق می گیرند، هر کدام رقمی گفتند و باز مرد پرسید، برادرتان چه درآمدی دارد؟ گفتند: هیچ! باز مرد پرسید هیچ شده است شما پولی، چیزی، به او بدهید؟ گفتند: نه. گفت: شده است او از شما کمکی بخواهد و پولی طلب کند؛ گفتند: بله، کم هم نبوده است که او پیش ما آمده است به طلب کمک. باز مرد پرسید: پاسخ شما چه بوده است، آیا کمک کرده اید به او؟ گفتند: نه! مرد که از این همه بی خیالی و بی مسئولیتی آنان عصبانی شده بود گفت: شما که یاری اش نکردید و نه راه را از چاه برایش بازشناساندید و نه به گاه نداری پولی در جیبش گذاشتید، حالا به چه حقی او را زیر مشت و لگد گرفته اید؟ آیا سهم برادری چنین سخت و دردناک است که شما می بخشید؟ یا برادری، چیز دیگری است که شما از آن هیچ نمی دانید، اگر برادری هست باید هنگام نیاز به چشم آید. اگر برادری هست باید در زمان مشکلات، برادر را دستگیر باشد. اگر برادری هست، اصلا نباید برادر نوجوان، جیب خود را خالی ببیند و دل خود را هم تا نگاهش به جیب دیگران باشد.

اگر برادری هست، هیچ برادری نباید احساس غربت و تنهایی و نداری کند. مرد می گفت و می گفت و می گفت و دست نوجوان را گرفت و قول داد از این به بعد در حق او برادری کند، تا برادران کتک زن بدانند برادر بزرگ بودن به معنای بزرگی کردن است، نه فقط زور بازوی خود را به رخ کشیدن. برادری، گرفتن دست برادر است برای جلوگیری از افتادن برادر به چاه و چاله، نه این که در چاله او را زیر مشت و لگد گرفتن و به سمت چاه انداختن. مرد، نوجوان را به برادری برگزید و برد تا دو برادر کتک زن در فکر فرو بروند که برای جبران اشتباه خود چه باید بکنند. راستی آیا ما در حق هم برادری می کنیم؟ آیا به کمک هم برمی خیزیم یا مشت و لگدهامان بر جان هم می نشیند؟ کاش معنای برادری را، معنای تربیت را، معنای اخلاق را بفهمیم. کاش...

خراسان - مورخ دوشنبه 1389/01/23 شماره انتشار 17522/صفحه۹/اجتماعی