جامعه نو

تربیت و باران
نویسنده : gholamreza baniasadi - ساعت ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳ امرداد ۱۳۸٩
 

سیاه و سفید(۲۴۱)

 

 این درست که در موضوع تربیت، خود افراد باید زمینه داشته باشند و مثل زمینی مساعد باشند که پس از باران، از دل خویش گل برویانند. اما یک نکته ظریف را از یاد نبریم اگرچه زمین به دنبال باران نمی رود اما باران بی دریغ و بی منت بر زمین می بارد تا از زمین هم چشمه بجوشد و هم گل ها و سبزه ها و درخت هایی که چشم را بنوازد. اگربه مکتب تربیتی رسول اکرم(ص) توجه کنیم درخواهیم یافت، باران کلام ایشان بی دریغ بر همه انسان ها می بارد و همه آدم ها در شعاع انوار ایشان قرار می گیرند.حالا این که چه بهره ای می برند، مسئله دیگر است. مهم این است که باران رحمت پیامبر(ص) بر همه می بارد، همه را بر سفره نور به میهمانی می خوانند تا تربیت به بهترین نحو شکل بگیرد. استاد صفایی حائری به زیبایی در این باره به بحث می پردازند و فاصله «اسفل السافلین» و پریدن انسان بر افلاک را شرح می دهند و به موضوع تربیت در قالب یک نظام می پردازند و می گویند  نظام تربیتی، اولین نظام نیست و پایه ها و مبادی آن از نظام فکری، عرفانی و اخلاقی تغذیه می کند اما در تحقق خارجی، تربیت مقدم بر همه نظام های دیگر است. دین با رسول و کار تربیتی او آغاز می شود و رسول خدا با اعمال روش های تربیت اسلامی، فلسفه و عرفان و اخلاق و فقه اسلامی را در فکر و احساس و عاطفه و خصلت ها و خوی ها و رفتارهای مومنین پی ریزی کرده و پرورش می دهد. رسول خدا با جریانی که ایجاد می کند، تحول در اعتقادات و اهداف به وجود می آورد و بر این اساس، شکل و شیوه و روش تازه ای در تمامی عرصه های عمل فردی و اجتماعی به دست می آید. این به معنای ایجاد نظام های مختلف فردی و اجتماعی (از فکری و عرفانی و اخلاقی تا سیاسی و اقتصادی و حقوقی) است و چه بسیار فاصله است میان طرح و ارائه تجریدی نظام های فردی و اجتماعی تا ایجاد و تحقق بخشیدن به آن ها.رسول خدا، خود به سراغ افراد می رود و با زمینه سازی ها و پاک سازی ها به طرح سوال و راه انداختن فکر می پردازد. اما تفکر در چه؟ او به ویژه بر حضوریات و تأملات و مشاهدات باطنی افراد تکیه می کند و مایه ها و مواد تفکر را از این حوزه اخذ می کند و با نحوه برخورد و شیوه پرسش و پاسخ، نه تنها ذهن ها را متوجه سوالات اصلی و اساسی می کند بلکه روش تفکر را نیز می آموزد. با بینات رسول، آدمی از تاریکی ها بیرون می آید با خود و هستی و نقش خویش در آن آشنا می شود، راه را می بیند و راهزن ها را می شناسد.در این روشنی و وضوح است که مردم می توانند بسنجند و پس از سنجش و تعقل انتخاب کنند یا با رسول همراه شوند و یا از یافته هایشان چشم بپوشند همان طور که بسیاری باران رحمت پیامبر را ندیدند و خود دراسفل سافلین درجا زدند.آن ها که به رسول می پیوندند در کنار او به کتاب و موازین می رسند. یعنی هم دستورات و احکام را می آموزند و هم جایگاه هر حکم را می شناسند. هدف از همه این جریان، این است که مردم بر پایه قسط و برای تحقق قسط به پا خیزند.استاد صفایی در این آیه «لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان» بر چند نکته تاکید می کرد: اول این که مطلوب، به پاخاستن خود مردم است، همه زمینه سازی ها و حرف ها برای این است که اینان به خواست خود برخیزند نه این که با تبلیغ و تحمیل به پا داشته شوند. هدف، قیام به قسط است.قسط که حاصل آمد، فضایل اخلاقی هم رشد می کند، زیبایی ها به جامعه عطر بهشت می دهد و مردم در پی تربیت یافتن خویش، براساس آموزه های دین برای خویش لحظات بهشتی می سازند و زندگی خود را با بهشت پیوند می زنند...

 خراسان/یکشنبه۱۰مرداد۱۳۸۹شماره۱۷۶۱۲صفحه۸/خانواده و سلامت