توجیه گری، امنیت سوزی است
ساعت ۱:٠٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٧ شهریور ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

* گفت: مسواک که می زنم، گاهی لثه هایم خون می آید... من که خود وضعی چنین داشتم، بی صبرانه پرسیدم: خب چه کار می کنی؟ منتظر بودم تا راهکار درست مسواک زدن را بگوید تا من هم همان کار را انجام دهم. اما او، گفت: چند مدت است که مسواک نزده ام! من هم سبک شدم انگار. اول دنبال راه کار درست مسواک زدن بودم اما حالا به یک توجیه برای مسواک نزدن رسیده بودم چون لثه من هم خونی می شد!...

* این توجیه گری خاص یک مسئله تنها نیست ابزار کار برخی از ماهاست تا از عذاب وجدان در مقابل سهل انگاری و اهمال کاری نجات پیدا کنیم. تازه طلبکار هم باشیم که مثلا چرا این همه دندان ها مشکل دارد و کسی کاری نمی کند و دست هامان را برای گرفتن یقه مسئولان بهداشتی و درمانی و حتی کشوری دراز می کنیم!* گذشته از بحث سلامت، در بحث امنیت هم، وظیفه شهروندی خود را و نیز وظیفه اخلاقی و دینی خود را از یاد می بریم و تولید و نگهبانی امنیت را فقط وظیفه پلیس و دستگاه قضا و... می دانیم، حال آنکه امنیت یک مقوله چند وجهی است با مولفه های گوناگون که نقش آفرینان گوناگون را هم طلب می کند و برای هر شهروند نقش حیاتی و مشخص تعریف شده است.پس حق نداریم با بی تفاوتی از کنار مسائل بگذریم. مطمئن باشید اگر به فرض وقتی زورگیر یقه یک نفر را می گیرد، دیگر افراد واکنش نشان دهند او هرگز موفق نخواهد شد و اگر حساسیت ها افزون شود در مکان خلوت هم جرأت یقه گرفتن از مردم را به خود نخواهد داد. اجازه بدهید یک‌نمونه عینی برای شما تعریف کنم؛ یک نوجوان دوچرخه اش را کنار دیوار گذاشته بود و با دوستانش در زمین حاشیه خیابان مشغول بازی فوتبال بود که یک مرد دوچرخه اش را برداشت و سوار شد و... آی دزد! بگیرید دزد را...

اول از گلوی یک نوجوان دیگر بلند شد. صاحب دوچرخه به دنبال دزد دوید با همه نوجوانی اش، یک جوان دیگر هم سوار بر دوچرخه ای دیگر به تعقیب سارق پرداخت رهگذر موتورسوار هم که ماجرا را فهمید از کوچه دیگر رفت او از جلوی سارق درآمد، صدای آی دزد چند نفر دیگر را هم متوجه کرد و به حرکت درآورد. مرد دزد مجبور شد دوچرخه را بیندازد و پا به فرار بگذارد...

* خب اگر نوجوان اولی می گفت شهر پلیس دارد و داد نمی زد، جوان دوچرخه سوار و مرد موتورسوار هم می گفتند شهر پلیس و قانون دارد و حقوق می گیرند برای حفظ امنیت و مهار سرقت و... سارق هم دوچرخه را برده بود، هم به سرقت های بعدی طمع می کرد هم نوجوان دوچرخه از دست داده، یک خاطره تلخ برای همیشه در ذهنش می ماند و زندگی اش را تحت تأثیر قرار می داد و هم خیلی عوارض دیگر شکل می گرفت. اما این شهروندان به دنبال توجیه نبودند، بلکه وظیفه مندانه رفتار کردند تا سارق ناکام بماند فکر می کنم اگر خود ما هوشیار باشیم و تکلیف خود را درست انجام دهیم بسیاری از ناهنجاری ها از میان می رود...

خراسان رضوی - مورخ شنبه 1389/06/27 شماره انتشار 17651 /صفحه۶/جامعه