بهشتی، تراز زندگی
ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۸ تیر ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:
سیاه و سفید(٢١۶)

شاد زیستن نه تنها مذموم نیست که ممدوح نیز هست. مگر می شود ذیل انوار الهی هدایت یافت و شاد نبود؟ مگر می شود به نعمت بعثت برانگیخته شد و از بهجت سرشار نشد؟ مگر می شود به ولایت مولاعلی و آلش (ع) مفتخر شد و جان ، طربناک نکرد؟ مگر می شود به صحرا، دریا، کوه و دشت نگریست و نشانه های آشکار قامت رعنای دوست را دید و شکوفا نشد؟ مگر می شود در شهر و روستا، در کوچه و خیابان گشت و در چهره ها، نور انسانیت یافت باز غمگین بود. غمی که در جان عارف می نشیند غم فراق است والا هرچه این فراق به آخر می رسد بهجت او افزون و شادابی او فراوان می شود. پس به جرات می توان گفت شادی، زندگی شاد و ... حق همه مردم است.این را می شود از زندگی بزرگانی فهمید که مشی و عملشان تراز زندگی و الگوی حیات است لذا مصادف با ایامی که از بزرگ ترین اتفاق ها در انقلاب رقم خورده است و عالم مجاهد آیت ا... دکتر بهشتی و هفتاد و دو تن از بهترین فرزندان ایران اسلامی شربت شهادت نوشیده اند، کلام را مستند می کنم به بیان آگاهی بخش شهید بهشتی درباره شاد زیستن و استفاده از نعمت های خداوند، ایشان می فرمایند: در آغاز دوران بلوغ، تحصیلات علوم اسلامی را تازه شروع کرده بودم. در این سن، انسان نشاط و شادابی خاصی دارد، گاهی پیش از مباحثه و بعد از آن و یا قبل از درس، با دوستان می گفتیم و می خندیدیم، یکی از دوستانم که بزرگ شده جلسات مذهبی بود، و چند سالی از من بزرگ تر بود با من هم مباحثه بود، وقتی ما می خندیدیم، می گفت فلانی حالا که در آغاز تحصیل علوم اسلامی هستیم، بهتر است خودمان را عادت بدهیم و نخندیم یا کمتر بخندیم. گفتم چرا؟ گفت این آیه قرآن است: «فلیضحکوا قلیلا ولیبکوا کثیرا»؛ «باید کم بخندند و زیاد بگریند»سپس یکی دو حدیث هم در این رابطه می خواند. من از وی پرسیدم: آیا خندیدن کاری حرام است؟ گفت: نه حرام نیست.گفتم حالا که حرام نیست، من می خندم. از این ماجرا چند سالی گذشت و من اولین مطلبی که به صورت مستقل و براساس کتاب و سنت درباره اش تحقیق کردم و سعی کردم قرآن را از اول تا آخر به صورت علمی بررسی کنم، همین بحث بود تا این که به این آیه رسیدم. به خود گفتم عجب، این آیه در قرآن است، اما مطلب درست نقطه مقابل مطلبی است که دوست من فهمیده بود و آن دستور پیغمبر بود که باید تمام نیروهای توانا برای شرکت در مبارزه علیه کفار و مشرکانی که به سرزمین اسلام هجوم آورده بودند، بسیج شوند. عده ای با بهانه های مختلف از شرکت در این لشکرکشی خودداری کرده بودند و از فرمان خدا و پیغمبر تخلف نمودند. خداوند در این آیات قرآن می فرماید: «لعنت خدا بر کسانی که دیدند پیغمبر با انبوه مسلمانان به میدان نبرد می روند اما باز هم دوست داشتن زندگی آن ها را وادار کرد تا از فرمان خدا و رسولش تخلف کنند و بمانند» و به دنبال آن به عنوان یک نفرین و کیفر می فرماید: «از این پس کم بخندند و زیاد بگریند.» از دیدگاه اسلام زندگی با نشاط نعمت و رحمت خداست و زندگی توام با گریه و زاری خلاف رحمت خداست. در این  آیه خداوند در مقام نکوهش از این تخلف می فرماید: «از این پس از نعمت خنده و نشاط کم بهره باشید و همواره گریان و غمزده زندگی کنید.» از طرف دیگر تفریح یکی از نیازهای ضروری زندگی انسان است که باعث تجدید قوای انسان می گردد.چنان چه قرآن می فرماید: «قل من حرم زینة الله التی اخرج لعباده والطیبات من الرزق قل هی للذین آمنوا فی الحیوة الدنیا»؛ «ای پیغمبر! بگو؛ چه کسی زینت خدا را که برای بندگانش خلق کرده، و روزی های پاک را حرام کرده است؟ بگو این روزی های پاک برای مردم با ایمان در این دنیا است.»فکر می کنم اگر به فهم درست از آیات الهی برسیم، زندگی ما الهی خواهد شد و در چنین زندگی که از آن به حیات طیبه تعبیر می شود، جز زیبایی وجود ندارد لذاست که در کربلا هم حضرت زینب (س) جز زیبایی نمی بیند و در زندگی اولیاءا... جز زیبایی وجود ندارد. امروز هم ما با الگوگیری از معصومان و اولیاءا... که تراز زندگی مومنانه هستند می توانیم به سوی «حیات طیبه» تعیین مسیر کنیم و هرچه به مقصد نزدیک تر شویم شادی ما هم افزون  خواهد شد. پس به یاد داشته باشیم اسلام دین بهجت است نه دین اندوه پس مومنانه شاد باشیم... .

خراسان - مورخ سه‌شنبه 1389/04/08 شماره انتشار 17586/صفحه٨/خانواده و سلامت