حرمت پرستاری
ساعت ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

من جانم را می دهم تا تو بتوانی حرفت را بزنی... این شعار قشنگی است در عالم سیاست اما این که چه قدر در عالم واقع محقق شده است، مسئله دیگری است. راستی چه قدر از آدم ها حاضرند چنین باشند؟ چنین هم نه، چه قدر حاضرند حرف دیگران را گوش کنند؟ اصلا چه قدر برای دیگران حق حرف زدن و سخن گفتن قائلند؟ بگذریم، این حرف ها کتاب سیاست را قشنگ می کند اما رفتار ما را هم قشنگ خواهد کرد؟ باز هم بگذریم، سر سیاسی نویسی نداریم. این را هم گفتم تا این شبه ضرب المثل را در یک حوزه دیگر تعریف کنم. در حوزه ای که اهالی اش صدق گفتار خویش را با رفتار خویش امضا می کنند. زنان و مردانی با جامه سپید و با دلی سپید تر و ایمانی که سپیدی سعادت و سلامت را برای همه مردمان می خواهد. بله، پرستار، شعار نمی دهد، شعور بلوغ یافته اش این است که من از خواب خود می گذرم تا تو بتوانی بخوابی . من از راحت خود می گذرم تا تو بتوانی به راحت برسی. من از سلامت خود می گذرم تا تو بتوانی سلامت خود را به دست بیاوری. لذاست که از حوزه سلامت و با تلاش پزشکان و پرستاران بسیارند بیمارانی که با امید به زندگی از دالان های وحشتناک بیماری و مرگ می گذرند و باز به خورشید فردا، سلام سلامت می دهند. برخلاف برخی حوزه های دیگر که فقط شعار می ماند و شاید هم خطی بر کتاب.

پرستار، واقعا از خواب خود می گذرد، اجازه سنگین شدن را به پلک هایش نمی دهد، چون پلک هایی به امید او به آرامش بر هم گذاشته شده اند. او آرامش آنان را امانت دار است، حتی برای بیماران در اغما رفته هم چشم می گرداند مبادا، پلک آنان بی جواب تکان بخورد. پرستار، اگر چه اخلاق حرفه ای دارد و ملزم به بایدها و نبایدهای کاری است، فراتر از این، یک انسان عاشق است. انسانی که دوست داشتن را در خویش به کمال رسانده است و می تواند «دیگر دوستی» را بر «خود دوستی» ترجیح دهد. پرستار مثل مهتاب می ماند به نیمه شبان تا در نبود خورشید، باز نیازمندی راه را به بیراهه نرود. پرستار، به ازای سلامتی که به مردم و جامعه هدیه می کند، باید از صفحات سفید تقویم زندگی خود کنار بگذارد و این چیزی است که حرفه پرستاری را از سایر مشاغل متمایز می کند.چه کمترند کسانی که حاضر باشند ایثار را تا مرحله بالای ترجیح سلامت و راحتی دیگران بر خویش به عمل در آورند. اما پرستار می تواند، توانسته است، لذاست که با عید میلاد بزرگ بانوی همیشه جاودانه اسلام، حضرت زینب کبری (س) تکریم می شود، بزرگی می یابد و می تواند خویش را ذیل زندگی این اسوه بزرگ تعریف کند تاجایی که می توان گفت هر کس پرستارتر است که با فرهنگ زینبی نزدیک تر است و هر کس خلق و خوی زینبی دارد، پرستارتر هم است و از خود گذشته تر نیز هم. خدا کند پرستاران را قدر بدانیم و یادمان مانده باشد از پرستاران عزتمند روزگار دفاع مقدس که عشق را سرخ تر از همه تلاوت و بر دشمن هم مهربانی را تمام می کردند. خدا کند یادمان بماند آن روزها را و قدر بدانیم زحمات پرستاران این روزها را.

خراسان - مورخ سه‌شنبه 1389/01/31 شماره انتشار 17529/صفحه۹/اجتماعی