سردار قاآنی :شهدا هنرمندترین مردم دوران بودند
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ آبان ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:
روایت عاشقانه ها در جلسه انصارالمهدی(عج)
 
 

«شهدا هنرمندترین مردم عصر خود بودند که کارهای نشدنی را شدنی و ناممکن ها را ممکن کردند. این جمله ای است که از لبان یکی از سرداران دفاع مقدس جاری می شود که در میان نیروهای زمان جنگ و یاوران فعلی اش بیان می کند. این کلام سردار اسماعیل قاآنی برای من تفسیری این چنین دارد: «شهدا همیشه هنرمندترین مردمان هستند» و چه هنری بالاتر از زیبا زندگی کردن، زیبا دیدن و به زیباترین شکل پر کشیدن؟ پاسخ این پرسش را در زندگی هر شهیدی که مطالعه کنیم خواهیم یافت، آنان زیبایی را انتخاب کردند و نتیجه این انتخاب هم این بود که از سوی خداوند برای شهادت انتخاب شوند و من هر روز ایمانم به این انتخاب دو سویه بیشتر می شود چنان که وقتی هم رزمان شهید سید اسماعیل میرفندرسکی از او و خصال زیبایش می گفتند درمی یافتم چرا باید او به شهادت برسد، با من همراه باشید در گزارش جلسه انصارالمهدی(عج) که این ماه به یاد شهید سید اسماعیل میرفندرسکی در خانه خواهر شهید برگزار شد.

 

فرهنگی گزارش جلسه شما میهمان شهید میرفندرسکی در خانه خواهر شهید هستید. این جمله مجری جوان جلسه است که ناخود آگاه چشم ها را میان تصویر شهید که بالای خانه بود و در خانه به گردش درآورد انگار حس می کردی، شهید از قاب تصویر پا بیرون می گذارد و جلوی در به استقبال میهمانانش می آید. در این حس ناب، رزمنده مداح، زبان به عاشورا خوانی متبرک می کند و تو با خود می گویی این عاشورا خوانی حلاوتی دیگر دارد چرا که این مردان در عاشورای هشت ساله، نسبت خود را با امام حسین(ع) معین کرده و نام خود را در فهرست «هفتاد و سومین نفر» نوشته اند. پایان زیارت، آغاز مراسم خاطره گویی از شهید والا مقام است. اما ابتدا حمیدرضا صدوقی، که نقش کارشناس مجری را دارد، به قول خودش از یک چهره جدید دعوت می کند تا بیاید و سخن بگوید، او نام غلامرضا بنی اسدی را اعلام می کند و به معرفی او و کارنامه روزنامه خراسان در نشر معارف دفاع مقدس می پردازد نوبت سخن که به بنی اسدی می رسد، از رزمندگان می خواهد، با ثبت و بیان معارف دفاع مقدس همچنان در جبهه بمانند، این روزنامه نگار می گوید: حادثه عظیم عاشورا، با آن شکوهش هم اگر ناشرانی چون امام سجاد(ع) و حضرت زینب(س) نمی داشت شاید در همان کربلا می ماند اما اگر امروز و هر روز و فرداها نیز توان استفاده از معارف عاشورا را داریم به خاطر این است که از جایی که دشمن نقطه پایان عاشورا می دانست نهضت نشر معارف حسینی و جریان تبلیغی کربلا آغاز شد. وی ادامه داد: همین مسئله باعث شد که نسل های بعد با مفهومی به نام عاشورا آشنا شوند و زندگی خود را به آن پیوند بزنند و در دفاع مقدس ما هم عاشورا بود که ما را به جبهه ها می کشاند. لذا امروز نسل دفاع مقدس باید رسالت زینبی و سجادی خود را با نشر معارف دفاع مقدس به انجام رساند.

 

گنج داریم اما...

بنی اسدی با بیان این که خوب نیست جامعه ای روی گنج، فقیر زندگی کند گفت: ما گنجینه دفاع مقدس را داریم که ذخیره معرفت و معنویت برای همیشه تاریخ است منتها برای گریز از فقر باید این گنج را استخراج کرد. وی در پایان از رزمندگان خواست رسانه ها را در بسط و نشر ارزش های دفاع مقدس یاری کنند. سپس حمیدرضا صدوقی، بحث را ادامه داد و به صورت مصداقی از شهدایی نام برد که از خود میراث گران بهایی از دست نوشته ها و آثار به جا گذاشته اند و یاد شهید فرودی را گرامی داشت. این پژوهشگر دفاع مقدس با گلایه از رزمندگانی که میراث معنوی تاریخ را همچنان در صندوق دل نگه داشته اند، تاکید کرد: حیف است این گنجینه ها کشف نشده دفن شود، وی با اشاره به عظمت و بزرگی شهید شوشتری گفت: متاسفانه چندان که باید دست نوشته و اثر مکتوب از این شهید وحدت در دست نیست؛ حال آن که او خود یک گنجینه بود، صدوقی گفت: از میان این همه فرمانده و رزمنده فقط سردار دهقان به من گفت بیا تا زنده هستم گفتنی هایم را بگویم. وی به هم رزمان حاضر در جلسه تاکید کرد: همچنان  که دیروز وظیفه داشتیم بجنگیم امروز تکلیف داریم از آن جنگیدن ها به صورت کتبی و شفاهی سخن بگوییم. وی سپس آقایان فرزین فر و مشهدی را به جایگاه خواند تا خاطرات خویش را از شهید بازگو کنند. فرزین فر، در معرفی شهید از نماز پرشکوه و پریقین و پراخلاص شهید گفت که درس آموز همه بود، وی شهید را فردی ورزشکار پرتوان اما عاشق گمنامی معرفی کرد که بسیاری حتی نمی دانستند که او ورزشکار است.

 

سیداسماعیل را بو می کشیدیم

وی با بیان ماجرای شهادت «سیداسماعیل» به ماجرای عجیب پیدا کردن پیکر این غواص دلاور پرداخت که با همان لباس غواصی هم تا مشهد آورده شد، او گفت: ما به دنبالش نمی گشتیم بلکه سیداسماعیل را بو می کشیدیم و یک عطر خاص ما را به سمت پیکرش رساند که سرش در انفجار خمپاره ۶۰ رفته بود. فرزین فر گفت: ما پیکر شهید را برداشتیم و با او اطمینان خاطر یافتیم و با وجود سخت گیری ها در حمل پیکر شهید انگار خود سید راه را برای ما باز می کرد که ما او را سوار بر «ایفا» تا معراج از جلوی ایست و بازرسی ها رد کردیم و به معراج شهدا رساندیم. مشهدی نیز با اشاره به سجایای اخلاقی شهید گفت: او در جان بذری کاشته بود که برای «داشت» آن نیازمند فضای مساعدی مثل جبهه بود، در جبهه هم اوج گرفت تا به فصل «برداشت» برسد که همانا در این فصل خداوند او را با شهادت برداشت کرد، او گفت: به باور من کسانی به درجه عظمای شهادت می رسند که این سه مرحله را پشت سر بگذارند که سیداسماعیل یا به قول ما «آقاامیر» چنین بود.

پخش نماهنگ عملیات و تصاویر نورانی شهدا بار دیگر خاطره های والفجر ۸ را در ذهن ها زنده می کرد و صدای گریه آوینی که از ادامه عاشورا می گفت نیز این خاطره ها را صیقل می داد تا چشم ها به چهره مرد خاطره ساز دفاع مقدس، سردار سرتیپ قاآنی، یا همان «آقا اسماعیل» زمان جنگ روشن شود و گوش جان به کلام او که با لهجه مشهدی  از عاشورای دفاع مقدس می گفت، رزق ناب خود را از میهمانی شهید برداشت کند، سردار قاآنی، شهدا را هنرمندترین آدم های دوران خود دانست که کارهای نشدنی را شدنی و ناممکن ها را ممکن کردند. وی گفت: اگر فرماندهان عملیات را طراحی می کردند به پشتوانه رزمندگانی بود که با ایمان آمده بودند و به فرماندهان هم جرات طراحی عملیات می دادند. این فرمانده زمان دفاع مقدس در ادامه بر «واقع نمایی» جنگ و رزمندگان تاکید کرد و افزود: بسیجی ها اگر چه آسمانی بودند اما از آسمان نیامده بودند بلکه از میان کوچه و خیابان  از کلاس درس و محل کار قد کشیدند، به جبهه آمدند و حماسه خلق کردند، او گفت: جنگ سخت بود، یک صحنه واقعی و جدی بود ولی متاسفانه انگار برای برخی ها این جدیت جا نیفتاده است. وی تاکید کرد: عنایت خداوند در جای خود شامل حال ما می شود این اصلا به آن معنا نیست که کار به آسانی به پیش برود. از قضا باورمندان به عنایت و امدادهای غیبی خود از همه بیشتر کمربندهای همت را محکم می کردند. سردار قاآنی یادآوری کرد که جنگ ما حساب و کتاب دقیق داشت و اصلا این طور نبود که افراد همین طوری خود را روی زمین بیندازند بلکه با نقشه و تدبیر میدان های مین را خنثی می کردند. این فرمانده زمان جنگ عبور از اروند و رزم ۷۵ روزه در فاو را براساس یک برنامه ریزی دقیق، کارشناسانه و توام با شجاعت دانست و تاکید کرد: در عبور از اروند یک دقیقه هم حیاتی بود و ما کاری کردیم که دنیا هنوز از تحلیل آن عاجز است.

سردار گفت: همین تلاش و نظم و ایمان خدادادی بود که شهدا را و شهدای زنده را به عنوان سندهای ماندگار ارزش های متعالی جاودانه کرد.وی افزود:باید مسیر و روش شهدا را حفظ کنیم، چرا که شهدا مسیرشان انجام تکلیف بود نه با تکلیف که با عشق و روششان نیز توام با ارزش های متعالی بود که ما را در موضع برتر قرار داد چرا که دشمن آمده بود تا با جنگ ما را وادار به تسلیم کند تا دست خود را بالا ببریم اما ما با رهبری امام بزرگوار جوری جنگیدیم که دست دشمن بالا رفت.

سخنان سردار که به پایان می رسد، مداح زبان به روضه می گشاید، روضه ای که رزمندگان عاشورای هشت ساله را به زیارت معنوی شهدای عاشورای سال ۶۱هجری می کشاند، پایان جلسه نیز باز خود یک آغاز دارد وقتی جلوی در خروجی، برادری ایستاده است با دو برگه، روی یکی از برگه ها، شماره جزئی است که هر فرد داوطلبانه به یاد شهید خواهد خواند و روی برگه دیگر، یک روز روزه و نماز است که به نیابت از او خواهند خواند و ما در آغاز یک عشق قرار می گیریم، عشق نماز، روزه، قرآن... و شهید...

خراسان رضوی - مورخ شنبه 1389/08/29 شماره انتشار 17703 /صفحه۷/فرهنگی و هنری