حجاب و حرمت امام رضا(ع)
ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ تیر ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

قدیم ها بزرگ ترها حرمت داشتند، سخنشان چون از روی شناخت بیشتر، تجربه بیشتر و هوشمندی بیشتر بود مورد قبول واقع می شد. می گفتند آنچه پیر در خشت خام بیند، جوان درآینه نتواند. بزرگ ترها، به تعداد پیراهنی که بیشتر پاره کرده بودند، تجربه بیشتر داشتند و این گاه-حتی- از علم بالاتر شمرده می شد. کوچک تر بزرگتری هم رسم وآیین خود را داشت. کوچک تر پیش از بزرگ تر راه نمی رفت از در نمی گذشت، نمی نشست، سخن نمی گفت، سخن بزرگ تر را می شنید اما امروز... این ها را به مقدمه گفت تا شکوائیه اش را از نسل امروز بگوید که دیگر بزرگ تری- کوچکتری را رعایت نمی کنند. حرمت ها دارد رنگ می بازد و بعضی از نسل امروز، بزرگ ترها را به کوچک تری هم قبول ندارند، اصلا قبول ندارند! او اول از خواهرش می گفت که در همین مشهد زندگی می کند و پیشترها، چندان حرمت شهر امام رضا و همشهری بودن با آقا را رعایت نمی کرد اما وقتی به سفر مکه رفت و برگشت گفت فهمیدم باید از این پس چگونه حرمت داری کنم و حجاب کامل همسفر دائمی او شد در کوچه و خیابان، من هم خوشحال شدم که خواهرم نسبت به حجاب خود چنین غیرت می ورزد. بر سر شوق آمدم که حرمت مشهد را رعایت می کند اما... این اما شیرین نیست که از قضا تلخ است، بگذارید بگویم، چندی پیش که به اتفاق خانواده ها راهی یکی از مناطق آزاد شدیم، دیدم انگار فهم غلط از آزاد و آزادی باز دوباره به سراغ خواهرم آمده است انگار حرمت امام رضا(ع) فقط در مرز مشهد لازم بود و در منطقه آزاد، از عبودیت هم آزاد می شدیم؟! تذکر داده را هم به معنای دخالت می پنداشت و امر به معروف و نهی از منکر را فضولی می انگاشت، رفتار خودش ناخوشایند بود، بماند که این ناخوشایندی در رفتار دختر به جوانی رسیده اش، افزون تر شد، تا جایی که با بلوز و شلوار قصد خیابان می کرد و... وقتی تذکر دادم که خاله جان این درست نیست و تو باید با حجاب کامل به خیابان بروی، به اعتراض گفت: دلم می خواهد و به تو هم مربوط نیست. چشم گرداندم تا ببینم خواهرم چگونه این نحو سخن گفتن دخترش را پاسخ می دهد که دیدم چشم در چشم من شد که: چکارش داری؟ می خواهد آزاد باشد دخترم. این جا هم مشهد نیست، منطقه آزاد است. آمدیم راحت باشیم، تو باعث عذاب و ناراحتی ما هستی با این حرف هایت و... حرف مادر و دختر یکی شد و نه حرمت خواهر بزرگ تر رعایت شد که جای مادر است و نه حرمت خاله بزرگ تر، پاسخ تذکرهای دوستانه ام قهر آنان شد، قهر کردند آنان از من، حال آن که برایشان جز خیر نمی خواستم و هنوز هم جز خوبی نمی خواهم. من پر از تعصب و بی منطق هم نگاه نمی کنم اما معتقدم شرع و قانون باید رعایت شود و حرمت امام رضا هم در مشهد خلاصه نمی شود بلکه همه جا باید حرمت داری کرد.

خراسان رضوی - مورخ شنبه 1389/04/12 شماره انتشار 17589/صفحه اول