پول هایی که صرف آرایش سگ ها و گربه ها می شود
ساعت ٦:٠٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٦ امرداد ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

 کم نبوده اند کسانی که با نگارنده تماس گرفته اند و لابلای بغض دردناک خود، از مشکلات زندگی می گویند و می خواهند صدای شان به گوش مسئولان برسد. یک شهروند حتی به طعنه گفت: مردی یا زنده ای؟ و به یادم آورد که پیشترها گاهی فریاد می زدی، حرف دل مردم را می نوشتی، داد می زدی بر روزگار اما ... این روزها انگار قلم تو هم کپک زده است! او دوباره با طعنه ای افزون تر- پرسید: راستی زنده ای؟... ماندم چه جوابی بدهم. برای خودم جوابی ندارم، چه رسد به او و خیلی های دیگر.

راستی من زنده ام؟ اگر زنده بودم و این خبر را که سایت جهان روی خروجی فرستاده است که معدود افرادی کارهایی می کنند که آدم شرم می کند از باز گفتن آن و افسوس می خورد فریاد می زدم البته این قبیل افراد زیاد نیستند اما بسان بیماری  ایدز می مانند که یک نمونه اش هم هولناک است و باید زودتر چاره کرد. نمی شود چشم بر هم گذاشت و دست روی دست ... شما هم این خبر تلخ را بخوانید:در همین پایتخت کشور خودمان میهمانی هایی که به افتخار حیوانات برپا می شود از حقوق ماهیانه ۱۰ کارگر یک کارخانه بیشتر است. تولدهایی که برای گربه ملوس دختر فلانی گرفته می شود، میلیون ها تومان خرج دارد و چند ده نفر در آن شرکت دارند. هم چنین آرایشگاه های این حیوانات برای هر بار کوتاه کردن موهای این حیوانات بین ۲۰ تا ۱۰۰ هزار تومان دریافت می کنند و تتوی موقت روی دست های سگی کوچک در خانواده می تواند بین ۱۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومان برای صاحب آن خرج در برداشته باشد.پانته آ، صاحب یکی از همین گربه های ملوس خانگی است که با یک تلفن آدرس ۵ آرایشگاه حیوانات خانگی را می دهد. او می گوید: مکان هایی برای سوراخ کردن گوش های این حیوانات وجود دارد که با آمپول های بی حسی قوی گوش های آنان را آماده تزیین به گوشواره ها می کنند. هم چنین مکانی در ... وجود دارد که برای آن که دردی متوجه حیوانات خانگی نشود، تنها با ماشین های سرزنی مخصوص موهای دو گربه ام را کوتاه می کند.آرش هم دارای سگ نیمه اهلی است و نمی تواند برای کوتاه کردن موهای این سگ، او را دست هر آرایشگری بسپارد. بنابراین به گفته خودش آرایشگر مخصوص هر بار باید به خانه او آمده و موهای سگش را با قیمت ۷۰ هزار تومان کوتاه کند...

این خبر تلخ را با هم خواندیم، تلخ از آن نظر که گاه انسانیت خویش را گم می کنیم. البته این به معنای نامهربانی  با حیوانات نیست که بسیاری از مردم در فصول سرد و روزهای برفی برای کبوتران عاشقانه دانه می پاشند و حتی به فکر تهیه غذا برای گوزن و گرگ و پلنگ هم هستند و نگاهشان مهربانی با طبیعت و حیوانات است.اما آن چه در این خبر بود، «مهربانی با حیوانات» نام ندارد، بلکه قهر با انسانیت است چه وقتی دست های یاری خواه، منتظر دست کرامت مند یک انسان است، او را وانهادن و چند برابر نیاز او صرف آرایش یک حیوان کردن جز کفران نعمت و به تمسخر گرفتن انسانیت نمی تواند باشد. راستی انسان وقتی هزاران دل برای انس گرفتن و چشم برای مهربانی می بیند چه طور روی برمی تابد و دل به سگ و گربه و موش و سمور و میمون و ... می دهد.وقتی روح لطیف انسانی قفس را برای بلبل و قناری نمی پسندد، چه طور معدود افرادی حیوانات را گاه به بند می کشند، وقتی تن آدمی شریف است به جان آدمیت چگونه برخی،  آغوش به روی سگ و گربه می گشایند و به هم وطنان مهربان، خویشاوندان خود «نه» می گویند و رو ترش می کنند؟ چه طور برای حیوان خود جشن تولد می گیرند در روزگاری که برخی از هموطنان از حداقل های زندگی محرومند، بگذریم، اما امیدوارم به این سوال یک نفر پاسخ گوید که وقتی بچه  های مردم در خیابان از حیوانات همراه این عده معدود می ترسند، چه کسی پاسخگوی این ترس و نادیده گرفتن حق آرامش آنان خواهد بود؟... حرف زیاد است و به قول شاعر «گفتنی ها کم نیست»، اما ؛ در خانه اگر کس است، یک حرف بس است.

خراسان - مورخ یکشنبه 1389/05/03 شماره انتشار 17607/صفحه۲