زندگی عاشورایی
ساعت ٤:٠۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٧ آذر ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

بسیاری از کسانی که در سپاه یزید به کربلا رفتند شاید یک تیغ هم نزدند، شاید دلشان هم نمی خواست بروند، اما رفتند. شاید از این که حتی سنگی به طرف سپاه امام بیندازند هم پروا داشتند اما رفتند، اما ایستادند تا بر انبوهی سپاه یزید افزوده شود. تا در چشم بزرگ بیاید، تا نبرد روانی را نه در برابر امام که در برابر همه کسانی که سر بیعت با باطل نداشتند ببرند و ...

این نقش آفرینی است که همه کسانی را که به کربلا رفتند - حتی اگر یک سنگ هم پرتاب نکرده باشند، یک فریاد هم نکشیده باشند - باز آن ها را در شمار قاتلان امام حسین(ع) به حساب می آورد و ما - بر اساس آموزه های دینی - همه آنان را لعن می کنیم و این لعن تا همیشه ادامه دارد و برای مردمان همیشه هم قابل بازتعریف است. مگر نه این که «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» باور بارور شده ماست و همواره زندگی را بر این اساس تعریف می کنیم و یقین داریم در عاشورا، همه چیز به دو نیم شد، یا حق و یا غیرحسینی. از آن روز تا امروز و تا همیشه این تقسیم بندی روشن تر از روز پیش وجود دارد و خواهد داشت و این ماییم که باید موقعیت، موقف و شکل ورود خود را به کربلا مشخص کنیم. این که تنها بر حسین ایمان خویش تیغ نکشیم کافی نیست بلکه باید در کنار او شمشیر زد و الا باطل خواهیم بود. چه در آن روز و در آن زمین، هر کس به هر بهانه ای در کنار حسین(ع) قرار نگرفت، در شمار باطل قرار گرفت و نام او در فهرست سیاه باطل کرداران ثبت شد. پس از آن روز نیز قصه همین است. هر کس در برابر آموزه های امام حسین(ع)، در زندگی فردی و اجتماعی خود، دو راه در پیش دارد یا رفتاری حسینی در پیش می گیرد و رستگار می شود و یا به راهی می رود که نماد و نشانه اش یزید است.حسینی بودن تنها به ادعا نیست، به زبان نیست بلکه صدق گفتار را باید کردار و رفتار تایید کند. امروز کسی می تواند خود را حسینی بداند و بنامد که بر اساس آموزه های امام زندگی کند، یعنی مطالعه کند امام چگونه زندگی می کردند و اگر حکومت را به دست می گرفتند چگونه شهروندانی پرورش می دادند و به اصطلاح شهروند موردنظر امام دارای چه ویژگی هایی است. وقتی پاسخ سوال و ویژگی ها را یافت، خود را بدان اخلاق، متخلق کند. چنین فردی می تواند خود را حسینی بنامد، حالا اسم و فامیل و زمان و زمین زندگی اش هر چه می خواهد باشد. مهم این است که هر کجا بود صلاح خواه مردم و اهل امر به معروف و نهی از منکر باشد و همواره در یاد داشته باشد که امام حسین علیه السلام درصدد اصلاح در امت اسلامی و پیراستن نازیبایی ها از قاموس جامعه بودند، لذا چون دیدند به حق عمل نمی شود و حاکمان از حق عبور کرده اند و مردمان انگیزه ای برای حق محوری در زندگی ندارند، تمام قد برخاستند تا با اصلاح رفتار همگان، آنان را به سوی آموزه های حقیقی اسلام بر گردانند تا روایت نبوی «حسین منی و انا من حسین» معنا یابد تا پس از «علت موجده» اسلام که در سیره حضرت رسول شکل یافت، «علت مبقیه» دین هم در نهضت حسینی رخ نماید و جامعه موردنظر حضرت رسول که در حقیقت جامعه موردنظر وعنایت خداوند است محقق شود...

خراسان - مورخ سه‌شنبه 1389/09/23 شماره انتشار 17723 /صفحه٩/اجتماعی