| این «ناله ها» را «فریاد رسی» هست؟ |
|
آب، پیش از این معنای زندگی داشت و آبادی، اما مایه حیات می شود گاه جور دیگری ترجمه شود، آن گونه که در پاکستان و در شهر من شد و خانه ام را با خود برد. تا دیروز هر چه می دیدم، آب بود، آبادی بود و زندگانی و امروز تا چشم کار می کند سیل است و ویرانی، مرگ است و بی جانی اما... در انتهای چشمانم هنوز امید چراغ خویش را روشن دارد. من صدایم را به «یا للمسلمین» بلند کرده ام، آیا مسلمانان تنهایم خواهند گذاشت؟ نه، شیطان می خواهد امیدم را به ناامیدی گره زند. می گوید تنهایی ات به مرگ پیوند خواهد خورد من اما «ولا تیئسوا من روح ا...» خوانان صدای برادران و خواهران مسلمان را می شنوم که از دور و نزدیک،از ایران به یاری ام می آیند. بلا بارید از آسمان اما مطمئنم این بار رحمت از زمین خواهد جوشید. این ابتلا و آزمایش خداست، هم برای من که در سیل گرفتار آمدم و هم برای تو که در مرز سلامت صدایم را می شنوی. من به امتحان صبر مشغولم، امیدوارم تو در امتحان همت و جوانمردی سربلند بیرون آیی... این سیل را، این ویرانی را، چاره ای باید و آبادانی شاید که با هم افزایی جهانی ممکن است. من بر می خیزم، تو به یاری می آیی. جهان به یاری می آید، ما دوباره زندگی خواهیم کرد،شهر ما به مهر مردم مهربان آباد خواهد شد. من نام خیابان خانه ام را «ایران» خواهم گذاشت و مسجد محله ام را به نام مشهدالرضا خواهم خواند، زیرا که زندگی دوباره را با کمک تو به امید پیوند می زنم. من شما را می شناسم، ایرانی به خیرخواهی و غیرت نامبردار است. حتی به زنان و کودکان و پیران امید از دست داده هم نوید داده ام که دوستان ایرانی ما به یاری خواهند آمد. گفته ام ناامید نباشید. این بار دست محبت و مهربانی خدا از آستین به مهر و همت بالا رفته ایرانیان به در خواهد آمد و ما را یاری خواهد کرد. حالا زن و مرد، کوچک و بزرگ، منتظر همت شمایند آی ایرانی ها! ما همه منتظریم... خراسان - مورخ یکشنبه 1389/06/07 شماره انتشار 17636 /صفحه۸/آینه تماشا |
|
یکشنبه ٧ شهریور ۱۳۸٩ - gholamreza baniasadi | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| خوش آمدید |
|
تماس با ما |
| RSS Feed |
| اخبار هک و امنیت |







