وقتی گفتن از طلاق آسان می شود
ساعت ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٧ دی ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:
سیاه و سفید(٣٠٩)
این روزها خبرها از افزایش طلاق حکایت دارد. در برخی مناطق به ازای هر ۴ ازدواج لااقل یک طلاق ثبت رسمی می شود. حالا بماند که طلاق عاطفی، بسیاری از زندگی ها را درهم پاشیده است، به نحوی که خیلی از به ظاهر خانواده ها، خانواده نیستند، یک جا نشین هستند، زیر یک سقف هستند اما صفای خانواده ندارند، شاید یکی از دلایل عمده این مسئله نوع نگاه به ازدواج باشد، نگاهی که چون تغییر یافته است، لاجرم پیامدهایش هم تغییر خواهد یافت. پیشترها نگاه به ازدواج به عنوان یک «امر مقدس و تعالی بخش » مطرح بود، می گفتند کسی که ازدواج نکند، ایمانش کامل نیست و افراد در ازدواج، به دنبال کمال ایمانی و اخلاقی خود هم بودند. آن را بستر خودسازی هم  می دانستند، به دنبال آرامش بودند زن لباس اخلاقی و تعالی دهنده مرد بود و مرد لباس کامل کننده زن. اما امروز برای برخی از آحاد جامعه، ازدواج از اوج یک امر مقدس به ورطه یک معامله و توافق تبدیل شده است که میان دو نفر شکل می گیرد. دو نفری که دو «تن» ، دو«من» ، می مانند و «ما» نمی شوند و روشن است وقتی دو «تن» و دو «من» باشند، بر سر منافع خود هم که شده است کارشان به مجادله و مقابله کشیده می شود و کار به سوی فسخ معامله و قرارداد پیش می رود. دیگر حتی تن آسایی ازدواج هم دلیلی برای بقای آن نیست. وقتی نگاه به ازدواج این گونه سطحی و حقیر شود، دیگر طلاق هم نفرت انگیز نخواهد بود. مگر خرید و فروش و معامله و فسخ آن در انظار زشت می نماید که افراد از آن شرم کنند که از طلاق چهره شان رنگ به رنگ شود؟ خب مثل دیگر معامله ها هرکس سوی خود می رود، تو آن ور جوی من این ور جوی و ... تمام! این روزها وقتی در همکلامی با برخی افراد دیدم که خیلی راحت از طلاق سخن می گویند و گاه آن را «دلپذیر» هم می نمایانند برخود لرزیدم، راستی چه بر سر اخلاق و پندارهامان آمده است که چنین می اندیشیم؟ با این «سنگ باران» دوری و طلاق و نامهربانی که در برخی خانواده ها می بینم، فردا برسر نسل امروز و فردا و بر سر جامعه ما چه خواهد آمد؟ ... .

خراسان - مورخ پنج‌شنبه 1389/10/16 شماره انتشار 17741 /صفحه٨/خانواده و سلامت