ايران و انرژی هسته ای
ساعت ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢ شهریور ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

هر «زماني»، زباني دارد و هر «زميني»، ضميري. هميشه نمي‌شود با يک زبان سخن گفت، چنانکه نمي‌شود با يک شيوه عمل کرد. حيات امامت شيعه، بهترين «اسوه» و مدل حرکت در زمانها و زمينهاي متفاوت است و «تاکيدگر» اين نکته که هرگاه، «گاهنامه» خاص خود را دارد و هر «راهي»، «روش» مخصوص. انتخاب اين راه و روش مخصوص است که با توجه به سنخيت و ظرفيت مهندسي شده، عملياتي مي‌شود و به هدف مي‌رسد. «قامت بلنداني» که «آنسوي ديوارها» را همواره «ديده»اند نيز راهها را مي‌شناسند و راه مي‌نمايند والا اگر کار به دست «کوتوله‌هاي کوتاه‌قامت» بيفتد. مردم را به کوچه‌هاي بن‌بست خواهند کشاند با اصراري که بر فهم خود و ديد خود مي‌کنند حال آنکه هميشه يک ديد صادق و يک سخن درست نيست بلکه فعل و انفعالاتي، گاهي مي‌افتد که «موضوع» را عوض مي‌کند و لاجرم بايد «موضع» ‌را هم متناسب با آن انتخاب کرد و بر روش بايسته «حکم» داد. در ماجراهاي اخيري که بر سر راه کشور در حال شکل‌گيري است، اعم از ماجراي انرژي هسته‌اي و عراق و... بايد همه زوايا را در نظر گرفت. داستان معروف فيل «مولوي» را که به ياد داريم» در تاريکي هرکس به عضوي از بدن فيل دست کشيد و قضاوت کرد. يک نفر دست به پايش کشيد و گفت: ستون است و ديگري به گوشش و گفت طبل است و هرکس به هر عضوي که دستش رسيد، نامي بر آن نهاد، اما هنگامي که يک نفر در روشنايي فيل را تماشا کرد، ديد هرچه هرکس گفته، مطابق شناخت خود اوست والا فيل، اين همه که گفته آمد هست اما اينها فيل نيست. در بحث ما نيز تا زماني که موضوع روشن نشود، هرکس سخني خواهد گفت و طرحي خواهد داد، مطابق شناخت خود، اما هنگام که موضوع روشن بشود بسياري از کساني که امروز سخن مي‌گويند و راهبرد مي‌دهند از حرف خود بازخواهند گذشت. واقعيت اين است که امروز نمي‌توان آنکس راکه سخن از مقابله نظامي مي‌زند را انقلابي و آنکه را بر روشهاي ديپلماتيک تاکيد مي‌کند را مرعوب و ترسو خواند،چنانکه نمي‌شود «اين»‌را روشنفکر و «آن»‌را مانده در حصار ذهنيات خواند. آنها، همه از همان زاويه‌اي سخن مي‌گويند که فيل را لمس کرده‌اند. براي بازخواني همه شاکله فيل بايد چراغ‌ها را روشن کرد، نخبگان را به بازي گرفت و بر سر ميز مناظره نشاند ومعتقدان روشهاي گوناگون را کنار هم نشاند تا در پي مناظره به شناخت کاملتر موضوع برسند و جامعه نيز -تا جايي که امنيت ملي ومنافع ملي اقتضا مي‌کند- با «موضوع» و «موضع‌ها» آشنا شود. از آنجا که هر هزينه‌اي باشد، درجنگ يا صلح، بايد ملت بپردازد، پس حق دارد بداند ماجراها چيست و خود را براي پرداخت چه و براي چه بايد آماده کند. اهل نظر هم بيايند و به حلاجي ماجراها بپردازند تا مردم بدانند چقدر براي هر ماجرا بايدهزينه بپردازند ... پس بر يک طبل چنان نکوبيم که صداي ديگران به گوش نرسد، در فضاي عقلاني، همه چيز را با گفتگو تعيين مي‌کنند، حتي نقشه جنگ را وحتي پايان جنگ را. حقيقت اين است که برد توپها و تانکها کوتاه شده است. چنانکه پيشترها، سايه شمشيرها. امروز شيوه‌هاي مدرن جايگزين شده است. براي جنگ هم تنها به اتاق جنگ در وزارت جنگ نمي‌روند. گاه براي به زانو درآوردن دشمن راهي وزارت‌خانه‌هاي اقتصاد و اتاق تدبير وفرهنگ و علم مي‌شوند. راهي دانشگاه مي‌شوند و راه بر زمين زدن حريف را مي‌جويند، بي‌آنکه گلوله‌اي شليک کنند. ما هم بايد همه راهها را بياموزيم، کم‌هزينه‌ترين و پرفايده‌ترين روش را برگزينيم. قطعا هم چنين خواهد بود. در جامعه‌اي که مديران ارشدش، با تدبير تصميم مي‌گيرند و مومنانه عمل مي‌کنند و براي هر نوع «کنش»‌ دشمن، «واکنش» مناسب را برمي‌گزينند، جز اين هم نمي‌تواند باشد.