جامعه نو - قلم به دست سابق
این مردی نیست آقا، نامردی است!
سیاه و سفید(٢٢٠)

* زن بغض در گلو، زنگ زد و سراغ شویش را می گرفت. آن هم با ۴۰۰ کیلومتر فاصله، گفت، ۲ روز است از خانه بیرون رفته است، نه گفت کجا می رود و نه تاکنون تماس گرفته است. اول خیال کردم، بین زن و مرد بحثی پیش آمده است، اما زن گفت نه، اصلا صحبتی نشده است. این رویه اوست. نه می گوید کجا می رود و نه وقتی زمانی برای آمدن تعیین کرد می شود روی آن حساب کرد چون معتقد است مرد خانه است و هر طور بخواهد تصمیم می گیرد و هر طور هم بخواهد عمل می کند.

* زنگ زد به پسرش که از فلان جا پول بردار و بیا مشهد. ساعت ۴ صبح که رسیدی من دنبالت می آیم. پسرک هم طبق گفته پدر راهی شد، ساعت ۴ صبح هم رسید و ثانیه ها و دقایق و ساعت ها را پشت سر هم می شمرد اما از پدر خبری نبود. البته پسرک، بچه صبوری بود. اخلاق پدرش را هم می دانست، پس زیاد نگران نبود اما خیلی اذیت شد. می ترسید در شهر ناآشنا، حتی می ترسید برود آن طرف تر آب بخورد تا مبادا، پدرش بیاید و او نباشد. می ترسید قدم از قدم بردارد اما ... ۸ ساعت که از زمان موعود گذشت، پدر به سراغ پسرک رفت تا او را بیاورد. وقتی ماجرا را شنیدم هر چه حرف شایسته آدم بدقول است به مرد گفتم و سرش فریاد کشیدم که چرا چنین کرده است و پسرک ۱۳ ساله را در شهر غریب این همه منتظر گذاشته است. گفتم: نمی توانی بروی دنبالش، می گفتی تا من بروم. اما مرد فقط می خندید و زن و فرزندانش در سکوت خود می گفتند، این کار هر روزش است. انگار این هم تعریف دیگری از مردانگی بود که این به اصطلاح آقای «پدر» می خواست به چشم خانواده بکشد یا شاید هم ...

* گفت: ۵ دقیقه ای می آیم، سفره را بیندازید. سفره انداخته شد، اما از او خبری نشد. زنش گفت: روی حرف او نمی شود حساب کرد. غذا بخوریم، همه غذا خوردند و دقایق به ساعت تبدیل شد و به ساعات رسید اما از او خبری نشد. ساعت از یک نیمه شب که گذشت، سر و کله اش پیدا شد وقتی ۵ دقیقه به ۵ ساعت تبدیل شده بود.

* جالب است این آقا، با این ویژگی اخلاقی زبان به نصیحت دیگران هم می گشاید و برای خود شانیت بزرگی هم قائل است. حال آن که بزرگی را نه سخن و حتی سند که «عمل» معلوم می کند. آدم های وفادار به عهد، بزرگ اند حتی اگر شناسنامه، آنان را بزرگ نشناسد. حتی اگر زبان به سخن نچرخانند. اینان اهل ایمان هستند چه یکی از نشانه های بارز ایمان، وفای به عهد است و یکی از راه های شناخت مومنان هم این است که ببینیم به عهد و پیمان خود چگونه وفا می کنند. یاد آن داستان افتادم که محکوم به اعدامی به ضمانت جوانمردی رفت تا باز گردد و الا ضامن به جای او اعدام می شد. روز موعود رسید و از او خبری نشد همه را گمان این بود که او باز نخواهد گشت. همه چیز برای گردن زدن ضامن آماده بود که سرانجام او رسید. وقتی از او پرسیدند چرا بازگشتی، گفت آمدم تا حرمت وفای به عهد حفظ شود و ... سرانجام به حرمت وفای به عهد از اعدام هم رهایی یافت و ... اما این پدر و این قبیل افراد را نمی دانم از ایمان، لااقل آن بخشی که به وفای به عهد مربوط است چه بهره ای دارند ...

خراسان - مورخ یکشنبه 1389/04/13 شماره انتشار 17590/صفحه٨/خانواده و سلامت
یکشنبه ۱۳ تیر ۱۳۸٩ - gholamreza baniasadi | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

خوش آمدید
gholamreza baniasadi


تماس با ما

مطالب پیشین
صفحه نخست
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢
امرداد ۸٢
تیر ۸٢
خرداد ۸٢
اردیبهشت ۸٢
فروردین ۸٢
اسفند ۸۱
بهمن ۸۱
دی ۸۱
آذر ۸۱
آبان ۸۱

RSS Feed


add to google bookmarks
add to yahoo bookmarks
add to msn bookmarks
add to my feedster
Subscribe with Bloglines
add to netvibes
add to live

اخبار هک و امنیت