عشق است نام تو آقا، امام رضا (ع)!
ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٦ مهر ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

که نگاهت دیری است چنان گنبد و گلدسته آقا را در خویش قاب کرده است که به هر جا می روی و می نگری ناگهان، دستانت روی سینه قرار می گیرد و لبانت معطر می شود در رقص کلماتی که جاری می شود؛ السلام علیک یا اباالحسن، یا علی ابن موسی الرضا (ع).

قصه ات شده است قصه بابا طاهر که همه ایمانش را دو بیتی می خواند که؛

به صحرا بنگرم صحرا تو بینم

به دریا بنگرم دریا تو بینم

به هر جا بنگرم کوه و در و دشت

نشان از قامت رعنا تو بینم

حالا همه جا گنبد و گلدسته می بینم. گاهی با خود می گویم این درست که مردم از اقصی نقاط جهان به مشهد، به خانه پدری خویش به حرم امام رضا (ع) می آیند اما هر کدام به فراخور حال خود، حرمی به وسعت فهم و معرفت خویش با خود می برند. به نظر من هر زائر که می آید یک حرم با خویش می برد یک پرچم ناپیدا بر آن گنبد به اهتزاز در می آورد و در بازگشت به شهر و دیار خود، سفیر آقا می شود و دلش هم می شود سفارت خانه دوست ... اگر به اطراف و اکناف عالم نگاه کنیم از این سفرا فراوان می بینیم که مدام یادشان پنجره فولاد را به خاطر می آورد و این روزها، آن یاد ها تازه می شود. آن چنان که بین یاد و یادگار و یاد نگهدار فاصله ای نمی ماند. گاه در قابی هنری شکل می یابد و راهی جشنواره می شود، یک باره به خود می آیی و می بینی قصه شده ای و سر از سمنان درآورده ای. نامه ای شده ای و از مازندران ،از همسایگی دریا روایت می شوی.

یک غزل ناب شده ای و از لبان یک شاعر در کرمان می تراوی. چاووش شده ای و صدای خوانشت از اردبیل برمی خیزد. تمام قامت می ایستی تا در قالب یک اثر حجمی در شیراز چشم ها را بنوازی. شعر رضوی تو را به مشاعره می کشاند تا در بوشهر بیت به بیت قرائت شوی. به اثری رادیویی تبدیل و در همدان میهمان گوش جان مردمانی می شوی که می خواهند امام رضا (ع) را در قرائت تو بخوانند.

واژه به واژه می شوی در روایت مهدویت و فرهنگ رضوی، بر دل کاغذ می نشینی، به پژوهش تبدیل و در قم از مقاله یک پژوهشگر تراوا می شوی. قصه گوها در دیار سرسبز مازندران به لهجه ای که همه آدم ها، درخت ها و دریاها می فهمند تو را روایت می کنند که معطر به رایحه رضوی هستی. تئاتر می شوی و در بجنورد روی صحنه می روی و باز حقیقت گونه وارد فضای مجازی می شوی و در قالب وبلاگ، جلوه می کنی و دگر باره راوی رضا (ع) و رضوان می شوی در فضای سایبر تا «مجاز» به حقیقت جواز عشق یابد و عاشقی «مجاز» شود. با این جشنواره در تهران می مانی تا «پیامک های» عشق، روایت شود. مثل چشمه هایی که به روایت بهار از دل زمین می جوشند و باز قلم می شوی تا در مطبوعات و خبرگزاری ها، قاصد حرم باشی که از معرفت می گوید و تهران را و ایران را و جهان را به نور بکشانی، که امام رضا(ع) نور است. بی بی معصومه نور است، دهه کرامت نور است، معرفت نوراست، عشق نور است و تو راوی نور می شوی نه تنها در ایران، که در31 کشورهای جهان هم تکرار می شوی به نام نامی امام رضا علیه السلام.

خراسان - مورخ پنج‌شنبه 1389/07/15 شماره انتشار 17667