این هم از شب احیای ما
ساعت ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٢ شهریور ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:
 

 هرکس شب احیایی دارد، شوق آدم ها را به مکان اشتیاق می کشاند. من اما این شب ها حالم دگرگون می شود. در زیر آسمانی از واژه ها و فریادها گرفتار آمده ام. واژه ها «احیا» را واجب و خواب را بر من حرام کرده اند و مرا به این فهم رسانده اند که «شب احیای» من باید به دنبال احیای صداقت ها و حقیقت ها و... باشم. پس اگر قلم به فریاد می آید این را بگذارید به حساب «شب احیا» بگذارید به حساب مولا علی (علیه السلام) که راز برخاستن است. راستی وقتی کودک دست به زانو می گیرد و یا علی می گوید وقد راست می کند آیا از این قلم خواهند پذیرفت، یا علی نگفتن را و نایستادن را؟ پس یا علی! یا علی! یا علی!...دیگران جوشن می خوانند، من به این یقین رسیده ام که باید جوشن نوشید و جوشن پوشید. دیگران دست در آسمان دارند و زبان به دعا، من اما باور دارم باید دست به یقه برخی کرد و زبان به فریاد گشود، این را هم بگذارید به حساب جراتی که نام امام علی(ع) به آدمی می دهد و اورا به اعتراض می کشاند و اینک من معترض هستم، به این که چرا باید در کشور امام علی(ع) روابط اقتصادی دچار بیماری هایی شود که با روح عدالت ناسازگار است.چرا برخی ها باید به آلاف والوف برسند و کاخ هم برایشان کم باشد و بسیاری توان خاکسترنشینی هم نداشته باشند. چرا باید روابط اداری برخی ها باعث شود گروهی برکشیده شوند و شایستگانی را فرصت تلاش نماند. چرا باید رفتار برخی از ماها به گونه ای باشد که حتی «عبادت ها» هم به ضد خود تبدیل شود. مگر نه این که ریا، نماز را هم به شرک می کشاند، چرا باید زبان هامان حرمت روزه  و رمضان را پاس ندارند و بیماری اجتماعی غیبت و تهمت و... انسانیت ما را به وضعیت اورژانسی درآورد؟ چرا باید نهاد خانواده، نهاد جامعه زیر بمباران تبلیغاتی دشمن به ویرانه تبدیل شود و آمار طلاق روبه فزونی هولناک بگذارد. آخر جامعه ای که رمضان دارد، شب احیا دارد، قرآن به سر می گذارد که وضعش نباید این باشد! چرا برخی هامان چنان بدبینانه به هم، به رفتار و کارنامه هم و یا حتی کارنامه مسئولان نگاه می کنیم که گویا اصلا سپیدی نمی بینیم و بیماری سیاه نمایی، فرصت دیدن سپیدی ها را نمی دهد و انگار هیچ کار مفیدی در مملکت نشده است و هیچ مسئولی را از قطعات سفید روزگار سهمی نیست.از سوی دیگر چرا برخی ها، چنان به سپیدنمایی مشغولند که بیغوله های سیاه را هم نمی بینند؟ به باور من سیاه نمایی سپیدی ها جنایت است و سپیدنمایی سیاهی ها خیانت، مسلمان اهل شب احیا و رهیافته به شب قدر باید حق بین و حق گرد وحق جو باشد. باید واقعیت ها را بیان کند و در مسیر حقیقت ها گام بردارد.دیگران در مراسم شب احیا بک یاا...گویان و بمحمد خوانان و بعلی نوشان سر به زیر قرآن می گذارند، من اما بر سر ایمان خویش چون بید می لرزم که شب احیای قلم من به کجا خواهد انجامید آیا به سحرروشن راه خواهم یافت و یا... بگذریم، خبرنگار بودن، رسالت سختی است در زمانه ای که سپیدنمایی سیاهی و سیاه نمایی سپیدی، میدان مسابقه این گروه و آن دسته می شود. باید خبرنگار بمانی، ببینی،بنویسی و از دایره اخلاق خارج نشوی، باید بدون هراس از زخم زبان ها و طعنه ها و خستگی ها و دلمردگی ها برای اصلاح جامعه تلاش کنی.باید یادت باشد اگر دیگران مالتان را وقف می کنند، تو باید خودت را وقف کنی، خودت را و قلمت را...هر کسی شب احیایی دارد و شب احیای من و قلم هم این گونه است دیگر...

خراسان رضوی - مورخ پنج‌شنبه 1389/06/11 شماره انتشار 17639 /صفحه۲/سیاست