یک نفر حق این زن را بگیرد
ساعت ۳:٠٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ خرداد ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

 آمده بود پیرزن با کوله باری از هفتاد سال رنج، سفره دلش را باز نکرده هم او گریست و هم چشمان من و همکارانم را به باران کشاند. درد او یکی، دو تا نبود، همسرش سال ۵۳ فوت کرد تا او تنهایی را تجربه کند. روزهای سخت می  گذشت و سخت ترین ها از پی هم می  آمدند. وقتی در سال ۸۱ با فردی به نام... قراردادی به منظور خرید آپارتمان  به صورت مشارکتی از یک مجتمع مسکونی در مشهد منعقد کرد، قرارشان هم این بود که منتظر آپارتمان نباشد اویی که با مشقت، بله با مشقت ۸ میلیون تومان جمع کرده بود و به آقای... پرداخته بود. البته او تنها نبود، دیگرانی هم بودند که در این مشکل با او شریک بودند اما کسی مثل او نه پیر بود و نه این همه مشکل داشت. سال ۸۳ دادگاه، آقای... را محکوم و ملزم به انجام تعهد و تحویل آپارتمان کرد اما... اگر شما آپارتمانی دیده اید پیرزن هم در آن نشسته است بعضی از افراد هم درد او، آپارتمان ها را به صورت نیمه تمام تحویل گرفتند و ساختند برخی به شکل دیگر لااقل به بخشی از حقوق خود رسیدند اما این زن، اما این مادر، اما این مادربزرگ هنوز به دنبال حق خود است. خسته، خسته، خسته... آیا او به حقش خواهد رسید؟  آیا کسی پیدا می شود حق این مادر را احیا کند؟ آقایان، خانم ها! با شما هستم که شما را قدرتی در دست و قلم و اندیشه است با شما هستم که قدرتی دارید و قانون شما را برای احقاق حق توانا کرده است. بیایید و حق این مادر را احیا کنید، بیایید و نگذارید این چشمان بی قرار، چنین احساس تنهایی کنند. نگذارید این مادر آرزو به دل بماند... شماره تماس این مادر در روزنامه محفوظ است اگر کسی خواست یاری اش کند، بسم ا... هر کس به یا علی برخاست پس بسم ا... الرحمن الرحیم...

خراسان رضوی - مورخ شنبه 1389/03/29 شماره انتشار 17578/صفحه اول