جامعه نو - قلم به دست سابق
کفتارهای سیاه، وجدان مردم و غیرت مسئولان

این قدر به هم ریخته هستم که نمی توانم ذهنم را جمع کنم. آن قدر عصبانی هستم که نمی توانم آرام بنویسم. من می سوزم پس توقع نداشته باشید از گل نازک تر نگویم؛ وقتی گل های نازک باغ عفت و انسانیت را تاراج می کنند. وقتی کار از «گرگی کردن» می گذرد و «کفتار» را هم روسفید می کند، وقتی زمین بر خود می لرزد و درخت با همه برگ هایش بر غیرت زخم خورده انسانی اشک می ریزد. وقتی ۴ جنایت کار آدمی نما، چنان روی جنایت را سیاه می کنند که «کرکس سیاه» پیش شان «روسفید» می شود. وقتی نه بر ایمان خود که بر آدمی زاد بودن خویش می لرزیم. من مردم و زنده شدم وقتی خبر محاکمه «کفتارهای سیاه» به زودی در مشهد آغاز می شود را به قلم تلخ اما عبرت آموز سیدخلیل سجادپور خواندم. برای چندمین بار آرزو کردم: کاش همان سال های جنگ با یاران شهیدمان می رفتیم و امروز را چنین غیرت سوز نمی دیدیم. این حرف من تنها نیست. حرف نسل من است. نسلی که دیروز برای دفاع از ناموس ایرانی تا پای جان رفتند و گروهی جان باختند تا حرمت و عفت ایرانی و مخصوصا ناموس ایرانی حفظ شود، اما امروز خبرهایی می خوانیم و می شنویم که روی سیاه سپاه مغول وار صدام در روزهای آغازین جنگ تحمیلی را سفید می کند.

من هم خبرهای قصه «کرکس سیاه» را خواندم، هم در دادگاهش بودم و هم قلمم نوشت تلخی ماجرا را. در فاجعه «بیجه» قلمم گریست. در جنایت «قتل های عنکبوتی» بر سر غیرت آمد و به فریاد نوشت. در قصه نفرت انگیز «باند صدمتری» به فغان آمد، امروز اما در این فاجعه انسانیت سوز، قلمم مرد! من مردم، خیلی ها مردند. نمی دانم مظهر غیرت خداوندی، مولا علی (ع)، که در ماجرای ستم لشکریان معاویه که خلخال از پای زنی «ذمه نشین» در آوردند، فرمودند اگر مردی از این غم بمیرد او را ملامت نباید کرد اگر امروز بودند، این ماجرا را می خواندند، تاکنون ذوالفقارشان چند بار تکبیر می گفت و از بالا بر گردن متجاسرین فرود می آمد. نمی دانم با ما و سکوت مان، با ما و بی عملی مان چه می کرد مولا. اما دریغ که او نیست اما افسوس که ما هستیم اما افسوس که نشسته ایم، افسوس که نهادهای فرهنگ ساز و متولیان تربیت جامعه نتوانستند بی اخلاقی ها را چاره کنند. نمی دانم جواب شهدا را، جواب جانبازان را، در این روزها، که به یمن ولادت مولا امام حسین (ع) و حضرت عباس و امام سجاد (ع) به روز پاسدار و جانباز نام بردار شده است چه خواهیم داد، در برابر فجایعی از این دست. به خدا نمی دانم وقتی محمود کاوه جلویمان را بگیرد و فریاد برآورد که چرا چنین شد، چه پاسخی باید بدهیم.

من از روح برونسی خجالت می کشم وقتی او دیوار خانه اش را ناتمام گذاشت و به جبهه رفت و گفت ایرانی مسلمان، نگاهش را هم حتی از دیوار ناتمام به آن سو نمی فرستد، اما بعضی ها این روزها بدتر از کفتار می شوند. من شرمنده ام و با همه شرمندگی، عاملان این ماجرا را، به وجدان عمومی مردم و غیرت مسئولان وا می گذارم تا وجدان و غیرت حکم کند که چه باید بکنند...

خراسان - مورخ پنج‌شنبه 1389/04/24 شماره انتشار 17599/صفحه١٣/حوادث

جمعه ٢٥ تیر ۱۳۸٩ - gholamreza baniasadi | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

خوش آمدید
gholamreza baniasadi


تماس با ما

مطالب پیشین
صفحه نخست
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢
امرداد ۸٢
تیر ۸٢
خرداد ۸٢
اردیبهشت ۸٢
فروردین ۸٢
اسفند ۸۱
بهمن ۸۱
دی ۸۱
آذر ۸۱
آبان ۸۱

RSS Feed


add to google bookmarks
add to yahoo bookmarks
add to msn bookmarks
add to my feedster
Subscribe with Bloglines
add to netvibes
add to live

اخبار هک و امنیت