| بابا، اولین کلام کودک است |
سیاه و سفید(۲۱۵)
«با...با... بابا...» فکر می کنم اولین کلمه ای که بچه ها یاد می گیرند همین کلمه باشد یا لااقل از اولین کلمه هایی است که بر زبان جاری می کنند. گفتم جاری، یاد زلال آب افتادم که جریانش برایم زیباترین تابلوی نقاشی است، گفتم جاری و یادم آمد، پدر زلال ترین است. زلال و جاری و کیست که در دوران زندگی اش شاهد جریان زلال پدر نبوده باشد؟ کیست که در عطشناک ترین لحظه ها، نگاه عطش زدای پدر را در زندگی خود تجربه نکرده باشد؟ آری ما از همان لحظه ای که متولد می شویم تا زمانی که فرصت هم نفسی با پدر داریم شاهد این زلال جاری هستیم و حتی وقتی پیک حضرت دوست پدر «لبیک گو» به «ارجعی الی ربک » را تا بر دوست پر می دهد و بر می کشد باز شاهد حضور پرمعنای او در لحظات معنوی زندگی خود هستیم. آری پدر هماره جاری است و شاید راز این که خداوند لب های کودک را در مرحله اول به گفتن با... با.. زیبایی می بخشد هم جایگاه پدر باشد. جایگاهی که واجب الحرمه است در کنار مادر. تا جایی که در برابر پرخاش ها و «تنگ خلقی» هایش هم - حتی- حق «اف» گفتن نداریم. این فرمان خداوند حکیم است در قرآن کریم که «به پدر و مادر اف نگویید» و می توان از آیه چنین فهمید که در برابر تندخویی های والدین هم باید نرم خو بود نگاه درشت هم به آنان نباید داشت و «اف» هم نباید گفت. شاید برخی ها گمان کنند این آیه برای زمانی است که آنان درشتی نکنند که باید گفت هیچ بهره مند از عقلی در برابر افرادی که زبان تند و رفتار تند ندارند زبان به «اف» نمی گشاید حتی اگر غریبه باشند بلکه بالاتر حتی اگر دشمن باشند، پس اگر منع شده ایم از «منکر اف گفتن» به پدر و مادر برای زمانی است که آنان با ما تندی کنند. هرچند تندی پدر و مادر هم پر از لطافت است. تندی کلام آنان برای این است که ما را از مواجه شدن با برخورد تند روزگار پرهیز دهد. پدر زلال است. پدر جاری است و باید به اندازه ای که درختان کنار جوی آب از آن بهره می برند و قدر می دانند - لااقل- دستان پر کرامت پدر را به بوسه قدر بدانیم. باید زخم دستان پینه بسته پدر را که با زحمت و دشواری امکان راحتی فرزندان را فراهم می کنند به باران بوسه تقدیر التیام داد. باید پدر را، این بزرگ را بزرگ داشت تا به بزرگی و نور رسید چونان سنگ که خویش را در معرض انوار آفتاب قرار می دهد تا فرداها به آینه تبدیل شود و بازتاب دهنده نور باشد. پدر را باید قدر دانست. باید در زلال نگاه او به غواصی گوهر معرفت پرداخت، آن گونه که در دامن پر مهر مادر. باید خویش را در معرض هرم نفس های پدر قرار داد چنان که در آغوش مادر باید در کنار سفره نان و پنیر و ریحان مادر، دست های پرتلاش پدر را هم دید. باید حتی کنار سفره های خالی هم قدردان پدر بود چون پدر همه جانش را به تلاش تبدیل می کند تا سفره فرزندانش رنگین باشد اما اگر رنگ ها چون خرما بر نخیل ماندند و به دست نیامدند، باز پدر باید قدر بیند که تلاش خود را انجام داده است. پدر عزیز است، پرشکوه است، عاشقانه است، اصلا پدر خود عشق است لذا خداوند لب های کودک را در اولین گفتار، به گفتن با... با... بابا زیبایی می بخشد. خراسان - مورخ پنجشنبه 1389/04/03 شماره انتشار 17583/صفحه۸/خانواده و سلامت
|
|
شنبه ٥ تیر ۱۳۸٩ - gholamreza baniasadi | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| خوش آمدید |
|
تماس با ما |
| RSS Feed |
| اخبار هک و امنیت |







