امنیت سوغات توست عزیز!
ساعت ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳۱ امرداد ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:
برای شهید حسین غفاری 
 

آسوده، سفره افطار را پهن می کنی و لقمه ها به صحت در فضای امن به جانت نوش می شود. سحر را با امنیت برمی خیزی، صدای مناجات در خانه ات می پیچد و ... فردا روز، «صائم» نام توست اما یادت باشد و یادمان باشد که در این ساعات، مردانی از جان گذشته، در جامه ای که به نام «سربازی گمنام امام زمان» مفتخر شده است، برای حفظ امنیت من و تو، پنجه در پنجه اشرار می شوند تا بشکنند سرپنجه هایی که می خواهند بر چهره امنیت این ملک پنجه کشند. یادمان باشد اگر چشم ما را فرصت آرمیدن است در پناه چشمانی است که در راه خدا به مرزبانی بیدارند و در عطر دعای امام سجاد (ع) شکوه مرزبانی را به تماشا می گذارند... یادمان باشد وقتی که عافیت و عافیت طلبی برای هر گوشه اش، برای هر کنجش، هزار مستاجر دارد، باید تمام قد به احترام کسانی برخاست که خطر می کنند و همه جانشان را به شرق کشور می کشند و در برابر اشرار قد علم می کنند تا مملکت ابرار مصون بماند. یادمان باشد در زمانی که برخی افراد تا به مسئولیت می رسند، فرزند خود را در پناه خویش می گیرند و حوزه کاری اش را به اتاق بغلی خود می کشانند، مسئولانی هم که، هرگز از موقعیت خود استفاده نمی کنند و فرزندان خود را به کانون خطر می فرستند، حرمت مضاعف دارند. برای من، اگرچه «حسین غفاری» با شهادت خود جایگاهی پرشکوه یافته است اما جوانمردی پدرش، سردار محمد غفاری نیز شکوهی چشم نواز دارد. اگر حسین، از جانش گذشت و شهادت را برگزید پدرش هم از جان جانانش گذشت و دشواری و سختی دوری از او را بر جان هموار کرد تا ایران اسلامی سرفراز بماند...

کاش همه مسئولان چنین رویه ای داشته باشند و اگر خطر هست، مردان خطر را اول از خانواده خود انتخاب کنند. مگر نه این که اولین جوان هاشمی که در کربلا به میدان شهادت می رود، علی اکبر نام دارد، مگر نه این که در دفاع مقدس نوه خمینی بزرگ در میان خط شکنان است و پسران رهبر فرزانه انقلاب شانه به شانه رزمندگان تا مرز شهادت پیش می رفتند امروز هم باید چنین باشند، نه این که پسرانشان سربازی را در بیت پدر یا در کنار او سر کنند! من «استفاده نکردن از موقعیت خود» که در رفتار سردار غفاری موج می زند را می ستایم و به صبر او و خانواده شهید درود می فرستم......

خراسان - مورخ یکشنبه 1389/05/31 شماره انتشار 17630 /صفحه۲