مادر نگران و فرهنگ سازی فیلم ها
ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٤ شهریور ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:
سیاه و سفید(۲۷۱)

مادر بود و نگران امروز و فردای فرزندانش و فرزندان این ملک که باید فردا صاحبان این کشور و تقدیرکنندگان سرنوشت و تدبیرکنندگان امور مملکت باشند. او می گفت خانواده ها باید اولین کلاس درس زندگی باشند برای بچه ها. باید در خانه زیبایی و زشتی رفتارها ممیزی شود و چشم بچه ها به شناخت آن برسد تا وارد اجتماع که شد، شیادان بدی را خوبی، ناجوانمردی را زرنگی و همکاری با قانون برای شکار قاچاقچیان و نامردان و نامردمان را آدم فروشی برایش ترجمه نکنند. خانواده در کنار نهاد آموزش به اضافه پرورش باید تکمیل کننده هم باشند و نه خنثی کننده هم کتاب های ما هم باید زندگی ساز باشد و رفتار ما نیز هم. اگر رویدادها گاه «زندگی باز» می شود و گاهی زندگی ساز، علتش را باید در رفتار تربیتی خود بجوییم. این شهروند حرف های شنیدنی دیگر هم داشت و گریز زد به فیلم ها و سریال های تلویزیونی و گفت برنامه ریزان و نویسندگان و کارگردانان باید محصولاتی تولید کنند که به واقع فرهنگی و فرهنگ ساز باشد اما نه در ستیز با فرهنگ  دینی و ملی. او معتقد بود فیلم ها و سریال ها و رسانه ها باید طریقه صحیح لباس پوشیدن، درست حرف زدن، سالم زندگی کردن، انسانی رفتار کردن، قرآنی تعامل کردن، ایرانی بودن و ... همه و همه را به مخاطب بیاموزد و خط قرمزهای اخلاقی را حفظ کند و هنرمندانه رفتار کند نه این که شکستن خط قرمزها را هنر بداند. وی معتقد بود، بسیاری از کارهای هنری، پریشانی ذهن را به سوغات می آورد و نه تنها درست زندگی کردن را آموزش نمی دهد بلکه ناخواسته- تاکید می کنم- ناخواسته هنجارهای درست زندگی را هم با چالش مواجه می کند. او شاهد مثال هایی هم ذکر می کرد از این قبیل فیلم  و سریال ها و از رفتار نه چندان قشنگ هنرپیشه ها می گفت که گاه خجالت آور می شد. لااقل این قبیل رفتارها در بسیاری از خانواده ها جلف تلقی می شود.حرف دیگر این مادر نگران هم همان ضرب المثل معروف را به خاطر می آورد که با اندک دستکاری چنین می شود؛ «از ماهواره ننالیم که از ماست که بر ماست» و اگر نگوییم سکس پنهان، نحوه رفتار و گفتار برخی هنرپیشه ها پر از صحنه هایی است که ادامه اش به خیال بیننده واگذار می شود و این ذهن و ضمیر مخاطب را درهم می ریزد. پس اگر می خواهیم افراد از همان اول راه صلاح و فلاح را در پش گیرند و به کژ راهه باز نگردند باید در شیوه مدیریت ذهن مخاطب از سوی فیلم ها و سریال ها تجدیدنظر شود تا به تجدید نگاه جامعه هم منجر شود. نکته این که، اگر نگاه ها اصلاح شود و به سمت زیبایی سوق پیدا کند، همه چیز درست می شود و چنان که باباطاهر، می گوید «هر آن چه دیده بیند، دل کند یاد». خب وقتی دیده را به خوب دیدن عادت دهیم و گوش را به خوب شنیدن و زبان را به خوب گفتن، آن وقت دل هم یاد خوبی ها خواهد افتاد و فکر نیز در اختیار نیکی ها قرار خواهد گرفت تا لازم نباشد جناب باباطاهر «بسازد خنجری از جنس فولاد»، تا «زند بر دیده تا دل گردد آزاد» بلکه عینک هم خواهد گرفت برای دیده تا خوب ببیند و دلش یاد خوبی ها کند و آن وقت به دنبال خوبی خواهد رفت و خوب پنداری به خوب گفتاری و سپس به خوب رفتاری بدل خواهد شد و انسان به حق مسلم خود از زیبایی خواهد رسید. پس باید از فیلم سازان خواست هم نگاه خود را اصلاح کنند و هم نگاه آحاد جامعه را به سمت زیبایی ها توجه دهند تا به زیبا دیدن چنان عادت کنیم که هیچ شیطانی نتواند ما را به گمراهی بکشاند و به سمت زشتی ها سوق دهد...

خراسان - مورخ چهارشنبه 1389/06/24 شماره انتشار 17649 /صفحه۸/خانواده و سلامت