بچه های امام رضا(ع) در جبهه
ساعت ۱:٠٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢ مهر ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

 در چنین روزهایی بود که دشمن یک جنگ تمام عیار را بر کشورمان تحمیل کرد. سال ۱۳۵۹ که از جشن پیروزی انقلاب، کام شیرین داشتیم و چنان از شادمانی سرشار بودیم که می خواستیم دنیا را در این شادی با خویش شریک کنیم، لب هامان در شکوه لبخند می شکفت و چشمانمان پر از مهربانی بود. می خواستیم ویرانه ها را آباد کنیم. می خواستیم حتی کبوتران را از قفس آزاد کنیم، می خواستیم دل همه مردمان را شاد کنیم اما... اما تاب نیاوردند این خوشی و شادکامی را و با تحمیل جنگ، ما را از جشن به جبهه کشاندند تا جنگی شکل بگیرد که اگر چه از سوی متجاوزان جنگ بود و پر از زشتی اما از سوی ما «دفاع مقدس» و سرشار از زیبایی. ما چشمانمان زیبا بود و زیبا می دیدیم لذا در وجب به وجب جبهه، بهشت را تجربه می کردیم. بمب بود، گلوله بود، آتش بود، فراوان هم بود، شعله هم می کشید، اما برای ما گلستان بود، ابراهیم شده بودیم که از آتش نمرودیان به سلامت می گذشتیم. نه این که شهید نمی شدیم، مجروح نمی شدیم، اسیر نمی شدیم، نه، اتفاقا ارج سلامت ما شهادت بود. از آتش با زره شهادت می گذشتیم. این تفاوت آشکار ما با دشمن بود. این تفاوت در نگاه و عمل ما هم نمایان می شد، آن جا که دشمن ناجوانمردی و درنده خویی را به اوج می رساند، از این سو، عشق و فتوت و جوانمردی به اعلا درجه می رسید. یادش بخیر آن روزها یادش بخیر آن شب هایی که تجلی عاشورا در شب قدر بود، یادش بخیر دلاوران خراسانی لشکر عشق که حرمت خانه زادی مولا امام رضا علیه السلام را با رفتاری پرشکوه  گرامی می داشتند. اگر کتاب دفاع مقدس را باز بخوانیم هم آن تفاوت ماهوی میان رزمندگان ما و جنگجویان سفاک دشمن را در خواهیم یافت و هم تبلور مکتب رضوی را در رفتار رزمندگان خراسانی خواهیم دید و به راستی چه کسی می تواند حرمت صیاد شیرازی را بفهمد و اهل حرم نشود جهاد و رزم و زندگی کاوه را ببینید و به ایمان رضوی نرسد؟ برونسی را ببیند و ایمانش به امام رضا محکم تر نشود. فرومندی را بشناسد و بر آستان رضا (ع) سر به احترام فرود نیاورد. چراغچی را ببیند و نگاهش به چراغ های حرم روشن تر نشود. فرودی را بفهمد و نگاهش در حرم فراز نیابد. فرامرز عباسی را ببیند و زبان کبوتران را نفهمد بابانظر را بشناسد و نگاهش در پنجره فولاد گره نخورد. حسینی محراب را ببیند و دلش یاد محراب های مکرر حرم امام رضا نکند. بابارستمی را فهم کند و لبانش به فهم زمزم سقاخانه آقا عارف نشود. شوشتری را تمام قد ببیند و ناز قامت کشیده گلدسته ها صلوات نفرستد. آری بچه های امام رضا(ع) متفاوت بودند ای کاش آن تفاوت را بفهمیم و امروز هم متفاوت باشیم...

خراسان رضوی - مورخ پنج‌شنبه 1389/07/01 شماره انتشار 17656 /صفحه٧/فرهنگی و هنری