جامعه نو

ضرورت حساب و کتاب در زندگی
نویسنده : gholamreza baniasadi - ساعت ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٦ امرداد ۱۳۸٩
 
سیاه و سفید(٢۴۵)

تعجب نمی کنم از این که بعضی از ما به جایی نمی رسیم و گاهی دعاهایمان - حتی اگر با هزار اشک و آه باشد - از سقف خانه هم بالاتر نمی رود. تعجب نمی کنم از این که به قول سعدی علیه الرحمه « چنان آسمان بر زمین شد بخیل / که لب تر نکردند زرع و نخیل» و این شد قصه روزگار ما. تعجب نمی کنم از این که بیماری های گوناگون و نوپدید هر روز یقه ما را می گیرد و از ما دامن می درد. تعجب نمی کنم از این که هر روز یک مشکل جدید سر راهمان قرار می گیرد. تعجب نمی کنم از ... تعجب هم ندارد. وقتی رفتارمان این است و پندارمان آن و گفتارمان این، جز این هم نباید انتظار داشته باشیم. روزگار ما، خرمن محصولی است که بذرش را خود ما کاشته ایم. فصل داشت را هم به جد پی گیر بودیم پس جز این برداشت نمی توانیم توقعی داشته باشیم. وقتی دل ها مهربان نباشد مگر دست ها را توان رفع مشکلات باقی می ماند آن هم مشکلاتی که برای رفع آن باید صدها دست یک صدا شوند اما دست های ما که هر کدام یک صدا دارد؟!بنده خدایی این را به اهالی منطقه ای گفت که نسبت به هم دلخوش نبودند، بلکه پر از کینه بودند و گره در کارشان و مشکل در زندگی شان فراوان بود. کینه های قدیمی و جدید اجازه نمی داد نگاهشان اگر نه مهربان لااقل خالی از کینه و رفتارشان اگر نه پر از عطوفت لااقل خالی از حسد و حقد باشد. مردم آن منطقه اما این انصاف را داشتند که وقتی چنین مشکلی را آن بنده خدا مطرح کرد چون منطقی یافتند بپذیرند. آن ها، از او راه چاره خواستند و او از کلام استاد صفایی حائری پاسخ داد: « یک بار از مادر متولد شدی و این بار باید از خودت بیرون بیایی متولد شوی از نفس، از غریزه ها، از عادت ها متولد شوی، که حضرت عیسی(ع) می فرماید: لا یلج فی الملکوت من لا یولد مرتین؛ کسی که دوباره متولد نشود به ملکوت خدا راهی ندارد.» و می گفت باید یک تولد تازه را تجربه کنند و همان طور که در تولد اول، از پیرایه های همراه، پاک می شویم در این تولد هم باید از پلشتی های اخلاقی پاک شویم. در اولین قدم هم باید خاطرات کهنه و نازیبا را از دفترچه خاطرات ذهن خود جدا کنیم. باید یادهای آلوده به کینه را پاک کنیم. باید به یاد آوریم خاطرات خوب را که اگر به دنبالش باشیم فراوان خواهیم یافت حتی ده ها بار بیشتر از خاطرات بد. با یافتن این خاطرات خوب، می توانیم خوب بیندیشیم و این خوب اندیشیدن را به «پندار نیک» ارتقا دهیم تا رفتارمان چنان مومنانه شود که جز نیکی از ما سر نزند. این بنده خدا، یک نکته دیگر را که بسیار ملموس هم هست به یادشان آورد و از آنان خواست هر شب و هر روز خاطرات خوبی را که از هم دارند، به یاد آورند و خاطرات بد را به کلی به فراموشی بسپارند. این یادآوری و آن فراموشی، کلید زندگی روشن است، کلید حل مشکلات و کلید ارتقای سطح زندگی و سطح روابط اجتماعی. به گفته این عزیز صاحب تامل باید توجه داشت که محاسبه، آدم را از زندگی بی حساب و کتاب نجات می دهد، پس در همه مراحل زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی باید حساب کرد، در برابر آن چه به دست می آ وریم چه از دست می دهیم و در برابر آن چه از دست می دهیم چه به دست می آوریم. راستی در این حساب و کتاب، خودمان را، خود ارزشمندمان را کجای این محاسبه در نظر گرفته ایم. آیا آن چه به دست می آوریم به قیمت از دست رفتن خود ارزشمندمان تمام نخواهد شد؟ فکر می کنم اگر در همه معادلات همین را در نظر داشته باشیم که خودمان را بابت چه هزینه می کنیم و آن چه به دست می آوریم در برابر این هزینه چقدر می ارزد، بسیاری از کارها را نخواهیم کرد ...مردم آن منطقه، از آن پس رفتار بهتری داشتند، با هم بهتر شدند و مشکلاتشان هم رو به کاهش گذاشت. این کاهش، افزایش همدلی را هم در پی داشت ...

خراسان - مورخ شنبه 1389/05/16 شماره انتشار 17617 صفحه٨/خانواده و سلامت