گریه های یک مادر
ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢ شهریور ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:
سیاه و سفید(۲۶۰)

صدایش به هق هق باز می شود، قبل از آن که «الو» را بگوید. گریه اش امان بر، می شود، هم برای خودش، هم برای من. او یک مادر است. یک مادر دور از فرزندانش دلش اما پیش آنان است. خودش نیست اما دلش را می فرستد تا درد فرزندانش را مرهم بگذارد اما... او حرف های تلخ فراوان دارد، آن قدر زیاد که انگار خاطرات شیرین را به یاد نمی آورد. گریه اش که سبک می شود، زبانش راحت تر واژه ها را کنار هم می چیند. او می گوید ۴ فرزند دارد، ۲ پسر و ۲ دختر، بزرگ ترین شان پسری است ۱۸ساله و کوچک ترین شان دخترکی ۸ ساله، اما هرکدام آن قدر سختی در زندگی دیده اند و نامهربانی از پدرشان چشیده اند که در این سال ها ، مرگ را به آرزو نشسته اند و حسرت مردگان را می خورند و من هر روز هزار بار می میرم و زنده می شوم. اما دستانم خسته است. دستانم کوتاه است و انگار خرمای آرامش من و فرزندانم را بر بلندترین نخل زمین آویخته اند...او زخم های زندگی اش را شمار می کند و دردهایش را هم اما نسخه ای نمی یابد که چاره دردهایش باشد.او می خواهد کاری بکنم، من اماچه می توانم کرد وقتی عاطفه ها زخم می خورد. چه می توانم گفت وقتی کمتر گوشی برای شنیدن آماده است. او را، به آرامش می خوانم و می گویم هیچ کس تا خود به آرامش نرسد، نخواهد توانست بی قراری را به قرار آورد، پس اگر می خواهد کمکی به فرزندانش کند اول باید خود را به آرامش برساند، سپس پی کار دیگران برود. گفتم: ماه رمضان است، دل به فضل خدا ببند که دل های سخت را نرم می کند و میان فرزندانت و پدرشان بر مدار عطوفت و مهربانی رابطه ای دوستانه شکل خواهد داد و به سیاستی مومنانه آنان را کنار هم خواهد نشاند تا با چشمانی پر امید به هم نگاه کنند. این کلام امام مجتبی(ع)است که می فرماید«مفهوم و معنای سیاست آن است که حقوق خداوند و حقوق موجودات زنده و حقوق مردگان را رعایت کنی.» پس شایسته است همه حقوق هم را رعایت کنیم، مخصوصا پدران که از قدرت بیشتری برخوردارند، باید نسبت به رعایت حقوق همسر و فرزندان خود مومنانه پیش قدم باشند و هرگز حق ندارند در سایه حق پدری، حقوق انسانی و اخلاقی آنان را نادیده بگیرند یا سرپوش بگذارند بر حقوق همسر خویش.از طرف دیگر، فرزندان هم نباید طوری زندگی و رفتار کنند که حق پدری، خدشه دار شود و حرمت پدری آسیب ببیند. حق خدا را هم همه باید رعایت کنیم تا زندگانی خوب داشته باشیم، آ ن گونه که پیشوایان معصوم علیهم السلام چنان می کردند؛ همه حقوق را ادا می کردند و راز ماندگاری همگان نیز در ادای حق است. نام نیک ماندگار از این رهگذار میسر است. این روایت امام مجتبی را هم برایش خواندم که در یک پرسش و پاسخ تبیین فرمودند با این شرح که از ایشان پرسید: «زهد چیست؟» و امام فرمودند: رغبت به تقوا و بی رغبتی به دنیا. سوال شد: «حلم چیست؟» فرمودند: «فرو بردن خشم و تسلط بر نفس»سوال شد: «سداد و درستی چیست ؟» فرمودند: «برطرف کردن زشتی ها به وسیله خوبی ها». این ماجرا را نقل کردم و گفتم ما همه مسلمانیم لااقل ادعایش را داریم برای اثبات ادعا هم باید رفتار خود را به ائمه نزدیک کنیم فراتر از گفتار. پس مادر را و فرزندان را باید به صبر و تقوا دعوت کرد و پدر خشمگین را به حلم فرا خواند تا اوخشمش را فرو برد و بر نفس و زبان و دستانش تسلط داشته باشد و همسر و فرزندانش نیز جز به زیبایی رفتار و سلامت گفتار نیندیشند و همگی، با وسیله پاک کن خوبی ها زشتی ها را از کارنامه خویش پاک کنند، آن وقت خنده به جای گریه خواهد نشست. آن وقت رد بوسه بر صورت فرزندان خواهد ماند و کودکان خواب های شیرین خواهند دید...

خراسان - مورخ سه‌شنبه 1389/06/02 شماره انتشار 17632 /صفحه۸/خانواده و سلامت