جامعه نو

درس آزادگی
نویسنده : gholamreza baniasadi - ساعت ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸٩
 

 

تبدیل اسارت به آزادگی، هنری است که فقط از شاگردان مکتب عاشورا برمی آید. مگر نه این که کاروان اسیران کربلا آزادترین ها بودند، آن قدر که به اسارت برندگان خود را هم گاه تا مرحله آزادی برکشیدند. اگر نگاهی عمیق به کربلا داشته باشیم، در آن واقعه سرخ، جز کاروان حسینی را نمی توان آزاده نامید. آنان بودند که زنجیرهای اسارت را از پای فکر کوفیان چنان باز کردند که اندک زمانی بعد، نهضت توابین شکل گرفت.

در مسیر راه نیز بذر آزادگی افشاندند و فریاد آزادگی را در کاخ یزید هم به حق برآوردند. آری آزاده تر از اسرای کربلا، تاریخ سراغ ندارد و ما نیز همه نهضت خود را، حماسه دفاع خود را از سرمشق کربلا می نوشتیم. شهدای ما، به امام حسین(ع) لبیک می گفتند، رزمندگان ما، نام خود را در شماره هفتاد و سوم فهرست یاران اباعبدا... ثبت می کردند. جانبازان ما، الگوی خود را در کنار فرات با لبان تشنه می یافتند. زنان ما، ایران را «تل زینبیه» می کردند، نوجوانان ما قاسم را در ذهن خود بزرگ می داشتند و حتی شیرخوارگان ما در گهواره هاشان، در گریه ها و خنده هاشان، در هیجان هاشان می خواستند نام علی اصغر را فریاد کنند. آزادگان ما نیز در اردوگاه بر مدار رفتار امام سجاد(ع) و حضرت زینب(س)، تعیین مسیر و روش می کردند و شداید و دشواری ها و شکنجه های دشمن را با یاد امام سجاد(ع) بر خویش شیرین می کردند و درس گرفته از مکتب ایشان از کمترین زمان ها برای بیان حقیقت استفاده می کردند. به گفته آزادگان، کم نبودند سربازان و افسران عراقی که تحت تاثیر رفتار آزادگان به حقانیت خود شک می کردند و حق را در چشمان کسانی می دیدند که آنان را در حبس داشتند.

علاوه بر این، آزادگان ما از همه فرصت ها برای ارتقای سطح علمی و معنوی خود بهره می گرفتند. چنان که آزاده بزرگوار حجت الاسلام والمسلمین کمیلی می گفت: یکی از بچه ها از من خواست به او درس بدهم، از آن جا که هم وقت ها پر بود و هم می خواستم شوق درس خواندن او را محک بزنم گفتم ساعت ۱۲ شب بیا و او رفت و آمد درست در همان ساعت، درس شروع شد. آزادگان در این دوران خوب خود را تقویت کردند و در باز آمدن به وطن خیلی زود وارد دانشگاه ها شدند و من افرادی را می شناسم که بدون استفاده از سهمیه، جزو نفرات برتر بودند.

در کنار ارتقای سطح علمی، در حوزه معرفتی نیز به صورت جهشی، ارتقا یافتند و در این باره به یادآوری خاطره ای از شهید والامقام سردار یحیی اسدزاده بسنده می کنم که وقتی از او پرسیدند، آیا به آزادی هم امید داشتی وقتی زیر شکنجه ددمنشان بودی، گفت: مگر می شد از رحمت خدا ناامید شد؛ او هم اسارت را، هم شکنجه را آزمون عشق می دید و آزادی را رحمت خدا. آری آزادگان ما، نه تنها خود آزادگی کردند که معلم آزادگی هم شدند. یاد همه شان تا ابد جاودانه باد...

خراسان - مورخ سه‌شنبه 1389/05/26 شماره انتشار 17626 /صفحه۲