جامعه نو - قلم به دست سابق
درس آزادگی

 

تبدیل اسارت به آزادگی، هنری است که فقط از شاگردان مکتب عاشورا برمی آید. مگر نه این که کاروان اسیران کربلا آزادترین ها بودند، آن قدر که به اسارت برندگان خود را هم گاه تا مرحله آزادی برکشیدند. اگر نگاهی عمیق به کربلا داشته باشیم، در آن واقعه سرخ، جز کاروان حسینی را نمی توان آزاده نامید. آنان بودند که زنجیرهای اسارت را از پای فکر کوفیان چنان باز کردند که اندک زمانی بعد، نهضت توابین شکل گرفت.

در مسیر راه نیز بذر آزادگی افشاندند و فریاد آزادگی را در کاخ یزید هم به حق برآوردند. آری آزاده تر از اسرای کربلا، تاریخ سراغ ندارد و ما نیز همه نهضت خود را، حماسه دفاع خود را از سرمشق کربلا می نوشتیم. شهدای ما، به امام حسین(ع) لبیک می گفتند، رزمندگان ما، نام خود را در شماره هفتاد و سوم فهرست یاران اباعبدا... ثبت می کردند. جانبازان ما، الگوی خود را در کنار فرات با لبان تشنه می یافتند. زنان ما، ایران را «تل زینبیه» می کردند، نوجوانان ما قاسم را در ذهن خود بزرگ می داشتند و حتی شیرخوارگان ما در گهواره هاشان، در گریه ها و خنده هاشان، در هیجان هاشان می خواستند نام علی اصغر را فریاد کنند. آزادگان ما نیز در اردوگاه بر مدار رفتار امام سجاد(ع) و حضرت زینب(س)، تعیین مسیر و روش می کردند و شداید و دشواری ها و شکنجه های دشمن را با یاد امام سجاد(ع) بر خویش شیرین می کردند و درس گرفته از مکتب ایشان از کمترین زمان ها برای بیان حقیقت استفاده می کردند. به گفته آزادگان، کم نبودند سربازان و افسران عراقی که تحت تاثیر رفتار آزادگان به حقانیت خود شک می کردند و حق را در چشمان کسانی می دیدند که آنان را در حبس داشتند.

علاوه بر این، آزادگان ما از همه فرصت ها برای ارتقای سطح علمی و معنوی خود بهره می گرفتند. چنان که آزاده بزرگوار حجت الاسلام والمسلمین کمیلی می گفت: یکی از بچه ها از من خواست به او درس بدهم، از آن جا که هم وقت ها پر بود و هم می خواستم شوق درس خواندن او را محک بزنم گفتم ساعت ۱۲ شب بیا و او رفت و آمد درست در همان ساعت، درس شروع شد. آزادگان در این دوران خوب خود را تقویت کردند و در باز آمدن به وطن خیلی زود وارد دانشگاه ها شدند و من افرادی را می شناسم که بدون استفاده از سهمیه، جزو نفرات برتر بودند.

در کنار ارتقای سطح علمی، در حوزه معرفتی نیز به صورت جهشی، ارتقا یافتند و در این باره به یادآوری خاطره ای از شهید والامقام سردار یحیی اسدزاده بسنده می کنم که وقتی از او پرسیدند، آیا به آزادی هم امید داشتی وقتی زیر شکنجه ددمنشان بودی، گفت: مگر می شد از رحمت خدا ناامید شد؛ او هم اسارت را، هم شکنجه را آزمون عشق می دید و آزادی را رحمت خدا. آری آزادگان ما، نه تنها خود آزادگی کردند که معلم آزادگی هم شدند. یاد همه شان تا ابد جاودانه باد...

خراسان - مورخ سه‌شنبه 1389/05/26 شماره انتشار 17626 /صفحه۲

سه‌شنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸٩ - gholamreza baniasadi | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

خوش آمدید
gholamreza baniasadi


تماس با ما

مطالب پیشین
صفحه نخست
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢
امرداد ۸٢
تیر ۸٢
خرداد ۸٢
اردیبهشت ۸٢
فروردین ۸٢
اسفند ۸۱
بهمن ۸۱
دی ۸۱
آذر ۸۱
آبان ۸۱

RSS Feed


add to google bookmarks
add to yahoo bookmarks
add to msn bookmarks
add to my feedster
Subscribe with Bloglines
add to netvibes
add to live

اخبار هک و امنیت