عصبانی نشويم!
ساعت ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۳ امرداد ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

عصباني نشويم. بازي در زمين عراق مصداق«fairplay» نيست. رقيب هم بيشتر به«بازي» با«شانتاژ» عادت کرده است تا بازي جوانمردانه. اين را در عرصه فوتبال هم بسيار تجربه کرده‌ايم. آنها وقتي به صورت منطقي در برابر ما کم مي‌آورند، جنگ رواني راه مي‌اندازند و سعي مي‌کنند با «عصباني» کردن «بازيکنان ما»، آنها را از انجام«تاکتيک تيمي» بازدارند و از اين رهگذر خود به «پيروزي» دست يابند. در بازي با حريفي از اين دست اولين گام پيروزي عصباني نشدن و براساس راهبرد آنها حرکت نکردن است و در گام دوم به هم ريختن نقشه آنها، در ميدان سياست هم بازي از همين دست است.
آنها سعي مي‌کنند با شانتاژ، با بازي رواني ما را عصباني کنند. صحبت‌هاي چند‌باره«حازم شعلان»، وزير دفاع« جنگ‌طلب» دولت موقت که«کلمه‌هايش» از«جنس» گفته‌هاي«صدام» در قدرت نشسته است، دقيقا" براساس همان فيلم نوشته است. به گرو بردن «کاردار» ما در کربلا و ادعاي مسخره به نمايش گذاشتن«کارت شناسايي» او دال بر عضويت در«سپاه پاسداران» و اتهام«جاسوسي» او نيز يک «نمايش احمقانه» در راستاي همان سناريو است والا هيچ عقل سليمي باور نمي‌کند کسي با کارت شناسايي رسمي، کار غيررسمي بکند آنهم درکشور بي‌در و پيکري مثل عراق که هم‌اکنون بهشت جاسوسان است و ما نيز در آنجا و در ميان جاسوسان، دشمن کم نداريم، آنها با اين گروگان‌گيري مي‌خواهند ما را عصباني کنند تا در تصميم‌گيري‌هامان در مورد عراق به بازي‌ تن دهيم که مهندسي‌اش را آنها انجام داده‌اند،
نکته‌اي که به جد بايد درنظر داشت اين است که بر خود مسلط باشيم، عصباني نشويم. با آرامش و عقلاني تصميم بگيريم. بازي خودمان را بکنيم براساس برنامه خودمان، آن وقت آنها عصباني خواهند شد و نظم منطقي رفتار و کردار خود را از دست خواهند داد و با خطا در منظر«جهان» بينا، آبروي خود را خواهند برد. بخواهند يا نخواهند، عراق با ما قريب به 1400کيلومتر مرز مشترک دارد.
مردمش با ما نژاد مشترک، فرهنگ مشترک، دين مشترک و حتي اکثريت جمعيت آن کشور با ما مذهب مشترک دارند و اين همه اشتراک، آنقدر مي‌تواند محکم باشد که مخالفان نتوانند آن را از هم بگسلند. بخواهند يا نخواهند ما در عراق پايگاه داريم، پايگاهي که آنها هرگز نمي‌توانند بدان دست يابند و بر آن قفل زنند. پايگاه ما در باور مشترک ماست در دين مشترک و حتي تاريخ و تمدن مشترکمان و اين چيزي نيست که بتوان بر آن راه بست.عصباني نشويم، براساس راهبرد آنها گام برنداريم، برنامه خود را سنجيده و منطقي به پيش ببريم. آنها عصباني خواهند شد و اختيار از دست خواهند داد و شکست را خواهند پذيرفت. آينده از آن اصحاب منطق و«صلاح» است نه اربابان«سلاح». صدالبته از«دولت موقت» عراق هم انتظار است که«تکليف» خود را گزافه‌گويان و گروگان‌گيران، حتي اگر خودسر، هستند روشن کنند.
بگويد با آنهاست يا نه، اگر با آنها نيست جلوي آنها را بگيرد. دوباره‌گويي ادعاهاي «شعلان» پس از تکذيب«علاوي» درباره سخنان اوليه او معاني متفاوتي مي‌تواند داشته باشد که در ضرب‌المثل‌هاي فارسي به آن«شريک دزد و رفيق قافله»مي‌گويند.در«مثل» هم مناقشه نيست، به هر حال دوست موقت عراق بايد يا دهان شعلان را بر گفتن کلمه‌هاي آتشناک بگيرد و يا بپذيرد که آنچه او مي‌گويد و گروگانگيران مي‌کنند، موضع دولت اوست و براي پرداخت هزينه‌هايش هم آماده باشد.