جامعه نو

این پسران شبه دختر!
نویسنده : gholamreza baniasadi - ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸٩
 
سیاه و سفید(۱۸۹)

این همه چشم شده ایم در رفتار زنان و دختران که پسرها را از یاد برده ایم، این را شهروندی در تماس با نگارنده می گفت و تاکید داشت هم چنان که مراقب پوشش دخترانیم تا عفت جامعه را آسیب نرساند، باید مراقب نگاه های خود هم باشیم تا با آلودگی همراه نشود، گذشته از این نگاهی هم به پسران جوان بیندازیم، آن وقت درخواهیم یافت، کارهای انجام نشده فرهنگی خیلی بیشتر از آن است که فکرش را می کردیم. این شهروند، فهرست می کرد، عناوین، زیر ابرو برداشتن، استفاده از لوازم آرایش، به خود آویختن زینت آلات، رفتارهای جلف و ... که در برخی پسرها دیده می شود که جای مطالعه، نقد و تامل دارد. او انگشت اشاره اش را به آرایش موهای پسرها گرفته بود که با فرهنگ ایران میانه ای ندارد و از آن جا که الگو گرفته از بیگانگان کافرکیش است، برخلاف آموزه های اسلامی است که سلطه کافران را در همه اشکال آن نفی می کند، خواه سلطه اقتصادی، خواه نظامی، خواه فرهنگی و خواه هر چیز دیگر که زندگی ما را تحت تاثیر قرار دهد. خب روشن است وقتی بیگانگان طرز لباس پوشیدن و آرایش ما را مشخص کنند، در مدیریت رفتار و کردار ما هم اعمال سلیقه خواهند کرد و نتیجه می شود این که گاه ندانسته سرباز صفر و بی مواجب دشمن در جنگ نرم علیه فرهنگ کشور خود می شویم. این شهروند که در امور مشارکت های مردمی در حوزه فرهنگ مطالعه می کند معتقد است باید با حساسیت با آن چه بر سر جوانان ما می آید برخورد کنیم و اول از همه خود جوانان را بیدار کنیم که دارند رویاهای دیگر ساخته را می بینند و هوشیارشان کنیم که دارند در زمین بیگانه بازی می کنند و اگر در زمین خودی هم هستند، در نقش غضنفر ظاهر شده اند که به تیم خودی گل می زند و تازه توقع تشویق هم دارد! شهروند دیگری هم با بیان این که ، امروز نه وقت سکوت که گاه فریاد است می گفت، رفتار ماهواره ای برخی پسران شبیه دختران و بسیار زننده شده است. او می گفت: گاه پدرها و مادرها نمی توانند حریف فرزندان خود شوند و به شکل منطقی آنان را متقاعد به اصلاح رفتار کنند، او مثال می زد که یک پسر جوان، زیر ابرو برمی داشت وقتی مادرش اعتراض کرد، گفت: خوبه تو می خواهی خودت را خوشگل کنی، چرا من خودم را خوشگل نکنم! او نمی توانست بفهمد آرایش مادرش در چارچوب خانواده، برای همسرش می باشد نه برای دیگران، تازه، او زن است و رفتار خاص خود را باید داشته باشد، اما او پسر است و از پسر، وقار و رفتار محکم پسندیده است. این شهروند احساس خطر می کرد که در روز مبادا، آیا می شود به این جوانان تکیه کرد و آیا می شود به دست هایی که امروز زیورآلات می بندند، پرچم و اسلحه سپرد؟ آیا می شود فردای ایران را به دست کسانی سپرد که امروز خود نمی توانند برای خود برنامه بنویسند و پوشش و گویش و آرایش انتخاب کنند؟ این شهروند نگران بود، من هم نگرانم، مسئولان را نمی دانم، اما باور دارم یک بعثت اخلاقی، از همین جوانان، مردانی در قامت امیر و سردار می سازد، شک ندارم....

خراسان - مورخ پنج‌شنبه 1389/02/30 شماره انتشار 17554/صفحه۸/خانواده و سلامت