فقر حیا در جامعه
ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۳ خرداد ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:
سیاه و سفید(۲۰۶)

هرچه درجه حیا پایین بیاید، آمار زشت کرداری افزایش خواهد یافت. ارتکاب بداخلاقی ها و پلشت رفتاری ها آسان تر و روزگار جامعه و انسان سیاه تر خواهد شد. پس اگر می خواهیم بداخلاقی ها، پلشت کرداری ها و زشت رفتاری ها کاهش پیدا کند و حجاب و حجب براساس معیارهای دینی و اسلامی شکل بگیرد، باید درجه حیا در جامعه را افزایش دهیم.«حیا» که در جان آدمی ملکه شود خود به خود از ارتکاب زشتی ها تقواپیشه خواهد کرد. اگر می بینیم امروز، دروغ برای برخی ها، حتی برخی آدم های مهم آسان شده است، اگر در گوشه و کنار خیابان گاه شاهد عرضه نفرت انگیز جنسیت و جسمیت و تجارت پلشت سکس هستیم، از آن روست که حیا زخم خورده است و الا اگر حیا سلامت خود را بازیابد مطمئن می توان بود که دیگر چشم ها از زشتی پر نخواهد شد، پس در بحث تربیت و مهارت زندگی کردن هم باید به حیا به عنوان یکی از مباحث کلیدی نگاه کرد. استاد بزرگوار اخلاق حضرت آیت ا...شیخ مجتبی تهرانی، با عنایت به این مسئله بین «تربیت » و «پرده داری» و «حیا» رابطه ای مستقیم می بینند پس باید مراقب بود و با تقویت استعداد حیا به توسعه و تعمیق تربیت کمک کرد. چه تربیت یک امر دفعی نیست و قرار هم نیست معجزه شود که به یک باره از سنگی خارا، گوهر شب چراغ ساخته شود بلکه دست هنرمند سنگ تراش و صبوری و تلاش او لازم است تا سنگ را چنان بتراشد که مطلوب مقصد باشد. آیت ا...تهرانی می فرمایند: تربیت تدریجی الحصول است و دفعی الحصول نیست. یعنی چه؟ معنای آن این است که انسان با تکرار صالح می شود. باید تکرار بشود تا شخص فاسد بشود. چه در رابطه با آموزش های دیداری، چه گفتاری و چه رفتاری با یک دفعه تربیت نمی شود. لذا می گوییم تربیت تدریجی الحصول است، دفعی الحصول نیست. من این را در باب«حال» و «ملکه و خصلت» عرض کردم که فرق بین این ها چیست؟ حال: حالت و کاری است که انسان یک دفعه انجام می دهد. فرض کنید من- در بعد دیداری- یک نگاهی کنم، در یک لحظه عکس برداری کنم؛ این حال است. اما اگر این در من بماند، ثبت و ضبط شود به طوری که فراموش نکنم، این ملکه و خصلت است که با یک بار هم حاصل نمی شود. شما هم چیزی را بخواهی حفظ کنی، با یک بار حفظ نمی شوی. وقتی تکرار شد به صورت ملکه در می آید. اول حال است ، یک چیزی روی روح می آید و نقشی می گذارد. اما چه وقت عمق پیدا می کند و به صورت روش در می آید که در من اثر می گذارد؟ آن موقعی است که به صورت ملکه در بیاید. ملکه چگونه پیدا می شود؟ با تکرار. مدام بیاید، مکرر شود؛ هرچه بیشتر شود، عمق آن هم بیشتر می شود!ایشان پس از تاکید بر بحث ملکه شدن اخلاقیات در رفتار انسان باز اشارتی لطیف به بحث تربیت خردسالان که در واقع مردان فردای جامعه هستند دارند و می فرمایند.

اگر در نظرتان باشد نسبت به بچه این را گفتیم که کودک این گونه است که اولا این خزانه ذهن او، اتاق بایگانی او، خالی است و در حافظه اش چیزی ندارد، تو می آیی مدام، به او نقش می دهی و در آن جا مطلب می گذاری. ثانیا چون هیچ چیز ندارد، زود می گیرد. هم سریع می گیرد و هم عمیق. اما من و تو این قدر واردات ذهنیه داریم که هرچه می آید، حواسمان پرت می شود. اما او این گونه نیست.

لذا در این جا، تربیت برای او به تدریج به صورت یک ملکه می شود و روش می شود . آن وقت فرق بین کسانی که ملکه یک کاری در آن ها هست با کسی که ملکه آن کار را ندارد، این است که آن کسی که ملکه دارد، خیلی با سهولت آن کار را انجام می دهد و برایش فشار ندارد؛ اما آن کسی که ملکه اش را ندارد، کار برایش همراه با فشار است.

وقتی در فرزند حالت خوبی ملکه بشود، هنگامی که او به کاری مخالف و ضد آن برخورد کند، جبهه گیری می کند. خود او جبهه گیری می کند. چون تو به او روش دادی و این ملکه اش شده است. به این آسانی کار بد انجام نمی دهد، جبهه گیری هم می کند. در باب صلاح این گونه است، فساد آن هم همین طور است. اگر- نعوذبا...- روش فاسدی به او بدهی، به آسانی عمل می کند.

خراسان - مورخ یکشنبه 1389/03/23 شماره انتشار 17573/صفحه۸/خانواده و سلامت