جامعه نو

پرستاران برزیگران سلامت
نویسنده : gholamreza baniasadi - ساعت ۱:٥۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

من پرستارم

 

من از راحت خود می گذرم تا تو راحت باشی، همشهری!

من از سلامت خود می گذرم تا تو سلامت باشی هموطن

شمع روشن

 

خسته می شوی اما مثل شمع می سوزی

تا پگاه صبح سخت، پلک به هم نمی دوزی

راز زندگی

نام تو پرستار است، راز زندگی با توست

دست هایت سعادت سبزند، رمز بندگی با توست

زخم ها

 

زخم هایم از شمار گذشت، لیک صدهزار همت توست

دردها اگرچه افزون است، لیک باز قرار نعمت توست

سعادت زیبا

 

ای سعادت زیبا، ای سلامت لبخند

لحظه های شیرین، زندگانیت چون قند

پلک های باز

 

نیمه شب نمی خوابی، پلک های تو باز است

بیمار اگرچه در خواب است، عشق در طلوع و آغاز است

باغبان

 

معنی عشقی و تو خود پرستاری

مثل باغبانی عاشق، فصل گل نگهداری

پرستار

شمع روشنی اما نام تو پرستار است

تا پگاه روشن دیدار حق تو را نگهدار است

سلام زندگی

 

سلام زندگی، سلام پرستار! روزت مبارک

خراسان - مورخ چهارشنبه 1389/02/01 شماره انتشار 17530/صفحه۸