دو گوش، هزار زبان !
ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ آبان ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:
سیاه و سفید(۲۹۴)
 

خوب شنیدن مهارتی است که به خوب اندیشیدن هم می انجامد، خوب اندیشیدن هم به انتخاب خوب، برنامه خوب و خوب انجام دادن برنامه گره می خورد. این را زمانی می شود با همه وجود لمس کرد که در جمعی قرار بگیری با آدم هایی که همه یادشان رفته خداوند دو گوش داده است و یک زبان. پس لااقل دو برابر گوش کن و نیم آن حرف بزن. اما بعضی هایمان فکر می کنیم زبان باید مدام به کار گفت باشد، نقل یک نمونه واقعی هم درک این واقعیت را که خوب شنیدن راه بهتر اندیشیدن و بهتر عمل کردن است، آسان تر می کند. یادم هست در یک جمع میهمان بودم و در خانه آنان بحث این شد که مثلا پشت بام خانه را اصلاحاتی انجام دهند، مسئله که طرح شد از پدر خانه تا فرزند ۱۳ ساله آنان اظهار نظر می کردند، حالا بماند این که هیچ کدام از کار سررشته نداشتند و با کارشناس امر هم مشورت نکرده بودند، این ها به حرف همدیگر نیز گوش نمی کردند! فقط همه حرف می زدند و سرانجام تصمیم گرفتند، خاک پشت بام را بکنند و بریزند پایین و با فرغون ببرند.اول خاک ها را کندند و پایین ریختند و سپس به نوبت، فرغون کشان خاک ها را حدود ۸۰۰ متر آن  سوتر ریختند و پشت بام صاف شد. آن وقت رفتند دنبال استاد که بیاید برای کار، او که رسید دست بر پشت دست زد که چرا چنین کرده اید؟ پشت بام باید به حالت سابق- مثل بام همسایه- باشد تا بتوان کار کرد! و این یعنی باز اعضای خانواده، فرغون کشان رفتند و خاک های ریخته شده را بار کردند و به زحمت به خانه آوردند و با دوصد زحمت به پشت بام رساندند و با هزار زحمت آب بردند و مثل اول کردند و استاد آمد و کار را انجام داد.این قبیل افراد عادت به مشورت ندارند بماند که اهل شنیدن هم نیستند فقط اهل گفتن هستند و چون مهارت شنیدن نیست و تعصب بر گفتن دارند، معمولا در کارها چنین می کنند. اما انصاف داشته باشیم هر کداممان در زندگی خیلی اهل شنیدن نیستیم. اهل گفتن هستیم و احساس می کنیم یک زبان برای ما کم است...

خراسان - مورخ پنج‌شنبه 1389/08/06 شماره انتشار 17685 /صفحه۸/خانواده و سلامت