مرد مروت و حکمت
ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٠ شهریور ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

اسلامش دين رحمت بود و قرآنش کتاب زندگي و زندگي که براي آدمها مي‌خواست «پرتويي از قرآن». از نگاه آيت‌ا...‌سيد‌محمود‌طالقاني قرآن مي‌بايست در زندگي مردم جاري شود تا آنها حياتي طيبه و قرآني داشته باشند. او انسانها را دوست داشت درست به همان اندازه‌اي که قرآن را در خويش جاري کرده بود و از اين رو مي‌ديديم، اين پير با بردباري و حوصله راه رستگاري به جوانان نشان مي‌داد و تند‌روي‌هاي آنها را پدرانه به سمت «صحيح رفتن» هدايت مي‌کرد و باز او را مي‌ديديم که بر سر باطل خواهان فزون‌طلبان فرياد بر‌مي‌داشت و چنان زبان در کام مي‌چرخاند به گاه سخن که مالک‌اشتر شمشير به هنگامه رزم.
از همين ‌رو امام حق بين ما «زبان‌گوياي» او را به شمشير مالک‌اشتر تشبيه کردند و او را «ابوذر» ناميدند که دمي از حق گويي باز نمي‌ايستاد و بهايش را، بي‌بهانه، با همه وجود مي‌پرداخت، يک روز زندان و شکنجه، يک روز تير و طعنه و يک روز زخم زبان و نمک، اما او را چه باک؟ پيروان علي‌(ع) در خلوت و جلوت، در حکومت و بر حکومت هر جا که باشند يکي هستند، نه سختي دنيا آنها را از ميدان بدر مي‌کند و نه شوکت دنيا در دلشان جا مي‌گيرد و طالقاني چنين بود، اميري بر سر نفس خود و دنياي خود.
آيت‌ا...‌طالقاني اهل مشورت بود و مبلغ «و‌شاور‌هم‌في‌الامر» و «مفسر‌وامر‌هم شوري بينهم». جامعه مورد نظر آيت‌ا...‌طالقاني، تک صدايي نبود بلکه همه صداها به مشورت گرد مي‌آمدند.
تک‌گو و اهل «منولوگ» نبود.
«ديالوگ» را بر‌مي‌گزيد. «گفت» را به «گوي» پاسخ مي‌داد و بر «گفت» يا «گوي» ديگران راه نمي‌بست.
طالقاني مرد «مدارا» بود و بالاتر، مرد «مروت». شريعت در نگاهش «سمحه و سهله» بود و دايره مسلماني چنان فراخ که همه اهل لا‌اله‌الا‌ا... را در بر‌مي‌گرفت. با همه مهربان بود مرد، با همه.
* * *
اسلامش دين رحمت بود و قرآنش کتاب زندگي و زندگي که براي آدمها مي‌خواست «پرتويي از قرآن»